ادامه از صفحه قبل
بلاگفا و خط قرمزها
- خط قرمزهای بلاگفا برای مسدود کردن وبلاگها کدام است؟
- قانون مشخصی در این مورد وجود ندارد. ما چند اصل داریم که بر اساس آنها جلو میرویم. یکی اینکه من شخصا معتقد هستم ما باید زبان و شیوه نگارش عامیانه که در وبلاگها وجود دارد را بپذیریم. خیلی از وبلاگها در نوشتنشان از کلمات رکیک استفاده میکنند، اما در صحبتها روزانه هم این اتفاق میافتد. بنابراین من نمیتوانم به صرف نوشتن یک جوک که دو تا کلمه غیراخلاقی دارد آنرا مسدود کنم. معتقدم در این سطح باید وبلاگها آزاد باشند و کار بکنند.
اما به دو موضوع خیلی حساس هستم. یکی پورنوگرافی است. این نه تنها در ایران بلکه در خارج از کشور هم دارای قانون است. روال در تمام دنیا این است که هر سایت برای کاربرانش مشخص میکند که مطالب جنسی و پورنو میتوانی استفاده بکنی یا نه. حتی بزرگترین سرویسدهندههای دنیا حتی در زمینه میزبانی سایت هم به همین صورت عمل میکنند. ما هم به همین صورت عمل کردهایم و اعلام کردهایم که استفاده از سایت برای مطالب غیراخلاقی ممنوع است.
بحث دیگر مسائل سیاسی است. من شخصا سعی کردهام در این مورد با دید وسیعتری نگاه کنم. ما فقط در دو-سه مورد اینطور وبلاگها را مسدود میکنیم. مثلا گروههای ضد نظام که به طور مشخص در کشور با آنها برخورد میشود. اگر کسی از این گروهها دفاع کند وبلاگش مسدود میشود. البته در مورد ابهاماتی هم وجود دارد. مثلا الان مشکلی که داریم این است که نمیدانیم کسی که عربی درمورد اهواز مینویسد یا در مورد کردستان مینویسد این وبلاگها را مسدود کنیم يا نه.
- تا حالا شده است از جایی با تو تماس بگیرند که فلان وبلاگ را حذف کن؟ چه نهاد دولتی و چه غیر دولتی.
- بله. خیلی پیش آمده .
- اگر قابل گفتن است دو سه موردش را بگو.
- مثلا در بین سازمانهای دولتی یکبار خبرگزاری ایرنا بوده است.
- یعنی از خبرگزاری ایرنا با تو تماس گرفتهاند که فلان وبلاگ را حذف کن!؟
- بله. از بخش حقوقی ایرنا تماس گرفتند. ببینید اکثر وبلاگهای از این دست مربوط به مسائل درون سازمانی میشدهاند. یعنی کارمند یک سازمان وبلاگ راه انداخته و بر علیه آن سازمان نوشته است. مثلا یک مورد دیگر در مورد منطقه آزاد قشم بود که نویسنده اطلاعات درون سازمانی را منتشر کرده بود.
یا در مورد مسئله ایرنا که با من تماس گرفتند گفتند که از لوگو ایرنا در یک وبلاگ استفاده شده و نویسنده خودش را خبرنگار ایرنا معرفی کرده و چون از لوگو ایرنا استفاده شده باید مسدود شود.
سازمانها به لوگو حساس هستند و اینکه گفته شود وبلاگ، وبلاگ رسمی سازمان است. مواردی هم هست که نویسنده در وبلاگ دست به افشاگری بر علیه سازمانی میزند. مثلا در مورد شهرداری یک همچین قضیه پیش آمد.
- واکنش خودت به اینجور درخواستها چیست؟ طرف سازمان را میگیری یا طرف کاربر خودت را؟
- قرار نیست طرف کسی را بگیرم. باید دغدغههای هر دو طرف را رعایت کنم. اگر من احساس کنم در یک وبلاگ به یک سازمان یا فرد حقیقی یا حقوقی فحاشی میشود من قطعا وبلاگ را مسدود میکنم. ولی اگر احساس کنم که مشکل مثلا در حد گذاشتن لوگو باشد با وبلاگنویس تماس میگیرم با مسئله حل شود. در قضيه ايرنا من با نویسنده وبلاگ صحبت کردم و لوگوی ایرنا را حذف کرد.
