در قسمتهای قبلی خواندیم که چگونه هرکول هشت خوان را پشت سر گذاشت؛ و اینک خوان نهم:
خوان نهم؛ کمربند هیپپولیتی (1)
خوان نهم، هرکول را به قبیلهی آمازونها(2) کشاند. هرکول میبایست کمربند ملکهی آمازونها را برای دختر آریستوس میربود. آمازون، قبیلهای از زنان جنگاور بود که نخستین بار هنر جنگیدن سوار بر اسب را ابداع کردند و تیراندازانی بسیار چیرهدست بودند.
آنها دور از مردان زندگی میکردند و اگر هم پیش میآمد که کسی از میان آنها بچهدار شود(3) تنها نوزادان دختر را نگه میداشتند(4) که آنها را هم مثل خودشان جنگجو بار میآوردند!
و اما کمربند هیپپولیتی، کمربندی معمولی نبود. این کمربند چرمین را آرس(5) ـ خدای جنگآوری ـ به وی داده بود. چرا که هیپپولیتی بهترین جنگجو در بین تمام آمازونیها بود. ملکه، این کمربند را دور سینهاش میبست(6) و خنجر و شمشیرش را در آن جای میداد. حالا اینکه چه شده بود که آریستوس یکهویی ویرش گرفته بود این کمربند را به دخترش هدیه بدهد، خدا میداند!
هرکول برای این ماموریت عدهی زیادی از دلاوران جنگاور ـ از جمله تزئوس(7) ـ را با خود راهی کرد. لشگری چنان عظیم دنبال خودش روانه کرد که هیپپولیتی با دیدن این لشگر قول داد خودش کمربند را دودستی تقدیم هرکول کند!
ولی این وسط هرا ـ که اگر یادتان باشد همهی این دردسرها را او برای هرکول درست کردهبود ـ که میخوا�%
خیلی جالب بود ولی خیلی خلاصه کردی بیشتر به جزئیات توجه کن aaaaaaaaaaaa