
از آنجایی که هفتسنگ یک مجله اینترنتی است ما هفتسنگیها یک گروه مجازی در اینترنت داریم که برایمان نقش فضای تحریریه را بازی میکند. بهجز جلسات حضوری فیزیکی در ماه، برای بحثوجدلها و دعواهایمان از این فضای مجازی استفاده میکنیم.
دیدیم بد نیست بهجای سرمقاله ویژهنامه جامجهانی برای شما روایت کنیم که این ویژهنامه در هفتسنگ چطوری شکل گرفت، تا با طرز تهیه ویژهنامههای هفتسنگ بیشتر آشنا شوید!
سنگ اول را رضا.ط انداخت و بعد از باخت ایران به مکزیک ایمیلی با موضوع کلوزاپ جام جهانی به گروه هفتسنگ فرستاد:
«پیشنهاد میدهم دوستان روی موضوع جامجهانی کار کنند و ایده بدهند. بعد از بازی با آنگولا فرصتی خوبی برای این کار است. طنز، مصاحبه با بازیکنان و کارشناسان، نقد، مقاله و عکس از سوژههای پیشنهادی است. ایدههای خود را میل بزنید. به امید شکست تیم ملی در دو بازی پیش رو.»
واکنشهای اولیه همه مثبت بود.
جلال در پاسخ به این ایمیل نوشت: «به شدت پایه هستم.»
و هیوا هم اینطور به ایمیل رضا پاسخ داد: «منم پایم.»
احسان هم اعلام آمادگی کرد تا در زمنیه تخصصی خودش یعنی موسیقی در مورد جامجهانی بنویسد:
«من هم پایه بودن خودم رو اعلام میدارم! هر چند در خصوص موسیقی ایرانی در جامجهانی در جاهای دیگه هم نوشته شده اما هنوز هم چیزهای زیادی میشه در این مورد نوشت.»
بعد از موافقان حالا نوبت مخالفان ویژهنامه بود. امید برای گروه اینطور نوشت:
«آقا من مخالفم. یعنی چی ویژهنامه جامجهانی و برانکوی احمق و هر چی دیگه در مورد این! حال به هم زنه دوستان... نکنید این کار رود، نکنید... اما یه چیز رو پایهام. آمار برانکو تو کرواسی رو دربیاریم. این جونور اروپایی شرقیای گدا یه زمان لیموناد سرو میکرده.
این کار خوبیه! بقیش نه! من با ویژهنامه مخالفم و وتو میکنم هر تصمیمی در این مورد رو... حالا خود دانید.»
جلال که در همه موارد آمادگی دارد در نقش دو نفر آدم ظاهر شود این بار هم پس از اینکه یکبار موافقتش را با ویژهنامه اعلام کرده بود، سه روز بعدش و بعد از باخت ایران به پرتغال موضع مخالف گرفت:
«با سلام. منم عصبانیم، میگم بیخیال شیم!»
بهجز مخالفان و موافقان هفتسنگیهایی با رای ممتنع هم وجود داشتند! نینا نوشت:
«من نظرم ممتنعه! ولی از اونجایی که خیلیها عصبانی به نظر میان، اگه ویژهنامه قراره همش فحش و فحشکاری و پریدن به این و اون از کار در بیاد اصلا کار نشه بهتره. حالا اگه مثل ویژهنامه برره بخواد باشه این یه بحث دیگست. ولی به نظر من اول میزانه عصب عمومی رو بسنجیم، اگه داشتیم بعد کار کنیم!»
اشکان هم اینطور وارد بحث شد:
«سلام، من پیشنهاد میکنم به نشونه اعتراض به بازیهای تیم ملی ایران ویژهنامهی جامجهانی رو بدون اینکه یک کلمه راجع به ایران بنویسیم منتشر کنیم! از تیمها و بازیکنها و مربیها و بازیهای خارجی مورد علاقه و مورد بحثمون توی جام جهانی بنویسیم. اینم یه جور اعتراضه بدون ناراحتی اعصاب! من هم پایهام درضمن! لطفن نظرتون رو راجع به پیشنهاد من بنویسید. یا حق»
اظهار نظر عباس به ابراز موافقتش با اشکان محدود میشود:
«من با اشکان سمنانی موافقم!»
