شنبه 20 خرداد 1385
پنجشنبه، که آخرین امتحان را هم دادم، اول از همه رفتم . یک روزنامهی ورزشی خریدم تا برنامهی همهی بازیهای جام جهانی را داشته باشم. چه تابستانی میشود؛ دراز میکشم جلوی تلویزیون و اگر مهمان اهل فوتبالی هم باشد، چه بهتر. خوب تخمه و چای هم میآوریم. اینطوری میشود هی تخمه خورد و پوستش را پرت کرد وسط اتاق و اصلا هم به نقنق خواهر کوچکترم اهمیت نمیدهم که میخواهد بزند آن کانال، سریال درپیت ببیند. چه تابستانی میشود با بازیهای رونالدو و رونالدینهو و کرسپو و رودریگز و بالاک. دیروز با نصرتی شرط بستیم. من گفتم آرژانتین قهرمان میشود و ایران هم چون با مکزیک مساوی میکند و پرتقال و آنگولا را هم میبرد، میرود بالا... نصرتی میگفت برزیل قهرمان میشود و ایران هم حذف میشود؛ اگر خیلی هنر کند آنگولا را بزند.
داییم دیشب میگفت فوتبال را انگلیسیها درست کردهاند که من و تو را بازی بدهند. همین است که انگلیس تیمش قویست و داورها را اگر بخواهد، میخرد و قهرمان میشود.
جمعه 26 خرداد 1385
خوب، حالا به مکزیک باختیم که باختیم. عوضش آرژانتین بازی اولش را هرطور شده برد. نصرتی میگفت آرژانتین آفریقاییها را به زور برده ... من گفتم نه، نخواستند بازیشان را رو کنند.
اگر بتوانیم پرتقال و آنگولا را ببریم، میرویم بالا. اگر علی دایی هم آن جلوها قدم نزند، که چه بهتر. داییم میگفت انگلیسها نگذاشتند ایران مکزیک را بزند. میگفت اگر ایران مکزیک را میبرد، قیمت نفت توی دنیا میرفت بالا و برای انگلیس بد میشد. نصرتی میگوید پرتقال ایران را میزند.
توی مغازهی اکبر قرهقوروتی نشستیم به فیفا بازی کردن. من ایران را برداشتم و او برزیل. سهبهیک بردمش. بلند شد و قهر کرد، رفت. نامرد دانگ خودش را هم نداد.
پنجشنبه 1 تیر 1385
چه تابستان مزخرفی! با این وضعیت تیم ملی و آن همه موقعیت گل که جلوی آنگولا گل نکرد، خوب معلوم است که نمیتوانست برود بالا. مکزیک نامرد باخت، ولی بالا رفت.
نصرتی میگوید دایی با کریمی دعوا کرده، اردوی تیم به هم ریخته. داداشش از اینترنت دیده بود.
داییم میگفت انگلیسها ایران را حذف کردهاند و خودشان رفتند بالا. رویم نشد بگویم ایران اصلا در گروه انگلیس نبود.
از این به بعد دیگر آرژانتین قهرمان است. برزیل، سوراخ .... آرژانتین، هورا!