نگران یکی از دوستانم هستم. برای تحصیل و زندگی رفت لبنان. چند ماهی میشود. تلویزیون زیرنویسهای شبکهی خبر را در تمام شبکهها نمایش میدهد. زیرنویسهای قرمز رنگی که اخبار تهاجم اسراییل به لبنان را میدهد...
قبل از شروع بازیهای جامجهانی، یکی از بچههای قدیمی نشریه در وبلاگش نوشته بود: ای کاش من هم یک جوان آلمانی بودم که دغدغهام فقط بازیهای جام میشد. تلویزیون افتتاحیهی جام را پخش نکرد. فقط مجری گفت: " افتتاحیه چیز خاصی نداشت." بازیها شروع شد و یکی یکی، توپها گل. برگزاری آن قدر منظم بود که حتی میشد ساعت را هم با شروع بازیها تنظیم کرد. همه چیز به قاعده و نظم.
ضعیفها حذف شدند و غولها ماندند. تیمی شگفتیساز نشد. تیمهای ضعیف دیگر نمیتوانند شگفتیساز شوند. فوتبال به قاعده شده است و قانون. زیباتر از بازیها، تماشای طرفداران تیمها بود که نمایشی راه انداخته بودند حیرت انگیز. تلویزیون هیچ کدامشان را نشان نداد.
انگاری تمام دوربینهای دنیا جمع شده بودند در استادیومهای فوتبال آلمان. فوتبالی که دیگر فقط ورزش نیست. پول است. قدرت است. شهرت است. زندگی است و سیاست. مرکل، صدر اعظم آلمان، بعد از گل تیم کشورش، تمام قاعدههای دیپلماتیک یادش میرود و حرکات موزون میکند. فوتبال برای بعضیها همه چیز است...همه چیز!
جام جهانی یعنی یک سوراخ رسانهای و اطلاع رسانی بزرگ. یعنی فیلمبرداری بازی فینال که دوربین از بیرون از استادیوم شروع به حرکت کرد و از بالا با یک نمای فوقالعاده زیبا وار�%A