سیامک هم وارد بحث میشود و البته پایان جامجهانی را برای انتشار ویژهنامه پیشنهاد میکند:
«سلام، خوبید!؟ بذارین ما هم بعد عمری نظر بدیم!! من حرفهای همه دوستان رو خودنم و به نظر من حرف نینای عزیز از همه عاقلانهتر اومد.. هفتسنگ همیشه دور از زردنویسی بوده و همیشه عادت داشته که از زاویه متفکرانه و نو به هر قضیه نگاه کنه و همین هم جذاب و متفاوتش کرده.
پس اول یه کم صبر کنید تا رگ ایرونیبازیمون بخوابه و یه کم عصبها راحت بشه و بتونیم درست فکر کنیم. اتفاقا به نظر من این مراسم بزرگ جهانی و نیز عکسالعمل ما ایرانیها درباره اون و شیوه برخورد ما چه در زمینه ورزشی و چه اجتماعی با این پدیده خیلی جای کار داره... خیلی میشه نوشت از جهات مختلف...
من خودم سعی میکنم حتما مطلبی راجع به این موضوع داشته باشم... فقط باز هم پیشنهاد میکنم لااقل تا بعد از پایان جام صبر کنیم تا هیجانها فرو نشسته باشه و هم وضعیت خیلی چیزها مشخص شده باشه. شاد باشید و برقرار.»
هیوا در مورد زمان ویژهنامه با سیامک مخالف میکند:
«به نظر من اگه این کار در گرماگرم مسابقات انجام نشه لطفی نداره و ارزشش کم میشه... فوتبال مثل چیزهای دیگه نیست و مسئله زمان خیلی مهمه! در واقع تا وقتی که تنور داغه باید چسبوند!»
محمد مهدی هم اینطور مینویسد:
«چند تا نکته به نظرم میرسه،
یکی اینکه این روزها همه جا دارند در مورد جامجهانی مینویسند و باید کار تکراری نکنیم. البته به نظر خود من این رویداد اینقدر اهمیت داره و اینقدر جنبههای مختلف داره که در وب فارسی بهش پرداخته نشده و اگه بچهها همت کنند میتونیم یک کار ماندگار در بیاریم.
یکی دیگه اینکه ویژهنامه قراره در مورد جامجهانی باشه و نه فقط در مورد حضور ایران در جامجهانی پس خیلی نمیشه نتایج ضعیف تیم ملی که اصلا دور از انتظار هم نبود و یه نوع یاس توام با عصبانیت در افکار عمومی ایرانیها نسبت به جامجهانی ایجاد کرده رو مبنای تصمیمگیری قرار داد. هر چند که یک بخشی از کار در حد چند تا از مطالب طبیعتا به حضور ایران در جامجهانی مربوط خواهد شد.
فحش و بد و بیراه گفتن به تیم ملی رو تو این روزها خیلیها در موردش نوشتند و انصافا خوب هم نوشتند و ما باید ببینیم علاوه بر اینها حرف تازهای داریم یا میخوایم همین حرفها رو دوباره به شکل دیگه تکرار کنیم.
فکر میکنم اگه رویکرد کلی کار رو بذاریم روی نگاه فانتزی به جامجهانی و پرداختن به حاشیهها و جنبههای هنری و اجتماعی و یک سری نگاههای شخصی و یک بخش کوچیک هم نوستالژیکبازی بشه کار خوبی درآود.
یه نکته دیگه رو هم مدنظر داشته باشید. تا پیش از حذف ایران از جامجهانی مسئله جامجهانی یک مسئله عمومی برای همه ایرانیها بود. اما از این به بعدش مسئلهایه که از عمومیتش کاسته شده و بیشتر مورد توجه فوتبالدوستهاست. یعنی انتشار ویژهنامه در هر کدوم از این مراحل برای مخاطبان متفاوتیه و از این به بعد افراد کمتری جامجهانی رو دنبال میکنند. البته من که خودم به شدت پایه جامجهانی و اینکار هستم و به شدت از انتشار ویژهنامه جامجهانی در صورتی که به این نتیجه برسیم که میتونه کار خوبی بشه و عملی بشه استقبال میکنم.
