English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!
- اخبار ۲۰:۳۰!


 
 

  گفتگو


نوروز، جشن بزرگداشت دانش بشری - گفتگو با دکتر فريدون جنيدی

 

   

نظرات خوانندگان  (0)

 

  نويسنده: هفت سنگ

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
دکتر فریدون جنیدی ایران‌شناس، رئیس بنیاد نیشابور و نشر بلخ در گفتگو با هفت‌سنگ در مورد تاریخ نوروز صبحت‌ کرده است.
 

دکتر فریدون جنیدی ایران‌شناس، رئیس بنیاد نیشابور و نشر بلخ در گفتگو با هفت‌سنگ در مورد تاریخ نوروز صبحت‌ کرده است. دکتر جنیدی دارای تالیفاتی از قبیل
«نامه فرهنگ ایران»(گردآوری مجموعه مقالات)، «نامه پهلوانی»، «خودآموز خط و زبان ایران پیش از اسلام»، «زمینه شناخت موسیقی ایرانی»، «زندگی و مهاجرت نژاد آریا بر اساس روایات ایرانی»، «کارنامه ابن‌سینا»، «زروان، سنجش زمان در ایران باستان»، «داستان‌های رستم پهلوان»، «نبرد اندیشه‌ها در ایران پس از اسلام» است. دکتر جنیدی در این گفتگو بخشهایی از کتاب در دست تالیف «داستان ایران» را بازگو کرده‌ است.

صبحت‌های من در مورد نوروز بر اساس گونه‌ای زمان‌سنجی است که پیش از این در بنیاد نیشابور پیشنهاد کرده‌ایم. استاد بلدریان زمین‌شناس بزرگ جهانی در تهیه این زمان‌سنجی به ما کمک کرده‌اند. ما از تغییرات زمین در زمان استفاده بردیم و جدولی برای تاریخ ایران تهیه کرده‌ایم. این تغییرات زمین شامل دوره‌های سرما، گرما، خشکسالی، زمین‌لرزه و فوران آتش‌فشان‌هاست.
ما با استفاده از این تغییرات زمین در سرزمین جغرافیایی ایران و انطباق این تغییرات با رویدادها یک جدول زمانی‌ برای ایران تهیه کرده‌ایم که اصلا در ذهن اروپاییانی که برای ایران تاریخ ساخته‌اند نمی‌گنجد.
اروپاییان ۲۸۰۰ سال بیشتر پیشینه ندارند و یونان ۲۸۰۰ سال پیش پدید آمده است. اروپاییان بعد از اینکه با دستاوردهای فرهنگی شگفت در سرزمین ایران مواجه شدند این نظریه را مطرح کردند که این دستاوردها به ایران تعلق ندارد و مربوط به اقوامی به‌نام آذیانی یا آذیاتیک است که در اینجا بومی بوده‌اند و ایرانی‌ها یا آریایی‌های‌ گاوچران‌های مهاجری بودند که آمده‌اند و سرزمین ایران را تصرف کرده‌اند و نام خودشان را هم به این سرزمین داده‌اند. اروپاییان هیچ دلیل یا مدرکی را هم برای این موضوع ندارد.

با این زمان‌بندی اروپاییان تاریخ ایران از دوره ماد شروع می‌شود که اندکی‌ هم از تاریخ یونان دیرتر هم باشد تا به این شکل تاریخ ما از تاریخ اروپا کمتر هم باشد. با این تفسیر هر چیز مربوط به گذشته که در سرزمین ایران پیدا شود متعلق به ما نیست و متعلق به اقوامی است که در گذشته در ایران می‌زیسته‌اند.
این شیوه تاریخ نویسی را اروپاییان در دوران خواب‌آلودگی ما برای ما ساخته‌اند. متاسفانه این شیوه تاریخ‌نویسی به‌وسیله پیروان اروپاییان در تمام دانشگاه‌های ایران هم تدریس می‌شود. این شیوه تاریخ نویسی از اینکه ما شیوه درخشان زندگی نیاکان‌مان را عرضه بکنیم جلوگیری می‌کند. اما شیوه‌ای که ما به کمک رویدادهای طبیعی زمین برای تاریخ‌نگاری سرزمین ایران پیشنهاد کرده‌ایم متفاوت با شیوه اروپاییان است.

ما یک متن پهلوی داریم که در آن متن پهلوی از بروز یک سرمای بزرگ سخن گفته شده است. در کتاب وندیداد - که شاید بتوانیم بگوییم کهن‌ترین کتاب جهان است - هم از این سرما یاد شده است. در آنجا می‌بینیم از یک سرمایی که پیش خواهد آمد سخن رفته است. اهورامزدا به جمشید می‌گوید سرما پیش می‌آید و نسل بشر و جانوران در معرض خطر است و تو باید یک «ور» بسازی که اینها را در آنجا جا بدهی. جمشید می‌گوید که این ور را چطور بسازم. اهورا مزدا می‌گوید خاک می‌ریزی و آب را در آن می‌ریزی و ور را می‌سازی. این اشاره به پیدایی گل در جهان است. باستان‌شناسان گفته‌اند پیدایی سفال مهم‌ترین واقعه فرهنگ جهانی است چون سفال خیلی به زندگی انسان کمک کرد. پیش‌تر از آن پیدایی گل است. در نظرات باستان‌شناسان به گل اشاره نشده است در حالی که در فرهنگ ما حتی به پیدایی گل هم اشاره شده است. ور را باغ یا غار معنی کرده‌اند. این لغت در واره یا باره یا بارو یا برج هنوز وجود دارد. دیوار هم آن را معنی کرده‌اند.

پیش‌تر از آن خانه‌ها در غارها کنده می‌شد و همین باعث می‌شد که زیست‌گاه‌ها فقط در کنار کو‌ه‌ها باشد. اما وقتی دیوار ساخته شد مردم در دشت هم پراکنده شدند. همه این دوران بر می‌گردد به دورانی که در شاهنامه و در اوستا به نام دوره جمشید داریم.

برای شما شگفت‌انگیز خواهد بود بدانید که ما در جهان یک سرمای یک‌صد هزار ساله داشته‌ایم. بعد از این سرما در صد هزار سال اخیر هم چهار سرما داشته‌ایم. زمین‌شناسان نام این دوره‌های سرما را وورم گذاشته‌اند. این سرمایی که در دوران جمشید از آن نام برده شده است وورم چهار است و برمی‌گردد به شانزده‌ هزار سال پیش تا ده هزار سال پیش. یعنی در نظر بگیرید شش هزار سال یخبندان. در کتاب مینوی خرد آمده است که در این دوره ده ماه زمستان و دو ماه تابستان بود. در آن دو ماه تابستان هم زمین و آب سرد بود. این اوضاع و احوال آن دوره یخبندان است. دانش زمین‌شناسی امروز هم تایید می‌کند که در آن جلگه یخ‌زده که نخستین جایی است که آماده پذیرایی از نژاد بشر شد در آنجا ده ماه زمستان و دو ما تابستان بوده‌است. دقیقا همان موارد بالا را تایید می‌کند. همه مواردی که دانش زمین‌شناسی امروز می‌گوید در کتاب‌های داستانی ما آمده است.

آغاز این دوره سرما در ۱۶ هزار سال پیش یکی از مقاطع زندگی ما ایرانیان است. بعد از اینکه ده هزار سال پیش این سرما به پایان می‌رسد و هوا گرم می‌شود سه هزار سال دیگر هم ما زندگی توام با شادی و آرامش داشته‌ایم که به هفت‌هزار سال پیش می‌رسیم. در این زمان با یک حمله همراه با آتش‌سوزی و کشتار از سمت جنوب غربی مواجه می‌شویم که آن حمله بابلیان نخستین است. پس هفت هزار سال پیش دوران شکوه و آرامش ما به پایان می‌رسد. این دوران را جمشید و شاهنامه گفته‌اند جمشید یا همزاد خورشید و درخشندگی.

در آن متن پهلوی که به آن اشاره کردم مردم اعتقاد داشتند که خورشید در طول روز سه بار با مردمان سخن می‌گوید. بامداد می‌گوید به آتشکده بروید. یک فرمان همگانی بود برای اینکه مردم در روز به آتشکده بروند و با خود هیزم ببرند تا آتشکده سرد نشود و زیستگاه حفظ شود. نیم‌روز به مردم می‌گوید به زن خواستن و فرزند داشتن کوشا باشید. این دوران مادر سالاری در این سرزمین است. در غروب هم خورشید به مردم می‌گوید که از کارهای بدی که کرده‌اید برگردید و کوشش کنید دیگر کارهای بد را تکرار نکنید.
پایان متن این است که همانطور که نور خورشید به زمین می‌رسد گفتار آن هم به زمین می‌رسد.

از مجموعه اینها بر می‌آید که کیش ایرانیان در آن زمان نخستین کیش جهان بوده است و این کیش، کیش آسمان بوده است. همه نیکی‌ها مثل نور و باران و همینطور بدی‌ها مثل صاعقه همه از آسمان می‌آمد و گمان مردمان آن دوره این بود که آسمان، پروردگار زمینه است.
با این تفاسیر سیزده‌هزار سال کیش ما ایرانیان نگرش به آسمان بوده است و به همین دلیل این اینقدر در تن و جان و روان ما رسوخ پیدا کرده است که ما در هر موقعیتی که هستیم به یاد خدا می‌افتیم بدون تعمد دست‌ها را به سمت آسمان می‌بریم. به خاطر اینکه این یک قدمت ۱۳ هزار ساله دارد.

