
پرشينبلاگ، نخستين سرويس وبلاگ فارسی در حالی به چهارمين سلگرد تاسيسش نزديک میشود که در سالهای گذشته ايام پر فراز و نشيبی را پشت سر گذاشته است.
پرشينبلاگ، که در ۲۳ خرداد ۱۳۸۱ توسط سه جوان پرشور و نشاط راهاندازی شد و مجله ۷سنگ در خرداد سال ۸۲ به مناسبت اولين سالگرد تاسيس با آنها گفتگو داشت، از آن زمان تغييرات زيادی پيدا کرده است. علاوه بر تغييرات فنی و ساختاری مالکيت اين سرويسدهنده پرطرفدار فارسی هم دستخوش تغيير شده و دو نفر از آن سه جوان از مجموعه خارج شدهاند و پرشينبلاگ هماکنون به عنوان يکی از مجموعه سايتهای شرکت آرياگستر به فعاليتش ادامه میدهد.
پرشينبلاگ در نظرسنجی برترينهای رسانههای ۷سنگ در سال ۸۴ به عنوان دومين سرويسدهنده وب محبوب فارسی انتخاب شد. نظرسنجیای که ظاهرا نتايج آن به مذاق اعضای پرشينبلاگ زياد خوش نيامده است.
مديريت شرکت آرياگستر و سرويس پرشينبلاگ به عهده مهدی بوترابی است که نسبت به سابقهاش در حوزه آیتی شايد برای خيلی از اهالی وب کمتر شناخته شده باشد. بوترابی در گفتگو با ۷سنگ از داستان ورودش به پرشينبلاگ، شرايط جديد پرشينبلاگ و افقها و برنامههای شرکت آرياگستر میگويد.
- آقای بوترابی از پرشينبلاگ چه خبر؟
- ما معمولا خبرهای جديدمان را روی سايت میگذاريم!
- خب ما آمدهايم خبرهای جديدتری را بشنويم. آنهايی را که روی سايت نمیگذاريد!
- خبر خاصی نيست. مثل هميشه پرشينبلاگ مشغول کارهای سابق است. فقط در دو سه ماه گذشته به دليل کارهايی که از شش ماه قبلش اتفاق افتاده بود و هنوز هم ادامه دارد تغييراتی در سايت اعمال شد.
- به نظر میرسد پرشينبلاگ مدت طولانی دچار رکود شده بود و تغييری در آن شاهد نبوديم تا اينکه در دو سه ماه گذشته بالاخره تغييراتی مثبتی در سايت اعمال شد و امکانات جديدی به سايت اضافه شد. دليل اين رکود طولانی چه بود؟ در اين مدت درگير سرويسها و سايتهای جانبیتان بوديد يا دليل ديگری داشت؟
- بله درست است. ما دو سه بار تلاش کرديم نيروهای جديدی را برای پرشينبلاگ در نظر بگيريم. چند تيم را برای اينکار دعوت کرديم که جواب نگرفتيم. با اینکه از نظر نرمافزاری پیچیدگی خاصی ندارد ولی به دليل اینکه سيستم عملياتی بود و زير بار سنگين کار میکرد تغییر به راحتی ممکن نبود. برای پرشينبلاگ تيم اوليه کاری که در نظر گرفتيم موفق نبود و تيم دومی انتخاب شد و تا آنها کار را آماده کردندد، مدتی طول کشيد. اين مدت در مجموع کمی بيشتر از يک سال شد. از بهمن ماه به اينطرف به تدریج تغييراتی در پرشينبلاگ اتفاق افتاد که مورد توجه بلاگرها و وبگردها قرار گرفته است. دو نفر بهطور تمام وقت روی پرشينبلاگ کار میکنند و سهچهار نفر هم بهصورت نيمهوقت.