پیشنهاد من اینه که هر کدوم از دوستان به طور جزیی اگه ایده خاصی دارند در مورد مطلب یا مطالبی که میتونند بنویسند یا میتونند پیگیری کنند مطرح کنند. تا اینها رو روی هم بریزیم ببینیم چه مطالبی مد نظر دوستانه و مطالب در حد و اندازههای ویژهنامه میشه یا نه و اینکه منطقیه این کار رو بکنیم یا نه.
در مورد تیم ملی خودمون هم من پیشنهاد میکنم اگه انشاالله به آنگولا هم باختیم دستهجمعی بریم موهامون رو مثل امیر اسماعیلی که در اعتراض به باخت تیم ملی به پرتغال تریپ زیدانی زده از ته بزنیم و کچل کنیم!
بعد هم میتونیم یه عکس دستهجمعی بگیریم و برای رسانه ها بفرستیم. اینطوری هم تو این گرما کلهمون خنک میشه، هم کلی معروف میشیم، هم اعتراضمون رو نشون میدیم و هم سوژه برای یکی از مطلبامون جور میشه!
این هم خبر مرتبط: در اعتراض به شكست تیم ملی كشورمان در مقابل مكزیك، یازده جوان كرمانشاهی سرهای خود را با تیغ تراشیدند.»
شهاب هم مینویسد:
«سلام به همه علمای هفتسنگ! آقا به نظر من بیاید راجع به این حرف بزنیم که چرا ما ایرنیها هر کاری نصفه نیمه انجام میدیم. و چرا کاری که بر عهدهمونه ماست مالی میکنیم. مم فکر میکنم بزرگترین مشکل ما اینه که هیچ وقت نخواستیم جایگاه خودمون رو تو دنیا بشناسیم. حالا فوتبال نماینده قسمت کوچکی از نابسامانیهای کشوره. و اصلا به من چه!»
اشکان باز هم مینویسد:
«سلام، من یک داستان کوتاه درباره یک فینال خیالی در جام جهانی رو شروع کردهام. امیدوارم چیز خوبی از کار دربیاد! در ضمن یک سری پیشنهاد و ایده دارم که اگه دیگران یا خودم بتونم عملیش کنم خیلی خوب میشه.
فیلم آفساید از جعفر پناهی رو میشه نقد کرد که البته خودم هنوز ندیدمش ولی میگن خیابون انقلاب حراجش کردهن! البته اینطور که شنیدم بیشتر در مورد زنان و دختران و آزادی و اینجور چیزاست تا فوتبال! یا حالا هر فیلمی که ربطی به فوتبال داره ایرانی یا خارجی میشه در موردش نوشت یا اصلن همین کارتون فوتبالیستهای خودمون...میشه یه نفر بره تحقیق کنه ببینه بین فوتبال تیم ملی ژاپن و فوتبالی که تو این کارتون بازی میکنن چه رابطهای برقراره؟!! در ضمن اگه از بین دوستان نمایش فنز اثر محمد رحمانیان رو دیده باشن میتونن با یک دید تازه راجع بهش نوشت.
اووووم... فعلن بقیه پیشنهادهام یادم رفته! موفق باشید. یا حق»
بالاخره سر و کله سهیل که برای تماشای مسابقات به آلمان رفته است هم در بحث پیدا میشود:
«سلام دوستان، با حالی گرفته و غروری سر خورده از آلمان برگشتم! متاسفانه خب اگر تیم محلات رو میفرستادیم هم همین نتیجه رو میگرفت. البته فرقش این که اگه تیم محلات بود ممکن بود گل دوم رو از مکزیک نخوریم چون دروازهبان اونها احتمالا بهتر شوت میزنه.
بههر حال منم میتونم یه گزارش حاشیهای از فضای جامجهانی و استادیومها و طرفدارهای ایران و بقیه تیمها بنویسم، اگه فکر میکنید به درد میخورد. یه سری عکس هم دارام که شاید بشه روشون کار کرد. ارادت.»
