
« کلید را فراموش کردهام! حالا اگر خواستید در مطلبتان بنویسید یا ننویسید!» این اولین جملهای است که علیرضا شیرازی مقابل درب دفتر بلاگفا به زبان میآورد.
پس از حدود یک ساعت جستجو یک کافیشاپ کوچک، تاریک و پرسروصدا بهترین محلی است که برای گفتگو پیدا میکنیم. به خاطر همین تاریکی کافیشاپ است که عکسها کیفیت مناسبی ندارند و به خاطر پرسروصدا بودن کافیشاپ صدای گفتگو هم کیفیت پایینی دارد.
علیرضا شیرازی که تا دو سال پیش به واسطه مدیریت سایت پارسیک و مقالاتش در زمینه آیتی در وب فارسی شناخته شده بود در سال گذشته بیش از هر چیز نامش در کنار سرویس وبلاگ بلاگفا در رسانهها مطرح شد.
انتخاب بلاگفا به عنوان وبسایت برتر سال هشتادوچهار در «نظرسنجی انتخاب برترینهای رسانههای سال ۸۴ مجله هفتسنگ» بهانهای شد برای گفتگو با مدیر جوان بلاگفا.
راهاندازی بلاگفا
- همانطور که میدانید در نظرسنجی برترینهای رسانهای سال ۸۴ مجله اینترنتی هفتسنگ سایت بلاگفا از طرف شرکتکنندگان به عنوان سایت برگزیده سال انتخاب شد. شاید برای خیلیها جالب باشد که بدانند یک سایت ارائه دهنده سرویس وبلاگ که خیلی از عمر آن نمیگذرد و شاید بتوان گفت تازه پا گرفته در مدت کوتاهی به چنین جایگاهی میرسد.
اصلا بگذارید از اینجا شروع کنیم که یک سال و نیم پیش چه ضررورتی برای راهاندازی بلاگفا دیدید. با توجه به اینکه در آن زمان سرویسدهندههای فارسی دیگری هم مشغول فعالیت بودند شما چه نقص یا کاستی در آنها دیدید که به فکر راهاندازی یک سرویسدهنده جدید افتادید؟
- ببینید اگر بخواهیم صریح صحبت بکنیم زمانی که ایده ایجاد بلاگفا به وجود آمد ما چند تا ایده شکست خورده داشتیم. یک سرویس پرشینبلاگ بود که خوب پیش میرفت اما سرویسش هیچ حرکت جدیدی نداشت. کاربرها هیچ امکان جدیدی نمیدیدند و تغییری در صفحه ایجاد نمیشد. سایت کند شده بود و اینها من را به فکر انداخته بود یک سرویس راه بیندازم. بلاگاسکای ثبتنامش را بسته بود. خیلی جاها فیلتر بود، بعدها فیلترش هم بیشتر شد. دو - سه تا سایت دیگر هم مثلا تکبلاگ بودند که آمدند و پس از مدت کوتاهی تعطیل شدند.
من نرمافزار بلاگفا را خیلی وقت پیش نوشته بودم. چیزی حدود شش تا هفت ماه پیش از راهاندازی بلاگفا. اما طبق تجربهای که داشتم برای من خیلی مهم بود که کارم را خیلی درست شروع کنم. نمیخواستم کارم را طوری شروع کنم که بعدا وقتی مردم استقبال کردند دنبال پهنای باند و فضا باشم و بعدا بخواهم انتقالهای آنچنانی انجام بدهم که کاربرانم یک هفته سرویس نداشته باشند. بنابراین با چند شرکت خوب صحبت کردم. در این مدت چند جلسه با شرکتهای میزبانیوب داشتم و مد نظرم بود که شرکت خوب پیدا شود که هم اسپانسر باشد و هم از نظر فنی جوابگو باشد. به هر حال حامی سایتم پیدا شد و میزبان سایت شد و کار را شروع کردم.
- همان شرکت ouriran دیگر؟ در قبال چه چیزی اسپانسر شد؟ این امکانی را که برای شما فراهم کرد در قبالش شما چه سرویس یا امکانی را به او میدهید؟
- یک نوع آشنایی از قبل وجود داشت. در قبال میزبانی بلاگفا قرار شد یک لوگو از شرکت در سایت بگذاریم و یک سری حمایتها در خود سایت. توجه کنید که چارچوب اسپانسری در ایران هنوز خیلی مشخص نیست. اما اعتقاد من این بوده که ouriran در موفقیتهای بلاگفا شریک خواهد بود. اگر جایی دارم مصاحبه میکنم حتما نام ouriran هم خواهد آمد. اگر یک سایت خوب پیشرفت کند و بیننده خوبی پیدا کند نشان میدهد که سایت از طرف یکی از بزرگترین سرویسدهندگان خدمات میزبانی سایت پیشتیبانی میشود.
- چه زمانی کار رسما شروع شد؟
- حدود یک سال و نیم پیش بود. زمانی که استارت بلاگفا خورد چند سرویس دیگر هم شروع به کار کردند. در واقع در فاصله زمانی چند هفته این چند سرویس از جمله میهنبلاگ و پارسیبلاگ شروع به کار کردند که بلاگفا آخرین سرویسی بود که به این زنجیره پیوست.
- در هنگام راهاندازی بلاگفا چه مسئلهای برایت دغدغه اصلی بود؟
- در این مدت از سرویسهای وبلاگ چیزهایی دیده بودم و به نظرم میرسید آنها بعضی مسائل را زیاد جدی نمیگیرند. یک نمونه خیلی مشخص این بود که ما وقتی به کاربر سرویس میدهیم باید مسئولیت سرویسمان را بپذیریم حتی اگر سرویسمان رایگان باشد.
بر خلاف سرویس دهندههای دیگر که میگفتند تضمینی در قبال خدماتی که به شما میدهیم وجود ندارد و در بعضی موارد اصلا معلوم نبود چه کسی پشت سرویسدهنده هست که دارد خدمات را میدهد، من همان روز اول آمدم و خودم را با مشخصاتم معرفی کردم و مسئولیت سایتم را پذیرفتم. چیزی که در صفحه درباره ما سایت و اخباری که روی سایت هست این قضیه وجود دارد و همه چیز سایت از روز اول بهطور واضح مشخص بود.
به نظرم این خیلی کمک کرد که کاربران اعتماد کنند به بلاگفا و پیش خودشان بگویند این سرویسی نیست که فردا تعطیل بشود. بدانند شخصی پشت قضیه است که یک تجربه چهار-پنج ساله داشته است، در وب شناخته شده است. اگر یک روز سایت داون میشد اعتبار فنی و علمی من زیر سوال میرفت. بنابراین کاربران اعتماد بیشتری کردند.
از طرف دیگر من آن زمان تصور میکردم خیلی از کاربران میترسند در سرویسهای وبلاگ فارسی بنویسند، چون هنوز خیلی چیزها مشخص نبود، مدیر سرویسدهنده را نمیشناختند، نمیدانستند چه تغییراتی روی سایت اعمال شده، چه کسی پشت صحنه است، این قضیه در مورد همه سرویسهای وبلاگ وجود داشت.
من سرویس را بر این اساس طراحی کردهام که کمترین اطلاعات شخصی را از کاربر میگیرم و حتی هیچ آیپی هم از آنها نمیگیرم. و حتی اگر روزی قرار شد پاسخگو باشیم من با این اعتقاد جلو میروم که من بلاگفا را داون میکنم اما اطلاعات شخصی کسی را به هیچ سازمان یا مرکز حقوقی نخواهم داد.
- در مورد مسائل فنی چطور؟ در شروع کار چه دغدغه فنی خاصی داشتی؟ قرار بود بلاگفا چه ویژگی فنی خاصی داشته باشد؟
- در آن زمان سرویسهای دیگر با این تصور آمدند که امکانات را اضافه بکنند و جلو بیایند در صورتی که من فکر میکردم کیفیت مسئله مورد نظر کاربران ایرانی است. تجربهای که داشتم به من میگفت وبلاگنویسی خیلی چیز پیچیدهای نمیخواهد، وبلاگنویسان هم ابزار پیچیدهای نمیخواهند، اکثرا آدمهای تازهکاری هستند و دوست دارند خیلی ساده ولی مطمئن و با کیفیت وبلاگ بنویسند. فکر میکنم مولفههایی که در آن زمان در بلاگفا در نظر گرفته شد به این قضیه کمک کرد. در آن زمان خیلی راحت ظرف سه ما بلاگفا به سریعترین سرویس وبلاگ تبدیل شد. همه بلاگفا را به عنوان سریعترین سرویس وبلاگ معرفی میکردند نه به عنوان وبلاگی که امکاناتش از همه بیشتر است. مسئله دیگر هم این است که من معتقدم از لحاظ فنی نباید کاری را بکنیم که بعد بخواهیم بازگشت داشته باشیم. نمیتوانستم امکانات زیادی را بدهم که بعدا وقتی کاربرانم زیاد شدند بگویم خب من مجبورم این مولفه و این امکانات را حذف بکنم. بنابراین بلاگفای اولیه سرویسی بود که با سرعت خیلی بالایی طراحی شده بود. و امکانات محدود و سادهای داشت.
- پس برای بلاگفا اولویت اول در کار سرعت بود.
- بله. کیفیت. در طراحی کدهای برنامه کیفیت اولویت اول من بود. کیفیت هم اول به معنای سرعت و بعد بازدهی است و البته همینطور امنیت. از طرف دیگر اتفاقی که افتاد این بود که کاربرها کم کم عادت کردند به امکانات بیشتر. وبلاگ گروهی یا دستهبندی مطالب برای وبلاگنویسان ایرانی پذیرفته شده بود، چیزی که قبلا تعریف نشده بود. بعدها با اینکه به نظر میرسید این امکانات نیاز جدی کاربرها نیستند اما برای اینکه در جوی که ایجاد شده بود بتوانیم به عنوان یک سرویس پیشرو باقی بمانیم من این تغییرات را دادم و امکانات وبلاگ گروهی، دستهبندی مطالب و لینکهای روزانه را اضافه کردم.
- این امکانات از قبیل وبلاگ گروهی و لینکهای روزانه را شما اولین بار در سرویسهای ایرانی ارائه کردید؟ چه امکانات خاصی را برای اولین بار بلاگفا در بین سرویسدهندهها به وبلاگنویسان ارائه کرد؟
- نه. در این زمینه ها اولین نبودیم. الان دقیقا به خاطر ندارم که اولین کدام بود. چون چند سرویس فارسی داشتیم که با امتی کار میکردند و آنها امکان وبلاگگروهی را داشتند پیوند مستقیم به هر مطلب را اولین بار بلاگفا اضافه کرد. این به نظر من خیلی جدی بود. چون میدیدیم برای کاربرانی که وبلاگ مینویسند واقعا یک نیاز است. فکر میکنم در این زمینه ما اولین سرویس بودیم که لینک مستقیم به مطلب دادیم. و این لینک هم یک آدرس مشخص بود. آدرس مثلا از علامت سوال و عدد و ارقام تشکیل نشده بود و به شکل شماره مطلب بود. هر سرویس دیگری که این شکلی کار میکند قطعا از بلاگفا تاثیر گرفته در این زمینه.
هیچ ایده خاص و مشخص دیگری نبوده که بلاگفا شروع کرده باشد. بلاگفا اصلا قرار نبود تحول خاصی در زمینه امکانات ایجاد کند چون اصلا وبلاگنویسی امکانات خیلی منحصر به فردی نمیخواهد. خیلی از معروفترین سرویسها مثل بلاگر و لایوجورنال امکانات خیلی محدودی دارند. بلاگر فقط امکان وبلاگ گروهی دارد و حتی نظرخواهی هم بعدا به آن اضافه شد. ولی کاربرها از این سیستمها استفاده میکردند. کسی که میخواهد وب٥
صفحه دوم
فضاي بلاگفا صميميتر از پرشين و ميهن بلاگه...
به عنوان يك روزنامهنگار و كسي كه حدود 4 ساله نوشتن در وبلاگهاي مختلفي را تجربه كردم، احساس ميكنم «بلاگفا» از برنامه و مديريت متفاوتي نسبت به وبلاگهاي رقيب داره.
از خوندن اين گفت و گو هم استفاده كردم.
راستي! اومدن به 7سنگ هم براي من شده اعتياد!
در مورد ادعاي ثبت نشدن آي پي ها توسط بلاگفا بايد بگم باور نمي كنم.
يه بار كه براي يكي از بچه ها كامنت مي ذاشتم پيغام داد كه شما نمي توانيد كامنت بذاريد و اينم آي پي تون و بقيه ماجرا....
ادعاي مضحكي به نظر مي رسه چون اين آي پي يه جاهايي به كار مديران همچين سرويسي مي ياد. حالا اين كه آي پي ها رو به كسي نمي دن موضوع ديگه اي هستش
دلم سوخت بیچاره شیرازی دفتر نداره تو کافی شاپ مصاحبه راه میندازه