چند گروه بلاگر را فعال کرديم تا نظرات کاربران را جمع آوری و دسته بندی کنند. در حوزه کاربران، باشگاه طرفداران راهاندازی کرديم که سنسورهای خوبی برای تشخیص مسیر و نیازها هستند. وبلاگنویسان فعال فنز اوايل به خود ما نیز پرخاش میکردند چون مدتها بود به نيازهای آنها پاسخ داده نشده بود و ناراحت و معترض بودند. اما به تدريج اوضاع منسجم و منظم شد و نظرات کاربران در سايت اعمال شد.
ابتدا از قالبها شروع کرديم، ضعف اصلی و اولیه پرشينبلاگ در تنوع و سرعت قالبهای آن بود که پرشينوبلاگ مسابقاتی برگزار کرد و تلاشهای متنوعی انجام داد تا متنوع ترین قالبهای وبلاگ فارسی برای پرشین بلاگ فراهم آید. اقدامات فنی نیز متعاقب آن به نتیجه رسیده و میرسد.
خلاصه آن يکسالی که سايت دچار رکود بود مربوط به مشکلات داخلی بود. گاهی بخشی از برنامهريزی ها جواب نمیدهد. ما مثل بقيه نيستيم که همه کارهايمان بی اشکال و از ابتدا موفق باشد. احتمال اشتباه بخشی از کار ماست.
- فکر نمیکنيد اين مدت يک سال توجه نکردن به خواستهای کاربران و رکود در سايت باعث شد مقداری از کاربرانتان را از دست بدهيد؟ با توجه به اينکه در اين مدت رقبای فعالی هم پيدا کرديد و کاربران گزينههای بيشتری داشتند.
- بله. حتما همينطور است. ما تعداد زيادی از کاربران فعالمان را از دست داديم و به سهچهار سرويسوبلاگ ديگر مراجعه کردند یا دات کام شدند. اما اين يک موجی است که الان به طور محسوس متوقف شده است و ما شواهدی داريم مبنی بر اينکه اين روند برعکس شده و برخی دوباره به پرشينبلاگ برمیگردند. تم پرشينبلاگ با تمام سرويسوبلاگهای ديگر و حتی داتکامها متفاوت است. پرشينبلاگ خانه پدری وبلاگ فارسی است.
کاربران سابقهدار و قديمی ما که میرفتند واقعا از اینکه میروند ناراحت هستند. میگفتند ما از اين وبلاگ خاطرهها داريم. بخشی از هويت و شخصيتشان را اينجا میگذاشتند و میرفتند. روشهای مختلفی را به کار گرفتهايم و ديالوگی را باز کرديم که حرکت به شکل برعکس شود و آن گروه نیز دوباره به پرشينبلاگ برگردند. خيلی چيزها را هم نمیشود تغيير داد. بخصوص در باره کسانی که دات کام شدند باید بیشتر منتظر ماند.
البته فقط در همان يک سال رکود نبود که ما يکسری از کاربرانمان را از دست داديم. زمانی که فيلتر شديم هم يک موج مهاجرت ايجاد شد. موج مهاجرت ناشی از اعمال کنترل بر محتوای وبلاگها نیز تاثیر داشت. ما نمیتوانیم به قوانین داخلی و بینالمللی بی تفاوت باشیم چون در ایران زندگی میکنیم و بخش اصلی گردش اطلاعات در خارج از کشور اتفاق میافتد و لذا باید توامان قوانین متفاوتی را رعایت کنیم. به همین دلیل محدوديتهایی را پشت سر گذاشتهايم که هنوزهيچکدام از سرويسدهندههای ديگر به آستانه بعضی از اين محدوديتها نیز نرسيدهاند. همه اينها در زمانهای مختلف نتایجی داشته است که يکی از آنها ريزش بخشی از وبلاگنویسان قدیمی بوده است.
- يک اشارهای به نيروهای پرشينبلاگ کرديد. از اين مجموعهای که الان در اينجا تحت عنوان شرکت آرياگستر کار میکنند چند نفرشان به طور مستقيم برای پرشينبلاگ فعاليت میکنند. هم در بخش فنی و هم در بخش مديريتی.
- بگذاريد با جزييات برايتان بگويم. مدير ارشد سايت پرشينبلاگ بنده هستم. همانطور که میدانيد ما الان حدود 25 سايت شدهايم که یکی از آنها و البته مهمترین آنها پرشین بلاگ است. در پرشین بلاگ مديريت پشتيبانی و ارتباط با کاربران توسط بنده و سروش اسدزاده انجام میشود. رضا هاشمی که از موسسان پرشينبلاگ است مسئوليت امنيتی سيستم را به عهده دارد. جلالی و خانم سينکی تيم نرمافزاری و پشتيبانی فنی سيستم هستند و به طور تمام وقت روی پرشينبلاگ کار میکنند. حسين شرفی مدیر سایت پرشین وبلاگ و از باسابقه ترین گرافیستهای محیط وب در زمينه گرافيک و طراحی قالبها همکاری میکنند. تعداد ديگری نیز هستند که با سايت همکاری میکنند، مشتمل بر تعدادی از مدیران و کارشناسان فنی و هنری. علاوه بر اينها روزانه تعداد زيادی ايميل برای ما میآيد که تیم مستقلی در کنار مدیران سایت به آنها پاسخ میدهند. هدف ما آنست که هيچ ايميلی بدون پاسخ نماند.
- با اين تيم چند نفره حتما قرار است پرشينبلاگ خيلی جلوتر از اينها برود و امکانات بيشتری داشته باشد. چه تغييرات جديدی در پرشينبلاگ اعمال خواهد شد و چه امکاناتی به سايت اضافه میشود؟
- ببينيد ما بر اساس طرح خاصی کار میکنيم و صرفا يک وبلاگسرويس نيستم. معتقديم که جامعه مجازی جديدی شکل گرفته و قاره جديدی که به استعاره آتلانتیساش میخوانیم از زير آب بيرون آمده است. قلههای اول آن پرشينبلاگ و تعدادی سايت ديگر هستند. آب که پايين برود در اين قاره جديد ما از جمله اولين گروههايی هستيم که پديدار میشويم. بخصوص در حوزه فارسی آن. اگر خوب عمل کنيم میتوانيم در ایجاد شهرهای مجازی آینده سهیم باشیم.
در چارچوب اتفاقی که میافتد ما رسالتی را برای بلاگسرويس قائل هستيم. تصور ما اين است که اين اتفاق تا حد زيادی افتاده است و فقط چند پرده کوچک مانده که تا چند ماه آينده اتفاق خواهد افتاد و بعد از آن ماهیت فعالیت ما در ارتباط با پرشینبلاگ عمدتا پشتيبانی خواهد بود. تغییرات کامل سيستم هم مدتی است روی پلاتفورم یا سکوی نرم افزاری ديگر شروع شده است که آن هم انشاءالله اتفاق خواهد افتاد.
- چه پلاتفورمی؟
- در دو حوزه مختلف فعالیت میکنیم. يکی از آنها مطمئنا داتنت است. استفاده از سیستمهای اوپن سورس نیز مد نظر است ولی موضوع اصلی رویکرد نسبت به نیازهای مخاطبین است وگرنه از نظر فناوری موضوعات پیچیدهای در حوزه وبلاگنویسی مطرح نیست و به همین دلیل دهها سرویس وبلاگ با استانداردهای مختلف مشغول فعالیتند. البته سرویس موجود را پشتيبانی و دنبال میکنيم. تغییر پلاتفورم در سطوح مختلف آن فی نفسه مطلوب نیست. هم اکنون از فناوریهای متنوعی در سایتهای گروه استفاده میکنیم و متناسب با طرح اصلی به توسعه ابزارها و حوزه ها اقدام میکنیم. معتقد نیستیم همه سرویسها را بایست با فناوری خاصی و در محیط خاصی مثلا وبلاگسرویس ارائه کنیم. ما يک زنجيره از سایتهای اینترنتی هستيم. سرويسهای مختلف را در سايتهای مختلف ارائه میکنيم. نگاه ما به دنيای مجازی تا حدی متفاوت است.
- خب تصور من اين است که حرفهای شما بيشتر از اينکه جواب مشخصی برای سوال من باشد تشريح استراتژی و افقی بود که برای آريا گستر در نظر گرفتهايد.
البته اين توضيحات هم برای من و هم احتمالا برای خيلیهای ديگر جالب است که شما چکار میخواهيد بکنيد.
- من اينطوری تصور نمیکنم.
- خب اشکال ندارد. اين تصور من بود. من میخواهم بگويم اين هم اصلا بد نيست. اصلا بد نيست بيشتر توضيح دهيد که آريا گستر چکار میکند و میخواهد به کجا برسد.
- خب اول بگذاريد تصویر قبلی را تکمیل کنم بعد در اين مورد بيشتر توضيح میدهم. سوال قبلی شما اين بود که چه کارهای بيشتری در مورد پرشينبلاگ خواهيم کرد. تغييرات زيادی خواهد بود، اين تغييرات متنوع هم هست. اما تا انجام ندادهايم خيلی عادت نداريم که بگوييم.
- خب اين در مورد پرشينبلاگ. حالا بد نيست قبل از اینکه دوباره در مورد آريا گستر توضيح بدهيد که از کجا آمده، چه کار کرده و چه کار میخواهد بکند از ورودتان به پرشین بلاگ بگویید. به هر صورت شما جزو تیم اولیه پرشین بلاگ نبودید و بعدا به این مجموعه اضافه شدید. برای من و خيلیهای ديگر جالب است که داستان ورود شما به پرشين بلاگ را بدانند. بد نیست این موضوع را اینطور شروع کنیم که حدود سه سال پیش هفت سنگ با گروه پرشينبلاگ مصاحبهای انجام داد. با رضا هاشمی، عطاخلیقی و بهرنگ فولادی. ما به دفترشان در جمالزاده رفتيم. البته دفتر شرکت پوياسافت بود که به اعضای گروه تعلق داشت و دفتر به پرشينبلاگ تعلق نداشت. بچهها با آبپرتقال از ما پذيرايی کردند و تاکيد هم داشتند که اين آبپرتقال مال پوياسافت است و پرشينبلاگ حتی اين آبپرتقال را ندارد. در واقع آنزمان پرشينبلاگ چيزی از خودش نداشت. اما الان شما نه تنها با چای و بستنی از ما پذيرايی میکنيد بلکه ما میبينم پرشينبلاگ دفتر بزرگ و مجهزی دارد و شما هم میگوييد پرشينبلاگ چند کارمند رسمی دارد که بهطور تمام وقت روی آن کار میکنند. سه سال پيش وضع پرشينبلاگ از لحاظ مالی خوب نبود و اعضایگروه میگفتند که اگر ما کارت اينترنت میفروختيم الان وضعمان بهتر بود، که اتفاقا شش ماه بعدش هم کارت اينترنت فروختند! برای ما میگوييد که چه شد پرشينبلاگ از کاری که آن سه جوان شروع کردند به اينجا رسيد؟
- مگر الان کسی ادعا کرده است که وضع پرشينبلاگ از نظر مالی خوب است؟ الان شما مهمان آرياگستر هستيد و چايی را آرياگستر به شما میدهد. آن افراد هم درست است که به صورت تمام وقت در پرشينبلاگ کار میکنند اما نگفتيم که از محل درآمدهای خود پرشينبلاگ برای آن هزينه میشود.
ببينيد دو نوع روش رشد در شرکتها وجود دارد. يک روش اين است که هر چيزی را که در میآورند خرج میکنند و رشد شرکت متکی به استفاده از منابع داخلی و درآمد است. الگويی نیز هست که بيزينس پلان یا طرح اقتصادی تهیه میکنند و برنامهای تا 5 سال در نظر میگیرند. درخت را میکارند و منتظر محصول میشوند. يک باغ گردو يک ساله جواب نمیدهد. درختها را میکارند و اگر درختها خوب باشد سه تا شش ساله به بار می نشینند. اکثر طرحهای اقتصادی از نوع دوم است و موفقیتشان به مدیریت و مسائل متنوعی مرتبط میشود.
حالا شما در دو سه سال اول داريد با ما صحبت میکنيد. آن موقع پوياسافت آبميوهتان را میداد و الان آرياگستر چای تعارفتان میکند. يک گروه سرمایه گذار، سرمايه و مدیریت کلان را تامين میکند. اگر منظورتان درآمد نقدی پرشينبلاگ است ما درآمدمان افزايش پيدا کرده است اما هنوز هزينههای پرشينبلاگ را بهطور کامل پوشش نمیدهد. هزينههای حفظ و نگهداری در وضعيت سابق را پوشش میدهد ولی نه هزينههای توسعه و گسترش را. حدود سی نفر پرسنل درگير پروژههايمان داريم که به طور تمام وقت در بخشهای مختلف کار میکنند که مجموعا نگاه ما به وب فارسی را شکل میدهند. از سوی دیگر شرکت مستقلی نیز در گروه ما با نام حنفا وجود دارد که سالهاست به تولید فناوریهای جدید مشغول است و در صورت نیاز از امکانات آن استفاده خواهیم کرد.
- خب بهتر است برویم سراغ داستان ورود شما به پرشین بلاگ.
- داستان ورود من به پرشین بلاگ به حدود دو سال و نيم پيش بر میگردد. یک تیم سه نفره يکسال و نيم بود شروع کرده بودند. آنها برای همکاری با مدیر عامل یکی از شرکتهای فناوری اطلاعات و ارتباطات مرتبط با ما تماس گرفتند و از طریق ایشان پس از فراز و نشیبی چند ماهه با بنده جلسهای داشتند که در همان جلسه اول به توافق رسیدیم.
- شما قبل از راهاندازی آریا گستر و ورود به پرشین بلاگ مشغول چه فعالیتهایی بودید؟
- من رشتهام مهندسی اموات است.
- مهندسی چی!؟
- اموات. نشنيدهايد؟ جديد آمده است! من در دانشگاه شهيد بهشتی در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد تاريخ خواندهام. سال ۶۹ هم عضو هيئت علمی همان دانشگاه شدم و یکسال تدریس میکردم. سال بعد هم برای خواندن دکترا به دانشگاه تربيت مدرس رفتم. بعد از امتحان تافل و جامع دکترا پيش دفاع را انجام دادم اما از پایان نامهام دفاع نهایی نکردهام. همزمان با تحصیل از سال 66 با تاسیس انتشارات به همراه تعدادی از دوستان و آشنایان کار فرهنگی و تا سال 70 چند فعالیت مستقل فرهنگی و اطلاع رسانی را آغاز کردیم.
- چه انتشاراتی؟
- نشر سفير. تعداد زيادی کتاب علوم سياسی و روابط بین الملل و اندکی اجتماعی در آن دوره منتشر کرديم. همچنین موسسهای پژوهشی-تاريخی که بعدا به علمی و فرهنگی تبدیل شد راهاندازی کرديم.