- تا به حال در مورد این مسائل کارت به شکایت قضایی و دادگاه هم کشیده شده؟
- فقط یک مورد. داستان به این شکل بود که سازمان برنامهریزی و بودجه استان مازندارن با من تماس گرفتند که یک وبلاگی وجود دارد که در مورد مدیران سازمان بد نوشته است. وقتی که آدرس را پرسیدم و مراجعه کردم وبلاگی وجود نداشت. بعدا مشخص شد که وبلاگ پیش از اینکه من مطلع شوم توسط خود نویسنده حذف شده بود و آنها در سازمان برنامهریزی وبلاگ را از کش میدیدهاند. بعد از مدتی با من تماس گرفتند که نویسنده این وبلاگ چه کسی بوده است و من پاسخ دادم که چنین اطلاعاتی ندارم و امکان شناسایی نویسنده از جانب من وجود ندارد. بعد اینها تلفن موبایل من را به دادگاه داده بودند که این شخص مسئول اطلاعات منتشر شده است و از روی آدرس ثبت شده روی موبایلم برای من احضاریه دادگاه آمد. در دادگاه من به بازپرس و قاضی توضیح دادم که هیچ اطلاعاتی ندارم که به این قضیه کمک کند. خوشبختانه بازپرس و قاضی خیلی منطقی با قضیه برخورد کردند و حرفهای من را پذیرفتند و بازپرس به من گفت: برو جوون، ولی مراقب باش!
- پس با این تفاسیر شما اطلاعات کاربرانتان را نگهداری نمیکنید؟
- نه، نگهداری نمیکنیم. ما اصلا اجازه چنین کاری را نداریم. ما فقط تا ۴۸ ساعت بکآپ اطلاعات سایت را نگه میداریم. ببینید این چارچوب ماست: ما هیچ اطلاعاتی از کاربرانمان به کسی نمیدهیم حتی اگر شده بلاگفا را تعطیل کنیم. من سرویسم را تعطیل میکنم که کسی به زندان نرود.
- مگر اینکه زور بگویند!
- اگر هم زور بگویند بلاگفا را تعطیل میکنیم. البته توجه کنید که ما اطلاعات خاصی را از کاربرانمان ثبت نمیکنیم. اگر میخواهید همین الان میتوانم روی لپتاپ دیتابیس سایت را به شما نشان بدهم که هیچ فیلدی برای نگهداری آیپی کاربرانمان نداریم.
خط قرمز دیگری که وجود دارد و خودم خوشحال میشوم با آن برخورد کنم مواردی هست که مطالب شخصی است. دولتیها خیلی تلخ و از موضع قدرت با آدم برخورد میکنند در صورتی که مطالب شخصی هم وجود دارند. چندین بار خانمها تماس گرفتهاند. بارها پیش آمده یک نفر آمده روی یک شرارت مثلا در مورد همکارش، یا خانمی که جواب نه به کسی داده است وبلاگ ساخته است که بله این خانم با فلان کس رابطه دارد، خانمها هم زنگ میزنند و بعضیهایشان ناراحت هستند و صدایشان میلرزد و بعضیها حتی گریه میکنند و از این قضیه نگران هستند. در این موارد من خوشحال میشوم که وبلاگ را سریع مسدود کنم. این به نظر من بهترین پاداشی است که سرویسهای وبلاگ فارسی به مردم میدهند. اگر مثلا در بلاگاسپات تخلفی پیش بیاید چه کسی میخواهد برود و به بلاگر بگوید تا وبلاگ را مسدود کند؟
- من از حرفهایت اینطور استنباط میکنم که از اینکه یک قانونی تصویب شود و از لحاظ حقوقی وضعیت خطوط قرمز وبلاگها را مشخص کند استقبال میکنی.
- ببینید باید چند تا مسئه مشخص شود. الان چند گزینه که پیش روی ماست و من در مورد وبلاگهای سیاسی راحتتر برخورد میکنم. اینطور تصور میکنم که اگر دولت به وبلاگی حساس باشد آن وبلاگ را خودش فیلتر میکند. وقتی دولت وبلاگی را فیلتر کرده من میدانم که نبست به آن حساسیت داشته و من هم میتوانم آنرا فیلتر کنم. آنها در شوراها مینشینند و تصمیم میگیرند و لازم نیست من که یک آدم فنی هستم هر روز با این مسئله مواجه باشم که فلان وبلاگ مصداق تبلیغکننده برای یک گروه جدایی طلب هست یا نه. حالا اگر یک چارچوب باشد که مسئولیتهای حقوقی مدیر یک سرویسدهنده وبلاگ را مشخص کند خوب است. البته باید قانون خوبی باشد.
- مثلا تو استقبال میکنی که لیست وبلاگ به تو بدهند و تو مسدود کنی؟
- آره. حقیقتش را بخواهی خب این معقولتر است از اینکه یک سرویس وبلاگ را کلا مسدود کنند یا یک مشکلی برایش پیش بیاید که مدیرش دادگاه یا زندان برود.
انجمن برای سرويسدهندههای وبلاگ
- یک جو غیر دوستانه یا یک رقابت غیر متعارفی بین سرویسهای وبلاگ و بهطور خاص بلاگفا وپرشینبلاگ وجود دارد. هدفم از مطرح کردن موضوع اين است که بپرسم در اين وضعيت آيا تشکیل انجمن بین سرویسدهندگان وبلاگ محتمل است؟ اصلا تشکيل چنين انجمنی میتواند مفید باشد؟
- ما وقتی میخواهیم صنف یا انجمنی را تشکیل دهیم باید یک هدف مشخص، يک دستاورد داشته باشیم که هزینه بدهیم و به آن برسیم. شرکتهای بزرگ با هم تلفیق میشوند که از لحاظ حقوقی کارشان را جلو ببرند. ولی سرویسهای وبلاگ نه بازار اقتصادیشان اینقدر بزرگ است و نه نیازهایشان اینقدر بزرگ است که با همدیگر مثلاً انجمن مدیران سرویسهای وبلاگ تشیل دهند.
- در مورد کل وبسایتهای فارسی چطور؟ خاطرم هست در سال گذشته چند سری جلساتی در این مورد تشکيل شد.
- بله از این دست جلسات در سال گذشته زیاد برگزار شد. اما انجمن صنفی زدن مشکل است. انجمن علمی که فایده ندارد و همه فقط دور هم مینشینند و گپ میزنند. انجمن صنفی که بخواهد ره آوردی داشته باشد بسیار مراحل پیچیدهای دارد و خيلی درازمدت و هزینهبر است و سایتهای فارسی نمیتوانند این هزینه را تقبل کنند. مثلا اگر فقط یک دفتر بخواهیم بگیریم هزینه آن اندازه هزينه چندین سرور است که همه این سایتهای فارسی روی آنها میزبانی میشوند! هیچ کدام از ما درآمد زیادی برای هزینههای آنچنانی ندارد. این بازار اینقدر بزرگ نیست. به نظر من الان لازم نیست و در خارج هم تا آنجایی که من مطالعه کردم برای سایتها چنین چیزی وجود ندارد.
مسابقه وبلاگهای سينمايی
- اواخر سال گذشته بلاگفا مسابقه وبلاگی برگزارکرد بهنام مسابقه وبلاگهای سینمایی، علیرغم فراخوان اولیه و تبلیغاتی که روی آن انجام دادید بعد از آن خبری از اعلام نتایج مسابقه نشد. مسابقه به کجا رسید؟
- ما برگزیدگان مسابقه را انتخاب کردهایم، اما حقیقتاش این است که مسابقه ما یک حامی نیمه دولتی داشت. الان منتظر هستیم چک مربوط به حامی مسابقه وصول شود و این متاسفانه اين افتاده است در روال کارهای دولتی و اداری که چندین ماه طول میکشند. به محض اینکه چک وصول شده است نتایج را اعلام میکنیم. چون ما نمیخواهیم یک هاست ۵۰ مگی را به به عنوان جایزه به وبلاگنویسی که سه سال مشغول وبلاگنویسی است بدهیم و میخواهیم واقعا جایزه ارزشمندی بدهیم.
- یک آمار از مسابقه میدهی که چند نفر شرکت کردند و داوران چه کسانی بودند چون در صفحه مربوط به مسابقه اطلاعات کاملی وجود ندارد.
- ببینید من اصرار داشتم خیلی از دوستانی که عضو هیئت داوران هستند اسمشان علنی باشد ولی آنها اعتقاد داشتند چون اولین دوره است ما نمیدانیم داستان چه میشود، میترسیدند حرف و حدیث پیش بیاید.
- از بچههای وبلاگنویس سينمایی هستند؟
- دو نفرشان وبلاگنویس سینمایی هستند و یک نفرشان روزنامهنگار و منقد سینمایی.
حدود ۱۰۰۰ نفر هم در مسابقه پذیرفته شدند.
- از اين تیپ کارها در برنامه بلاگفا وجود دارد؟ برگزاری و مشارکت در جشنوارهها و مسابقات وبلاگی.
- بله. البته این اولین تجربه خیلی با عجله برگزار شد. حامی دولتی هم به همین صورت اعتقاد داشت که اسمش مطرح نشود. شايد چون اولین دوره بود و نمیدانستند چه میشود. فکر میکنم برای سال آینده هم داوران هم حامیان خودشان را معرفی خواهند کرد.
برنامههای آينده
- بلاگفا را تا کجا میخواهید جلو ببرید؟ آخرش که چی؟
- بلاگفا قرار است یک تجارت شود. یک کسب و کار.
- میتوانید؟
- بله. صد در صد. در این مدت هم تجربه نشان داده که میشود.
- برنامه زمان بندی شده هم دارید. مثلا میتوانید به ما بگویید یک سال دیگر میخواهید بلاگفا در چه وضعیتی باشد؟
- برنامههای آتی ما این است که از لحاظ تجاری بلاگفا را بزرگ کنیم. این برنامه را از اواخر اسفند شروع کردهایم و قصد داریم امسال بلاگفا را تجاریتر کنیم.
عليرضا شيرازی
- یک نظری وجود دارد و بعضیها اعتقاد دارند که علیرضا شیرازی آدمی است که روابط رسانهای خیلی خوبی دارد، با خیلی از خبرنگارها از نزدیک دوست است و بخاطر این است که بلاگفا اینقدر در سطح رسانهها بیشتر از بعضی سرویسها مطرح شده است. البته من خودم این نظر را قبول ندارم و اعتقاد دارم بلاگفا از نظر فنی در سطح قابل قبولی است که حقش است مورد توجه قرار بگیرد و از طرف دیگر هم بالاخره ارتباط با رسانهها و روابط عمومی خوب هم بخشی از کار است و قطعا در موفقیت یا عدم موفقیات نقش دارد. میخواهیم خودت بگویی که این ارتباطاتت با رسانهها چقدر در موفقیت بلاگفا نقش داشته است.
- ببینید اولا خب بخشی از کار است و خیلیهای دیگر هم دارند. پرشینبلاگ اینطور روابط را حتی قویتر از من دارد. اما من فکر نمیکنم این خیلی تاثیرگذار باشد. خب بالاخره باید فرق باشد بین مدیر سرویسدهندهای که حتی چند سال نمیخواسته اسمش در صفحه سایت باشد و کاربر نمیدانسته که این شخص حتی در ایران است یا خارج با کسی که خودش را معرفی میکند و سوابقش را میگوید و شماره تلفنش را در سایت میگذارد.
من معتقدم اگر رسانهها از بلاگفا حمایت کردند بخاطر این بوده که علیرضا شیرازی یک فرد شناخته شده بوده که مسئولیت کار خودش را پذیرفته است. ببینید من قبل از بلاگفا پارسیک را داشتم و در رسانهها هم مقاله مینوشتم. به هر حال این عوامل هم تاثیر داشتهاند. مثلا شاید اگر من پارسیک را نداشتم بلاگفا هم اینقدر پیشرفت نمیکرد.
- خودت هم وبلاگ مینویسی؟
- تا چند وقت پیش که در آیتیایران نت مینوشتم. اما الان به شکل رسمی نمینویسم. چون اینطور فکر میکنم که برآورد کلی کار من این بود که رسانهها را خودم بد کردم. من به هر رسانهای یک گیری دادهام!
- عیب ندارد. من هم خیلی خوشحالم که نمینویسی! چون گاهی مطالب تندی مینوشتی که برایت نگران میشدم!
- (خنده) درست است. البته من اعتقاد دارم در مورد مسائل سیاسی کشور باید با دید دیگری نگاه کرد. در نهایت به خاطر نوع نگاهم تصمیم گرفتم که دیگر ننویسم. دیگر هم آن اتفاق نمیافتد. من الان در وبلاگی مینویسم که بیشتر جنبه زندگی شخصی خودم را مدنظر دارم و در مورد مسائل شخصی مینوسیم. با نام مستعار هم مینویسم.
- در بلاگفا مینویسی؟
- بله
- از سرویس بلاگفا راضی هستی؟
- (خنده) بعضی وقتا خیلی اذیت میکند!
- قصد نداری در آينده دوباره به اسم خودت وبلاگ بنويسی؟
- قطعا در آینده یکی از برنامههایم این است که یک وبلاگ خاصی با یک شیوه خاص و متفاوت راهاندازی کنم. زمانی که آیتیایران نت راهافتاد بیشتر نگاه انتقادی در مطالبش بیشتر بود. من فکر میکنم الان دوران انتقاد گذشته است. اگر بخواهم وبلاگ جدیدی داشته باشم تولید محتوا خواهد بود. کاربری که میآید فقط انتقاد نمیبیند و یک مطلبی یاد میگیرد.
- در حد چند کلمه هم بد نیست خودت را معرفی کنی.
- من علیرضا شیرازی، ۲۷ ساله و مجرد. کارشناس نرمافزار.
- موضوع پایاننامهات چه بوده؟
- دیتا بیس
- زمینه کاری؟
- من قبلا سیستم حسابداری طراحی میکردم. پول خوبی هم در میآودم. قطعا هم میتوانستم از لحاظ موفقیت شغلی از الان موقعیت بهتری داشته باشم. ولی همان موقع همه کارم را رها کردم و رفتم در یک آیاسپی دوباره از صفر شروع کردم. چون به وب علاقه داشتم و به اینکه خودم با ایده خودم سایت راهبیندازم.
- اشاره کردی که خیلی علاقه داری به سایت با ایده جدید راه انداختن. بعد از پارسیک و بلاگفا از علیرضا شیرازی چه چیزی خواهیم دید؟
- قطعا دو-سه تا سایت دیگر.
- موضوعش چه خواهد بود؟
- به تازگی به تولید مطالب ارزشمند یعنی تولید محتوا علاقهمند شدهام.
- یعنی میخواهی بیایی وارد کار نشریات اینترنتی شوی و رقیب ما شوی؟
- (خنده) نه اصلاً. میخواهم اگر ابزار هم تولید میکنم ابزاری باشد که مطالب ارزشمندتری در آن درج بشود. وبلاگها خیلی خصوصی و شخصی هستند.
مثلا شاید یک سایت خبری راه بیندازم. ولی سایت خبری هم نیست شبیه آن است. ببینید یک سری ایدههای خوب وجود دارند. مثلا دو در دو. اگر شاید دودر دو وجود نداشت میرفتم همچین کاری را میکردم. احتمالا سایتی که مطالب ارزشمند را گردآوری کند با دیدی و قالب خاصی که من دارم.
- هفتسنگ را که میخوانید. به نظر شما هفت سايت سرويسدهنده برتر سال گذشته را که در پايان سال انتخاب کرديم و به نظرسنجی گذاشتيم انتخابهای مناسبی بودند؟
- من هم اگر بودم خیلی از این سایتها را انتخاب میکردم. مثلا کلوب سایت خیلی تاثیرگذاری است. دودردو ایده خوب و متفاوتی بود. پارسیک را خیلیها اعتقاد داشتند من پارتی بازی کردم که انتخاب شده! اما قطعا میتوانم بگویم اخبارش را خیلی از سایتها استفاده میکنند. به نظر من انتخاب های خوب و مناسبی بودند.
- اگر میخواستی خودت هفت سايت را انتخاب کنی جای چه سایتی را بین سایتهای برتر سال خالی میبینی؟
- من با اکثر آنهایی انتخاب کردهاید موافقم من مثلا شاید aftab.ir را هم انتخاب میکردم. سایت خیلی خوبی است ولی تاثیر گذار نبوده و فکر کنم در سال بعد تاثیرگذار باشد.
- به عنوان سوال آخر اگر یک روز بخواهی بین پارسیک و بلاگفا یکیشان را تعطیل کنی و فقط یکی را انتخاب کنی کدام را انتخاب میکنی؟
- پارسیک را بیشتر از بلاگفا دوست دارم.
تیم گفتگو: محمدمهدی مولایی، امیر اسماعیلی، حمید رضا حسن پور