محمد مهدی که پیشنهاد کرده هفتسنگیها ایدههایشان را در مورد ویژهنامه مطرح کنند ایدههای خودش را اینطور مطرح میکند:
«چند تا ایده در مورد ویژهنامه جامجهانی؛
اول اینکه فکر میکنم جمع کردن اساماسهایی که بعد از شکستهای تیم ملی خصوصا در مورد علی دایی رد و بدل میشه خودش یه مطلب جالب و ماندگار بشه. البته این کار رو دوستان موبایلدار میتونند انجام بدند.
بعد هم در مورد عملکرد یار دوازدهم و جهتگیریهاش در مورد تیم ملی قبل و بعد از شکست و کلا بررسی پوشش تلویزیونی مسابقات از رسانه ملی هم میشه خیلی چیزها نوشت.
یه نکته کلیدی دیگه هم در مورد هواداران تیمهاست که دوستان حتما تصاویر مربوط به هواداران رو در سایتهای مختلف دنبال میکنند. به نظر من روی این تصاویر هم میشه کار کرد و حتی خودش در حد یه ویژهنامه جای کار داره!
آخرین نکته هم اینکه بازی کامپیوتری فیفا ای-اسپورتس، ورژن ویژه جام جهانی داده. میشه در مورد این بازی کامپوتری نوشت.
ضمن اینکه من و داداشم تیم ایران رو برداشتیم و با صلابت و پشت سر گذاشتن همه حریفها قهرمان جام شدیم. کاپ اخلاق رو هم گرفتیم. علی دایی هم با بیستوچهار گل آقای گل مسابقات شد و رکورد گرد مولر و بابای گرد مولر رو زد!
یه نکته اینکه برخلاف سمپاشیهایی که دوستان انجام میدند و میگند که تو بازی فیفا تو پلیاستیشن و کامپیوتر نمیشه علی دایی رو تعویض کرد واقعا باید توجه داشت که این واقعیت نداره و همش توطئه علیه فدراسیون دادکانه. من خودم علی دایی رو بعد از اینکه گل بیست و چهارمش رو زد تعویض کردم و تعویض انجام شد.
خلاصه من میتونم گزارش این قهرمانی رو بنویسم. فکر کنم به ترمیم غرور ملی جریحهدار شده ملت هم کمک کنه. ضمن اینکه میتونیم با سپ (بلاتر) هم صحبت کنیم گلهایی که علی دایی اینجا زده رو جزو گلهای ملیش حساب کنند بلکه علی دایی ببینده رکورد گرد مولر و رونالدو رو هم زده و دیگه رکوردی نمونده که بزنه از تیم ملی بکنه.
اگه کسی ایدهای داره مطرح کنه تا جمعبندی کنیم. باسپاس.»
نینا هم ایدهاش را مینویسد:
«خب من هم احتمالا بتونم یه چیزی تو ژانر نوستالژی بنویسم! در مورد اولین جامجهانیای كه یادمه (فكر كنم 98 بود) كه برزیل و ایتالیا رسیدن به فینال و چون همه میگفتن ایتالیا با مردهخوری اومده بالا و من هم فكر میكردم مردهخوری كار خیلی بدیـه، طرفدار برزیل شدهبودم. در ضمن عاشق ببتو هم شده بودم شمارهش هم یادمه 11 بود! قبل از اون هم با حذف آرژانتین یه شكست عشقی خورده بودم چون عاشق باتیستوتا بودم! (اصلا میتونم ستون لگدپرانیهای عاطفی در دوران جامجهانی رو افتتاح كنم!!) راجع به جامجهانیهای بعدی هم كه بزرگتر شدم و عاشق بازیكنهای دیگه شدم هم نمینویسم كه زیاد زرد نشه! تازه تو همون جامجهانی 98 كلی هم نقاشی از بازیكنان مورد عشقام(!) كشیده بودم كه اگه دفتر نقاشیـه رو پیدا كنم میتونم نوستالژیم رو مصور كار كنم! و خلاصه همین! فعلا...»