- چه طور شد وارد حوزه آیتی شديد؟
- در سال ۷1 در آن موسسه پژوهشی-تاريخی با تعدادی از دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد و دکترای دانشگاه شريف پروژههای رايانهای تاريخی و فرهنگی تعريف کرديم و در کنارش تعدادی پروژه اتوماسیون اداری و مالی برای مشتریان موسسه که نخستین تجربه جدی من بود. اين کار به من انگيزه داد تا این مسیر را دنبال کنم. در ابتدا از سال ۷۱ به شکل همان موسسه فرهنگی و از سال ۷۳ شرکت نرم افزاری ثبت کردیم. تا سال 77 در بسیاری از پروژههای فرهنگی و تجاری و اداری فعال بودیم. از سال ۷۸ به بعد به تدریج از حجم کارمان در داخل کشور کاستیم و عملا غیر از تولید نرم افزارهایی برای عرضه در بازارهای خارجی فعالیت قابل توجهی در بازار ایران انجام نمیدادیم. اگر هم فعالیتی داشتیم به صورت همکاری با تیمها و شرکتهای دیگر نرمافزاری و طراح وب بود. ارتباط با صدها فعال حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات ثمره این تلاش تقریبا 15 ساله است.
- اينجا قبل از اينکه پرشينبلاگ و آريا گستر شود همان شرکت حنفا بود؟
- بله. شرکت حنفا بود. شرکت آریا گستر ابتدا در یکی از طبقات دیگر همین ساختمان راهاندازی شد و با افزایش تعداد پرسنل فضای بیشتری نیاز داشتیم که به این طبقه منتقل شدیم و محل کارمان را با شرکت حنفا عوض کردیم.
- خب برگرديم به داستان. به اينجا رسيديم که بچههای پرشينبلاگ برای همکاری به يکی از مديران شما مراجعه کرده بودند.
- بله. اتفاقی که افتاد اين بود که من نمیخواستم راجع به همکاری نرم افزاری با تیمهای داخلی جدید صحبت کنم. اما اين دوستمان آمد و گفت اين گروه فرق میکنند و از آنها خيلی تعريف کرد. میترسیدم وسوسه شوم و بخواهم دوباره فعالیت جدیدی را در بازار بیحساب و کتاب آیتی در داخل شروع کنم. شرایط آن سال به نحوی بود که انگیزه فعالیت اقتصادی زیادی در این زمینه نداشتم.
- اين اتفاقات دقيقا مربوط به چه زمانی است؟
- دو سال و نيم پيش. نیمه دوم سال ۸۲ بود. سه تفنگدار پرشین بلاگ را بدون اینکه ملاقاتی داشته باشم به دوست وبلاگ نویسی معرفی کردم به امید اینکه مسیر دیگری دنبال بشود. ولی به اصرار ایشان نهایتا در اواخر سال 82 جلسهای داشتیم که به شروع همکاری من با پرشین بلاگ انجامید.
تيم خوبی هم بودند. آقای فولادی در زمينه امنيت خيلی خوب کار میکرد، رضا (هاشمی) نیز همينطور، بعلاوه اینکه دیدگاههای جالب و متفاوتی داشت. عطا (خليقی) هم محيط وب را خوب میشناخت و از ابتدا وقت بیشتری داشت و بیشتر از بقیه درگیر کارهای پرشین بلاگ بود.
بر اساس اولین توافقی که امضا شد، کارها به دو حوزه فنی و غیر فنی تبدیل شد. امور فنی به دوستان قدیم و امور غیرفنی به دوستان جدید واگذار شد. در بین مدیران هم از پنج عضو، دو عضو از دوستان قدیم و سه عضو از دوستان جدید مشغول شدند. قرار بود من شخصا درگیر فعالیتهای اجرایی نشوم که در دو مرحله بنا به ملاحظاتی که پیش آمد و بعد از حدود یکسال به طور توامان رئیس هیات مدیره و مدیرعامل شدم.
-در چه تاريخی؟
- حدود يک سال و سه چهار ماه قبل. البته کمی قبل از آن و در مهر ۸۳ با راه انداختن چند وبلاگ به عضویت وبلاگستان درآمدم.
ادامه در صفحه بعد