یک ور دوران جمشیدی به‌صورت ماکت در شاهرود پیدا شده است و نشان می‌دهد که چطور می‌شود از بالا طلوع و غروب ستارگان را دید. اتاق‌مانندهایی هستند که از بالا پنجره دارند. مردم باید مرتب آسمان و ستارگان را می‌دیدند چرا که باید آن را ستایش می‌کردند. پیشتر از اینکه این ماکت در شاهرود پیدا شود ما تپه زاغه هشت هزار ساله را پیدا کردیم که در آنجا اتاق‌ها در نداشتند. در واقع عبور و مرور مردم از پنجره‌های نزدیک سقف انجام می‌شده است.

این نگرش چند هزار ساله به آسمان ره‌آوردهایی هم به دنبال داشت. از جمله این ره‌آوردها این بود که مردم به تدریج در آسمان صورت‌هایی را هم پیدا کردند. هفت ستاره سیار پیدا کردند یعنی خورشید، ماه، بهرام، کیوان و ... که در سرتاسر آسمان در حال حرکت بودند. یک گروه صورت‌های فلکی هم پیدا کردند که به هر کدام از آنها یک نامی دادند.

دکتر جنيدی در طول گفتگو با نقل کابل، مويز سمرقند، خرمای خوزستان، بادام کوهی ميمند و زردآلوی کرمان از ما پذيرايی کرد.

پس از آن چند هزار سال طول کشید تا متوجه شدند خورشید با یکی از اینها در هر ماه از پشت کوه طلوع می‌کند. وقتی صورت‌ها را شمردند متوجه شدند دوازده صورت وجود دارد. بعد از اینکه ده‌ها یا صدها سال اینها را بررسی کردند متوجه شدند بعد از دوازده صورت آغاز تابش دوباره خورشید است. همینطور که ما برای مدت زمان یک ماه نام قوس ماه را می‌بریم، برای مدتی که خورشید دوباره می‌آید نامی که بردیم نام خورشید است. همین کلمه «سال» که ما در فارسی می‌گوییم در زبان زرتشتیان «سُل» (sol) گفته می‌شود، در زبان فرانسه «سلی» گفته می‌شود و سولار انگلیسی هم یعنی خورشیدی. همه اینها به سال بر می‌گردد. سال یعنی زمانی که خورشید دوباره نو می‌شود. سال نو یعنی خورشید نو.
به این ترتیب یک گاه شماری علمی درست پیدا شد. این گاه‌شماری علمی با زمان‌سنجی‌هایی که ما انجام دادیم حدود هشت‌هزار سال پیش اتفاق افتاده است؛ یعنی پایان دوره جمشید.

نیاکان ما در هشت‌هزار سال پیش متوجه شدند که در این زمان شب و روز با هم برابر می‌شوند. در واقع در هشت هزار سال پیش وسیله‌ای برای سنجش زمان یعنی همان ساعت داشته‌اند که متوجه شده‌اند در یک روز خاص زمان شب و روز با هم برابر می‌شود.
حالا این ساعت به چه شکلی بوده‌است و با چه وسیله‌ای کار می‌کرده است را من پاسخی برای آن ندارم و هنوز مشخص نشده است.

زمان پی بردن نیاکان ما به گاه شماری خورشیدی تقریبا همزمان است با پیدایی آوای خوش یعنی موسیقی و پیدایی شراب. این زمانی است که کم کم سفال هم پیدا شده است. در گنج‌دره هرسین کرماشان (کرمانشاه) سفال ده‌هزار و چهارصد ساله پیدا شده است و چهار سال پیش در بوئین‌زهرا هم سفال نه هزار ساله پیدا شد و شهرسازی هشت‌هزار ساله در تپه زاغه قزوین داریم.

سه پدیده‌ای که اشاره شد یعنی پیدایی سفال، نوای خوش و گاهشماری در پایان دوره جمشید آمده است و بنابراین می‌توانیم بگوییم در هشت هزار سال پیش بوده‌است.

این جشن نوروز در واقع جشن بزرگداشت دانش بشری است. با توجه به اینکه اروپاییان سه هزار سال پیش به‌صورت وحشی زندگی می‌کرده‌اند ما هشت‌هزار سال پیش بدون اینکه وسیله خاصی داشته‌ باشیم با توجه به گردش خورشید به این زمان‌سنجی رسیده‌ایم. این یک پدیده بسیار بسیار شگفت است که کمتر به آن توجه می‌شود.
از زمانی که غزنویان در ایران بر سر کار آمده‌اند یعنی هزار سال پیش فرهنگ ملی ایران از طرف دولت‌ها حمایت نمی‌شود. در نتیجه وقتی که فرهیختگان و دانش‌مندان نباشند و به نظرات آنها توجهی نشود در غیاب آنها مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها به آئین و شیوه خودشان پدیده‌های بزرگ زندگی نیاکان خودشان را به صورت بزرگداشت برگزار می‌کنند. یعنی اتفاقی که در حال حاضر در مورد نوروز افتاده است.

گفتگو: عباس حسین‌نژاد، محمد مهدی مولایی

 

 تاریخ انتشار:   April 7, 2006 11:49 PM



 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir