یکی از کارکردهای مهم رسانه اطلاعرسانی است. هر چند که امروز تعاریف جدیدی از رسانهها به ویژه از تلویزیون مطرح است و صاحبنظران رسالت جدید برخی از رسانهها را در مهمترین اصل کارکرد خود سرگرمی و ایجاد سرگرمی مینامند ولی هنوز هم آنچه مخاطب بیشتر از یک رسانه طلب میکند دریافت اطلاعات و آمار است. اما در برنامههایی که از رادیو و تلویزیون دولتی ایران پخش میشود به ویژه در برنامههای کارشناسی ورزشی اصلا به این موضوع اصلی یعنی اطلاعرسانی توجه نمیشود.
متاسفانه گزارشگران و مفسران ورزشی که محور اصلی برنامههای زنده و کارشناسی هستند هنوز درک مناسبی از این نکته ندارند و گاه در مورد برخی از خبرها و اتفاقات ورزشی حرفهایی میزنند که مخاطب تشنه دریافت اطلاعات را دچار هیجان و عصبانیت میکند. به عنوان نمونه یکی از گزارشگران کارکشته سیما در دقایق پایانی یک برنامه ورزشی که به پخش زنده آخرین بازیهای دوستانه برای حضور در جامجهانی ۲۰۰۶ آلمان اختصاص داشت نتایج به دست آمده در این مسابقات را با چنین جملهای شروع کرد:
« خب اجازه بدین من نتایج بهدست اومده در این دیدارها رو خدمتتون عرض کنم. بازی کرهجنوبی رو که حتما در جریان هستید و اما نتایج دیگر بازیها از این قرار است که ... »
و این گزارشگر محترم زحمت به زبان آوردن نتیجه این بازی را به خود نمیدهد، اما چرا؟
یکی از مشکلاتی که گزارشگران ورزشی دچار آن هستند این است که متاسفانه هنوز ذات رسانه را نمیشناسند و فکر میکنند تعداد مخاطبان برنامه آنها همانهایی هستند که در اولین دقایق برنامه آن را نگاه میکنند و تا آخر برنامه نه کسی از دایره مخاطبان آنها خارج میشود و نه کسی به این دایره اضافه میشود، یعنی اگر این گزارشگران یکبار در مورد خبری صحبت کنند و یا صحنهای را تحلیل کنند (البته به جز سیدیهای تبلیغاتی) در موارد بعدی آنها را با جملاتی مثل «همونطور که میدونید»، «صحنهای که در نیمه اول اتفاق افتاد»، «گلی که به ثمر رسید»، «همونطور که گفتیم»، «نتیجهرو که خودتون میدونید»، «نتیجهای که به دست اومد» و یا جملات مبهمی از این دست با مخاطب در میان میگذارند. باید گفتکه نسل امروز با توجه به زیرنویسها و اطلاعرسانی که شبکههای خارجی به ویژه در جامجهانی حاضر انجام میدهند لذت بیشتری از دیدن مسابقات فوتبال میبرند و به لطف این زیرنویسها هر وقت که دکمه تلویزیون را روشن کنند میتوانند از نتیجه و زمان بازی اطلاع کسب کنند. مثالی دیگر از این دست بازی ایتالیا مقابل غناست که در دور مقدماتی بازیهای ۲۰۰۶ آلمان برگزار شد. گزارشگر این مسابقه حول و حوش دقیقه ۷۰ بازی میگوید: «به نظر میآد ایتالیا دوست داره با حداقل گل غنا رو ببره» که اینجا تکلیف مخاطبی که نمیداند بازی یک بر صفر به نفع ایتالیاست مشخص نیست و مخاطب نمیفهمد که منظور گزارشگر از این حداقل نتیجه چیست؟ آیا ایتالیا حداقل گل را زده است یا میخواهد بزند؟ در دقیقه ۸۹ بازی هم گزارشگر همه نوع اطلاعات را در مورد ورزشگاه هانوفر و شهر محل بازی میدهد اما از گفتن نتیجه بازی دریغ دارد. در دقیقه ۹۰ بازی گزارشگر سه دقیقه زمان تلف شده را اعلام میکند اما نتیجه بازی که مهمترین موضوع است بیان نمیشود و اگر شما مخاطبی باشید که چند دقیقه است موفق به دیدن این بازی شدهاید باید متوجه باشید که نتیجه بازی کماهمیتترین موضوع از نظر گزاشگر برای شماست. البته گزارشگر در دقیقه ۹۱ از مشکلات خانوادگی بازیکن غنا صحبت میکند ولی ...
به نظر توجه بیشتر این عزیزان گزارشگر به لحظهای بودن رسنه و اینکه تعداد مخاطبان آنها پیدرپی در حال کم و زیاد شدن است میتواند در پوشش این کمبودها آنها را یاری کند.