درآمدی بر طنز در شعر خاقانی

جمعه، 15 اردیبهشتماه 1385

     

 
       
 

موضوع: نقد ادبی

 

نويسنده: رضا ط ساکی

   
     
اینکه خاقانی دستی بر آتش هجا و هجو داشته و نیز در جای جای اشعارش دست به طنازی می زده است برای ما جای شکی نیست.خاقانی هجا گویی قدر است و طنز را به خوبی می شناسد و با گونه های مختلف شوخ طبعی اشناست و به آنها مسلط است و به همین جهت است که در هجو از کسی چون رشید وطواط برمی آید.
   

 

 

 

طنز به عنوان گونه ای از شوخ طبعی و عالی ترین نوع آن همواره در اشعار بویژه مدایح ،چونان حربه ای در دست شاعر است که می تواند با آن حق مطلب را به گونه ای ادا کند که ضمن مدح شاه و یا ممدوح نسبت به آنچه که کار ناروا و یا اخلاق ناپسند است اعتراض کند. گاه چنین احساس می شود که مدایح شاعران بزرگی چون خاقانی فقط و فقط مدح و ثنای ممدوح است. البته شکی نیست که در شعر خود خاقانی و بسیاری از شعرا این نکته وجود دارد، ولی با بررسی در شعر بزرگانی چون خاقانی و انوری که در مدح سرآمد شاعران است در می یابیم انوری شاعری صرفا درباری و ثناگو نبوده است و شعر را به زر نمی فروخته است، بلکه در ضمن مدح با حربه طنز و زبان کنایه حق مطلب را ادا می کرده است و از ظلم و ستم ممدوح و بی عدالتی های زمانه و او پرده برمی داشته است چنانکه به عنوان مثال در قصیده ای در مدح پیروز شاه از امرای بزرگ سلاجقه می فرماید :

عدل تو چنان کرد که از گرگ امین تر
در حفظ رمه یار دگر نیست شبان را

که خود پیداست که خواسته عدالت چیز دیگری است.اما درباب طنز در شعر شاعرانی چون حافظ ، مولانا، انوری ، سعدی و..... مقالات وبعضا کتابهای زیادی نوشته شده است.به جرات می توان گفت که کمتر اثر ادبی و جدی در ادبیات ما یافت می شود که خالی از عنصر طنز و انواع شوخی باشد یا اگر بهتر بگوییم چنین است که در بیشتر آثار ادبی ما حتی در آثاری که از لحاظ قالب و مضمون و نوع ادبی آن انتظار طنز آفرینی نمی رود رد پای طنز و شوخی قابل شناسایی است. به عنوان مثال فردوسی در شاهنامه
در مدح محمود غزنوی می فرماید:

چو کودک لب از شیر مادر بشست
زگهواره محمود گوید نخست

که شما اگر تصویر کودکی گریان در گهواره را مجسم کنید که جای گریه کردن و بابا گفتن می گوید: محمود غزنوی، در می یابید که طنز فردوسی با محمود چه کرده است.و یا در ادامه مدح محمود فردوسی مانند مثالی که از انوری آوردیم می فرماید :

جهاندار محمود شاه بزرگ
به آبشخور آرد همی میش و گرگ

اما برسیم به حضرت خاقانی. اینکه خاقانی دستی بر آتش هجا و هجو داشته و نیز در جای جای اشعارش دست به طنازی می زده است برای ما جای شکی نیست.خاقانی هجا گویی قدر است و طنز را به خوبی می شناسد و با گونه های مختلف شوخ طبعی اشناست و به آنها مسلط است و به همین جهت است که در هجو از کسی چون رشید وطواط برمی آید.طنز در شعر خاقانی می تواند سر فصل و آغاز یک تحقیق و تتبع مستقل شود چرا که رگه های شوخی در آثار وی کم نیست:

گوید این خاقانی دریا مثابت خود منم
خوانمش خاقانی اما از میان افتاده قا
یا:
گیرم که دل درست ما نیست
آخر نام درست ما هست
خاقانی را اگر سفیهی
هنگام جدل زبان فروبست
اینهم زعجایب خواص است
کالماس بضرب سرب بشکست
یا:
حوری ازکوفه بکوری زعجم
دم همیداد و حریفی میجست
گفتم ای کور دم حور مخور
کو حریف تو ببوی زر تست
هان و هان تا نه خری دم نخوری
ور خوری این مثلش گوی نخست
که خری را به عروسی خواندند
خر بخندید و شد از قهقه سست
گفت من رقص ندانم بسزا
مطربی نیز ندانم به درست
بهر حمالی خوانند مرا
کاب نیکو کشم و هیزم چست
یا :
لاف از هنر میار که بر مرکب هنر
جای عنان منم ، محل پاردم تویی
یا :
مادرم کرد وقت نزع دعا
که ترا بابگ و نام سرمد باد
عمر توعمر نوح باد ولی
دولتت دولت محمد باد

