روزی روزگاری فوتبال
حمیدرضا صدر
نشر آویژه
چاپاول- ۱۳۷۹
۴۴۲ صفحه
حمیدرضا صدر که تا پیش از مسابقات جامجهانی بهواسطه مقالاتش در نشریات ورزشی برای فوتبالدوستان بیشتر به عنوان یک چهره مطبوعاتی شناخته میشد در ایام برگزاری مسابقات با حضور مداوم در برنامه شبانه یکجهانیکجام در قامت یک کارشناس ورزشی به یک چهره تلویزیونی هم تبدیل شد.
صدر کتابی دارد با عنوان «روزی روزگاری فوتبال» که از جمله معدود کتابهای ورزشی چاپ شده قابل توجه در سالهای اخیر است. در این کتاب به ورزش فوتبال از منظر سیاست، تاریخ و مردم نگاه میشود و وضعیت فوتبال و اثرات اجتماعی این ورزش در چند کشور در فصلهای کتاب بررسی میشود.

مطالب کتاب در چهارده فصل بررسی میشود که هر فصل به فوتبال یک کشور یا منطقه جغرافیای اختصاص دارد.
فصل اول کتاب با عنوان «تیغ و ابریشم» به بررسی تاریخ فوتبال ایران و جنبههای سیاسی-اجتماعی آن اختصاص دارد. صدر داستان ورود فوتبال به ایران را اینطور روایت میکند: « مردم با نگاهی حاکی از پرسش به بازی مخصوص انگلیسیها در دروازه دولت نگاه میکردند. نوعی واکنش منفی نسبت به حرکات فرهنگیهایی که شلوار کوتاه و پیراهن رنگی میپوشیدند موج میزد. برای آنها بازی با توپ متعلق به عدهای از خدا بیخبر بود، و کسانی بودند که این افراد را کافر بخوانند یا حرکاتشان را گناه کبیره بدانند.»
صدر پس از روایت داستان علاقهمند شدن جوانان ایرانی به بازی فوتبال و فراگیر شدن این بازی در برخی مناطق شهر تهران به ماجرای اولین سفر یک تیم فوتبال از ایران به خارج میرسد: «دولت کمونیستی شوروی پس از تاجگذاری رضاشاه در ۱۳۰۴ تیم فوتبال ایران را برای انجام سه مسابقه با بادکوبه دعوت کرد. تیم با دو شکست و یک تساوی به ایران بازگشت و با برخورد سردی مواجه شد. اما بازیکنان تیم ایران امیدوار بودند در مراجعت به ایران با استقبال مواجه شوند یا حداقل مسئولان مملکتی مدال یا جایزهای به آنها اعطا کنند. اما در پایتخت بیگانه با فوتبال از نشان و جایزه خبری نبود. حتی روزنامه فکاهی ناهید در صفحه اول خود تصویری چاپ کرد که در آن یک فوتبالیست روسی با پایش ضربهای به پشت بازیکنان ایرانی زده و هر یک را به گوشهای پرتاب کرده است. زیر این طرح با طنازی و لغزخوانی فراوان نوشته شده بود: نتیجه مسابقه ایران و شوروی. بازیکنان ایران با دیدن شمایل واژگونه خود بخ خشم آمدند و تصمیم گرفتند صاحب روزنامه ناهید را برای این بیحرمتی ادب کنند. آنها با پنهان کردن چوب در آسیتنهای خود به دفتر روزنامه ناهید رفتند و پس از گوشمالی مدیر روزنامه، همه چیز را به ویرانی کشیدند. ماموران پلیس همه بازیکنان را دستگیر کردند. آنهایی که تا چند روز پیش رویای نشان و جایزه میدید، خود را همچون جانیان و قطاعالطریقها در زندان یافتند.»
صدر در ادامه داستان تشکیل تیمهای اولیه فوتبال و پیشگامان فوتبال ایران ایران و فوتبال ایران در دهههای بعد را روایت میکند. بخش مربوط به وضعیت فوتبال ایران در سالهای نخست پس از انقلاب هم از جمله بخشهای خواندنی کتاب است: « انقلاب، فوتبال را یکی از مظاهر منفی رژیم شاه قلمداد ساخت و ضرورت ادامه آنرا زیر سوال برد. طعنهها و نیشها زدند، شمشیرها را از رو بستند و فوتبال را متهم کردند. همه از مردم قهرمان گفتند و توپ و تیردروازه را مقصر شناختند که آنها را به بیراهه میکشاند. در شرایطی که تیم ملی فوتبال ایران در اردوی آمادگی بوشهر برای شرکت در مسابقات آسیایی بسر میبرد، تظاهرات گستردهای علیه تیم ملی در بوشهر برگزار شد. شعار تظار هندگان این بود: اردوی تیم ملی، خیانت است به ملت.»
بخشهای دیگر از فصل اول کتاب وضعیت فوتبال در زمان جنگ ایران و عراق، تشیکل و رشد باشگاههای شاهین، استقلال، پرسپولیس و نقش علی پروین در فوتبال ایران را بررسی میکند.
فصلهای بعدی که کتاب به فوتبال کشورهای بریتانیا، اسپانیا، ایتالیا، آلمان، فرانسه، سوئد، ترکیه، شوروی، یوگسلاوی، برزیل، آرژانتین و کلمبیا میپردازد.
در توصیف برخی از فصول صدر در مقدمه کتاب مینویسد: « اگر در فوتبال اسپانیا، جداییطلبی برخی از ایالات جلب نظر میکند، در فوتبال برزیل مسئله سیهان و نژادپرستی برجسته است. در این کتاب فوتبال آرژانتین با حضور نظامیان، کلمبیا با قاچاقچیان مواد مخدر، سوئد با آماتوریسم، یوگوسلاوی یا دیگیریهای قومی، ایتالیا با تماشاگرانش، روسیه با باشگاهداری دولتی و ترکیه با اصرار برای ورود به جامعه اروپایی مورد تحلیل قرار گرفتهاند. فصل مربوط به بریتانیاییها، چرایی برخورد متفرعانه آنها با دنیا و اوباشگری را مدنظر قرار میدهد و در بخش فوتبال زنان، زمینههای اجتماعی توفیق تیم ملی فوتبال زنان آمریکا در مقایسه با همتایان مردشان ارائه میشود.»
کتاب حاوی اطلاعات جالبی در مورد تیمهای باشگاهی و ملی کشورهای مختلف و جنبههای غیرورزشی ورزش فوتبال است و خواندن آن به همه فوتبالدوستان توصیه میشود. هر چند که پس از اتمام نسخههای چاپ اول، کتاب هنوز تجدید چاپ نشده است و به سختی در بازار قابل دسترسی است.
خدا حافظ به سلامی که کردم
نمیدانستم که به کی و به چی سلا م دادم
شاید به یک فضا پر کن سایت یا یک ورق سیاه کن
انسان به ظاهر مسول در دورانی که انسان کشی و انسانیت کشی به ایران هجوم اورده و محمدی ها و .....را به مسلخ میبرند غم تو شاید نون پنیر فو تبال باشد
salam
khaste nabashid
man morabiye ye time fotsalam donbale ye seri etelaat baraye tamrine timam hastam rasti time man rde seniye nonahalan hastesh
salam
omidvaram khoob bashid.mikhastam bedoonam age bekham ketabe roozi roozegari footbalo bekharam chekar bayad konam.
merc