خب، ایدهها مطرح میشود و بعد از حدود ده روز بحث بالاخره هفتسنگیها به نتیجه میرسند که ویژهنامه داشته باشند! محمد مهدی مینویسد:
« البته ایتالیا همیشه با مردهخوری و شانسی میآد بالا ولی اون جامی که میگی جام نود و چهار بود!
در ضمن فکر کنم با توجه به ایمیلهای دوستان و ایدههایی که مطرح شده بشه یه ویژهنامه قابل قبول درآورد. دوستانیکه پایه هستند مطالب رو آماده کنند و تا هفته آینده برای من بفرستند که ویژهنامه رو برسونیم هر چه زودتر. با سپاس.»
هفتسنگیها در مورد ویژه نامه به نتیجه میرسند، اما ایمیل قبلی شروع بحث جدیدی میشود که نتیجه و پایانی هم ندارد. هیوا که طرفدار سرسخت ایتالیاست از ایمیل قبلی غیرتی شده!
« ایتالیا؟ مرده خور؟ آقا جان هرچند اینجا جای کریخونی و این جور حرف ها نیست!! ولی وقتی اسم ایتالیا در میان باشه من به شدت غیرتی میشم! آقا جان تیم ملی من ایتالیا هستش! وطرفدار دوآتشه هستم! مراقب باشید در مورد ایتالیا لطیف صحبت کنید!!!!! در ضمن افتخار میکنم که طرفدار ایتالیا هستم و از برزیلیهای کاکا سیا، آرژانتین گداگشنه، آلمان گوشت تلخ و البته ایران لعنتی به شدت تنفر دارم!!!! هه هه
ایتالیا قهرمان میشه
خدا میدونه که حقشه
به لطف بوفون و بچهها
ایتالیا قهرمان میشه!
آخی دلم خنک شد!ا
نبووووووووووووووووووود؟»
البته طبیعی است که توهین هیوا به تیمهای دیگر بی پاسخ نماند! شهاب طرفدار آرژانتین هم عصبانی میشود:
به جون مادرم اگه یه نفر دیگه پشت سر آرژانتین حرف بزنه هفتسنگ رو با خاک یکسان میکنم! نگین نگفتی!»
این هم جواب بدون شرح هیوا:
«آقا ببخشید! آرژانتین هم خوبه! اقلا از برزیل خیلی دوستداشتنیتره!
دلم میخواد پای رونالدینوی میمون بشکنه!»
درگیری هفتسنگیها که به اینجا رسید مصادف شد با شکست برزیل مقابل فرانسه. طرفداران برزیل هم وارد بحث میشوند. امیر مینویسد:
«آقایان و خانوما سلام. من با ابراز ناراحتی از شکست برزیل با تمام کودکان برزیل که فوتبال از نان شب هم برایشان واجبتر است همدردی میکنم.
با احترام و به امید پیروزی ایتالیا بر آلمان.»
سهیل، یک آرژانتینی دیگر هم بعد از حذف تیمش اعلام موضع میکند:
« ضمن اعلام انزجار از همه تیمهای آلمان و فرانسه، اعلام میدارم که بعد از حذف آرژانتین اعتباری برای جامجهانی نموند و اصولا از این به بعدش فقط امیدوارم آلمان قهرمان نشه.
البته امیدوارم ایتالیا قهرمان شه بلکه التیامی باشه بر دردهای کودکان برزیل که در شابدلعظیم فوتبال براشون از نون شب هم واجبتره!»
و طرفداران فرانسه هم. محمد مهدی:
« در مورد تیمها فکر میکنم بازی برزیل و فرانسه مشخص کرد که چه کسی شایسته قهرمانیه. همه این آرژانتین و ایتالیا و برزیل و انگلیس شماها و بازیکنهای معمولیشون یه طرف زیدان ما هم یه طرف. خلاصه ایشالا که تیم زیدان برای دومین بار جام رو میبره، تو فینال هم چهار تا حرکت میاد تا بفهمید فوتبال یعنی چی.
طرفدارهای ایتالیا هم اگه خیلی ادعاشون میشه آلمان رو بزنند بیاند تو فینال تا اونجا حالیبشون کنیم، هر چند که عرضه این کار رو هم ندارند!
ضمنا مطلبهای ویژهنامه جامجهانی یادتون نره و کسایی که هنوز نفرستادند بفرستند.
به امید پیروزی زیدان - شعار ما: برابری، برادری، بربری»
تا اینجای بحث هفتسنگیها بازیهای جامجهانی به مرحله نیمهنهایی رسیده است. هفتسنگیها که ظاهرا ویژهنامه یادشان رفته فعلا مشغول کلکل کردن هستند!
هیوا خوشحال از برد ایتالیا ایملی به گروه میفرستد با این متن:
«بدون شرح!»
محمد مهدی به عنوان طرفدار فرانسه شب بعدش پس از برد فرانسه به طرفداران ایتالیا مثل خودشان جواب میدهد:
«بدون شرح!»
خب به بازی فینال نزدیک میشویم. ظاهرا طرفداران آرزانتین با طرفداران ایتالیا ائتلاف میکنند! سهیل مینویسد:
«علیرغم میل باطنیم از همین الان اعلام میکنم باید ایتالیا قهرمان بشه. چون من نمیخوام قیافه مغموم هیوا رو ببینم. خلاصه مهدی جان که هر روز شباهت ظاهریت به زیدان بیشتر میشه(!) از همین حالا دست به دعا باش برای بازی شنبه. هر چند که هنوزم میگم هیچکی به جز آرژانتین لیاقت بردن این جام رو نداشت اما واقعا کاناوارو برای خودش محمود فکریه! آفرین به این تعصب! البته اون کرگردنه گتوسو هم خوبه، من دوستش میدارم و اخوی مبارک جناب فرانچسکو خان!
این هم اوج نگرانی یک طرفدار ایتالیا، هیوا:
«از همین سولاخ اعلام میکنم اگه فرانسه قهرمان شد من موهام رو از ته میزنم!»
اشکان هم به ائتلاف ایتالیاییها میپیوندد:
«سلام، آرژانتین هافبکهای آلمان که این همه بهش مینازه رو تموم مدت نابود کرده بود. آلمان فقط میتونست توپ رو تو زمنیه خودش بگردونه. ایتالی فقط روی همون فرصت طلایی و زیرکی و خر شانسی همیشگی تونست آلمان رو ببره. البته من در بازی فینال ایتالیا رو حمایت میکنم! ایتالیا قهرمانه!»
خب فینال برگزار میشود و نتیجه را هم که میدانید. طرفداران هفتسنگی فرانسه پیشدستی میکنند و چند دقیقه بعد از پایان بازی فینال قبل از اینکه ایتالیاییها ایمیلی به گروه بفرستند وارد عمل میشوند. رضا.ط مینویسد:
« بدینوسیله من و مهدی دو تن طرفداران فرانسه در جلسه بعدی هفتسنگ با کله سبک زیدانی از تمام ایتالیاییها استقبال خواهیم کرد!»
این هم جواب دندانشکن هیوای ایتالیایی:
«نننننفففففسسسککککشششش!
ایتالی قهرمان!»
جلال که بعد از قهرمانی ایتالیا طرفدار این تیم شده هم خوشحال است:
«سلام. بدینوسیله اعلام میگردد ایتالیا قهرمان شده، خدا میدونه حقش بوده.
کله هم میزنیم! بیاین جلو!
امضا: یک آدم فرهنگی جوگیر!»
خب، این هم از این. فعلا شما ویژهنامه را بخوانید تا ببینیم در جلسه بعدی هفتسنگ طرفداران فرانسه با کلهزیدانی چه بلایی سر طرفداران ایتالیا میآورند!
قبول نیست آقا! قبول نیست! دوربین مـخفی کار گذاشته بودی! یه ندا میدادی یه کم لفظ قلم حرف میزدم که یه وقت این شائبه پیش نیاد که من شخصیت فرهنگی و فرهیختهای نیستم!