و مثالهای بسیاری از این دست.اما قصیده ما برای این تحقیق قصیده ای است که در مذمت آب و هوای ری گوید.خاقانی در فاصله 549 و 550از شروانشاه اجازه خواسته که به خراسان برود اما هنگام رسیدن به ری بیمار میشود و این قصیده را در بحر مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف در مذمت آب و هوای ری گوید و در آن از طنز به خوبی استفاده کرده و می فرماید:
خاک سیاه بر سر آب و هوای ری
دور از مجاوران مکارم نمای ری
در خون نشسته ام که چرا خوش نشسته اند
این خواندگان خلد بدوزخ سرای ری
آن را که تن بآب و هوای ری آورند
دل آب و جان هوا شد از آب و هوای ری
ری نیک بد و لیک صدورش عظیم نیک
من شاکر صدورو شکایت فزای ری
نیک آمدم بری بد من بین بجای من
ایکاش دانمی که چه کردم بجای ری
عقرب نهند طالع ری من ندام آن
دانم که عقرب تن من شد لقای ری
سرد است زهر عقرب از بخت من مرا
تبهای گرم زاد ز زهر جفای ری
ای جان ری فدای تن پاک اصفهان
وی خاک اصفهان حسد توتیای ری
میر منند و صدور منند و پناه من
سادات ری ائمه ری اتقیای ری
هم لطف و هم قبول و هم اکرام یافتم
ز اخرار ری و افاضل ری و اولیای ری
از بس مکان مه داده و تمکین که کرده اند
خشنودم از کیای ری و ازکیای ری
چون نیست رخصه سوی خراسان شدن مرا
هم باز پس شوم نکشم پس بلای ری
گر باز رفتنم سوی تبریز اجازتست
شکرانه گویم از کرم پادشای ری
ری در قفای جان من افتاد و من بجهد
جان میبرم که تیغ اجل در قفای ری
دیدم سحر گهی ملک الموت را که پای
بی کفش میگریخت ز دست وبای ری
گفتم تو نیز گفت چو ری دست برگشاد
بویحیی ضعیف چه باشد بپای ری

بله در این قصیده خاقانی ذم ری و شکایت از آب و هوای ری و یاد کردن از خراسان و اصفهان دو مکان دوست داشتنی اش که بسیار در اشعارش از آنها یاد می کند و در مورد آنها بویژه خراسان قصاید غرایی دارد ، سخن را به اینجا می کشاند که سحری عزرائیل را دیدم که پای برهنه از دست وبای ری فرار می کرد، به او گفتم تو نیز از ری فراری هستی؟ که جواب داد آری وقتی که ری دست گشاده است من هم در مقابلش کاری نمی توانم بکنم. آری طنز در شعر خاقانی کاربرد دارد و در جای جای سخن وی یافت می شود .امید وارم این نوشته توانسته باشد هر چند مختصر و کوتاه نکته ای در خور دانستن را کاویده باشد.
در پایان بحث را به مطایبه ای از حضرت خاقانی در باب حج به انجام می رسانیم:

چون بحد کوفه باز آیند حاج از بادیه
خلق یک فرسنگ استقبال خویشان می کنند
خویش جانم بوی بغداد و دم دجله است و بس
کز همه آفاق استقبال ایشان می کنند.

 
 
 

 مطالب مرتبط

 
 

  ارسال نظرات














برای ديدن نظرات ديگران در مورد اين مطلب اينجا را کليک کنيد.

 
 

موسیقی زیر زمینی - بخش سوم: رپ

 

موسیقی زیر زمینی - بخش دوم: راک، متال و تلفیقی

 

موسیقی زیر زمینی - بخش اول: پاپ

 
 

پذیرش «رپ» به عنوان سبک موسیقی
گفتگو با عبدالجبار کاکایی، عضو سابق شورای ترانه وزارت ارشاد
بحر طویل؛ رپ ایرانی
طبقه‌بندی مفاهیم موسیقی «رپ» فارسی - ویرایش اول
از مفاهیم عرفانی تا داف فانتزی، نگاهی به ترانه‌های رپ فارسی
رپ، ارائه تصویر تنزل‌یافته از زن و رفتار جنسی نوجوانان امریکا
هیپ‌هاپ واقعی و رپ‌خوانان سفید
گرافیتی؛ نمونه دیوارنگاری شهر تهران
نمونه ترانه رپ - کمک
نمونه ترانه رپ - وطن پرست
نمونه ترانه رپ - صلح تویی
نمونه ترانه رپ - سفری بی انتها
نمونه ترانه رپ - شهر گمشده
نمونه ترانه رپ - ایران ما
نمونه ترانه رپ - انرژی هسته‌ای
نمونه ترانه رپ - اختلاف
نمونه ترانه رپ - بنزین
نمونه ترانه رپ - اذان
نمونه ترانه رپ - سصید ۳۰۰
نمونه ترانه رپ - فرق آدما

 
 

برترین‌های رسانه‌ای سال

 


جستجو :

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]

مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.

 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 
 

© Copyright 2002-2007 7sang Persian E-zine