English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- توقف فعالیت‌های گروه اینترنتی هفت سنگ
- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!


 
 

  ترجمه ادبی


Pan... Panic!

 

   

نظرات خوانندگان  (5)

 

  نويسنده: نینا جمشیدنژاد

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: nina.j.nejad-at-gmail.com

 
 
در افسانه‌های یونان آمده‌است که پن(Pan) - خدای رمه و چوپانی - از بدو تولد پاهایش سم داشت و از زانو به پایین که نگاه می‌کردی انگار یک بز راست‌راستکی جلویت ایستاده‌بود. تازه می‌گویند دو تا شاخ هم روی سرش داشته.
 

حتما بارها کلمه‌ی انگلیسی Panic را شنیده‌اید. جالب است بدانیم که این کلمه ریشه در افسانه‌های یونان باستان دارد.



در افسانه‌های یونان آمده‌است که پن(Pan) - خدای رمه و چوپانی - از بدو تولد پاهایش سم داشت و از زانو به پایین که نگاه می‌کردی انگار یک بز راست‌راستکی جلویت ایستاده‌بود. تازه می‌گویند دو تا شاخ هم روی سرش داشته. بچه‌ی بیچاره را حتی مادرش هم از خودش طرد کرده بود و رویش نمی‌شد هیچ‌جا بگوید بچه‌ای که زاییده نصف‌اش بز است.(1) پن بیچاره در بزرگسالی هم در زندگی شانس نیاورد و حتی یک حوری هم نتوانست تور کند؛ اول که گلویش پیش اکو (2) گیر کرده‌بود. ولی اکو برای‌اش کسر شان داشت با همچین موجودی بپرد. پن هم که این‌طور دید اکو را نفرین کرد و به خاطر همین نفرین است که اکو بعد از آن دیگر نتوانست از خودش یک کلمه هم حرف بزند و تنها می‌توانست حرف‌های دیگران را تکرار کند. بعد از اکو هم نوبت به یک حوری دیگر رسید که پن این یکی را چنان از ته دل نفرین کرد که دختر بیچاره در دم تبدیل به یک شاخه نی شد! پن همین‌طور که توی کف نفرین خودش مانده‌بود یک‌هو فکری به ذهن‌اش رسید، و آن ساختن یک نوع ساز چوپانی از به هم بستن شاخه‌های نی بود. از همان زمان به بعد است که چوپان‌ها برای گله‌شان نی می‌زنند.

بگذریم از سرگذشت پر سوز و گداز پن...

به خاطر همه‌ی ناله و نفرین‌های پن و بلاهایی که سر این و آن نازل می‌کرد، حوری‌های بدبخت آب خوش از گلوی‌شان پایین نمی‌رفت و به خصوص از تنهایی می‌ترسیدند. به همین خاطر است که ترس‌های ناگهانی و بدون دلیل را ـ مخصوصا اگر در موقع تنهایی باشد ـ Panic می‌گویند!


________


(1) پدر پن، هرمس ـ جارچی خدایان بود که وظیفه‌ی هدایت مردگان به جهان زیرین (سرزمین مردگان) نیز بر عهده‌ی وی بود.
(2) اکو (echo) از حوریان زیباروی بود که به خاطر نفرین پن صدای‌اش را از دست داد و تبدیل شد به اکوی صدای این و آن.


 

 تاریخ انتشار:   June 2, 2006 3:56 AM


5 Comments

در مورد مطابی که در باره هرکول نوشتید میشه منبعش را بگید .در ضمن من ایلیاد هومر را خواندم .فکر نمیکنم به گرد پای شاهنامه فردوسی برسد .فکر نمیکنید درمورد افسانه های شاهنامه هم خوب باشه که مطالبی بنویسید؟

منابع هر قسمت در پايين ستون همون شماره اومده ولي منابع عمده‌ي مطالب اين ستون اين دو تا سايت هستن:
http://www.mythweb.com/
http://www.perseus.tufts.edu/
البته در بعضي قسمت‌ها از سايت‌هاي ديگه‌اي مثل اينها هم استفاده شده:
http://www.chimerasrealm.com/
http://www.newmanjunior.wa.edu.au/
http://www.poster.hprtec.org/
در مورد شاهنامه و فردوسي هم همون‌جور كه دوستمون لينك داده‌ن قبلا مطالبي بوده. كه البته هنوز جاي كار بيشتري داره و با اينكه اعتقاد دارم افسانه‌هاي كشور خودمون و كشورهاي ديگه هر كدوم جاي خودش رو داره و با كساني كه ميگن خودمون فلان داستان رو داريم و چرا بريم سراغ كشورهاي ديگه موافق نيستم، ولي اگه بتونم منبع مناسبي گير بيارم يا بتونم افسانه‌هاي كشور خودمون و از جمله شاهنامه رو "هم" به شكل جذابي ارائه بدم حتما اين كار رو مي‌كنم.
ممنون از پيشنهاد خوب‌تون


توی کارتون هرکولس محصول دیزنی دو تا شخصیت بامزه و کوچولو بودن به اسـمهای
pain و panic
که نمی دونم این
pain
رو از خودشون درآورده بودن واسه کارتون یا توی میتولوژی یونان باستان هم بوده. در هر حال این دو تا موجود کوچیک و بامزه توی این کارتون پادوی هیداس,خدای دنیای زیر زمین و تاریکی بودن و مدام با کارهای احمقانه شون خیطی به بار می آوردن و هیداس هم اونا رو تنبیه می کرد. هر دو و بخصوص
panic
هم مدام در حال ترس و وحشت بسر می بردن.
اینو گفتم که بعد بگم ممنون از اینکه منو با سبقه ی میتولوژی این موجود هم آشنا کردی.
فکر می کنم از اینجور متن های کوتاه و جذاب بیشتر توی اینترنت استقبال بشه تا بلند و دنباله دار.
قربانت
اشکان

قشنگ و جذاب بود. کامروا باشید و موفق


 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir