English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- توقف فعالیت‌های گروه اینترنتی هفت سنگ
- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!


 
 

  شعر طنز


زخم نامرحم!

 

   

نظرات خوانندگان  (1)

 

  نويسنده: مهدی استاداحمد

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
دگر پیشم نمان، بگذار و بگذر / مرا با عشقمان بگذار و بگذر / نمان اینجا برو قم، رشت، اهواز / سمیرم، زاهدان بگذار و بگذر / اگر دنیای هم بودیم روزی / مرا با یک جهان بگذار و بگذر
 

دگر پیشم نمان، بگذار و بگذر
مرا با عشقمان بگذار و بگذر

نمان اینجا برو قم، رشت، اهواز
سمیرم، زاهدان بگذار و بگذر

اگر دنیای هم بودیم روزی
مرا با یک جهان بگذار و بگذر

برایت چون شرابی کهنه بودم
مرا در استکان بگذار و بگذر!

غبار عشق اگر رویت نشسته
خودت را بتـــّکان! بگذار و بگذر

زمان رفتنت لب ور نچینم
برای امتحان بگذار و بگذر!

اگر با هم برایت نیست ممکن
بیا یک در میان بگذار و بگذر (؟!)

قسم بر هر خدایی می پرستی
نکش خط و نشان، بگذار و بگذر

قسم خوردن اصولا کیف دارد
قسم را لای نان بگذار و بگذر!

اگر خوردم شکست از لشکر عشق
مرا در پادگان بگذار و بگذر!

برایت صد هزاران خرج کردم
برای یک قران بگذار و بگذر

برایت از برک دامن خریدم
تو در هاکوپیان بگذار و بگذر!

مرا یک زخم نامرحم علاج است
به زخمم استخوان بگذار و بگذر

لباست چون مچاله روی تخت است
ردیف و قافیه بسیار سخت است (!)

دگر لطفا لباست را تنت کن!
و یا در جامه دان بگذار و بگذر

بخور صبحانه ات را قبل رفتن
عسل را در دهان بگذار و بگذر (!)

اگر از آسمان هم سنگ بارد
بگویم همچنان بگذار و بگذر

عجب جای طنین داریست حمام
بیا با من بخوان «بگذار و بگذر»!

بیا تا عشق را از تن بشوییم
خودم را توی وان بگذار و بگذر

سر و پای تو را لازم ندارم
مرا در آن میان بگذار و بگذر (!)

ندارم خواهشی دیگر عزیزم
فقط غیر از همان بگذار و بگذر

دگر یادم نیاید چیزی اما
تامل کن...، آهان ! بگذار و بگذر!


مهدی استاداحمد

 

 تاریخ انتشار:   June 30, 2006 9:33 PM


1 Comment

kheily khonak bood vaghean


 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir