در رسانههای جمعی که طبیعتن باید وجهه عامهپسندی هم داشته باشند، تلویزیون عامهپسندترین رسانه است. این شاید به معنای آن باشد که در تلویزیون هرچه مخاطب عامه میخواهد برایش فراهم میکنند. اما اینطور نیست. این یک طرف قضیه است. صاحبان این رسانه نیز با توجه به مخاطبان فراوان سعی میکنند ابتدا اعتماد آنها را جلب کرده و سپس کمکم سلیقهی مخاطب را نیز تحت کنترل خود بگیرند. طی يکی- دو سال گذشته که در تلویزیون جمهوری اسلامی ایران لاریجانی جای خودش را به ضرغامی داد، او تاحدودی توانست با برنامههایی بهنسبت متفاوت اعتمادی را که در نزد عامه مردم خدشهدار بود تا حدی به این رسانه برگرداند.
از طرف دیگر ادامه نمایشهای مسخرهی ماهوارهای ایرانیان خارجنشین حکم گنجینهای برای طنز و هجو و هزل تلویزیون را پیدا کرد و مدیریت جدید هم تا میتوانست و گاه به حد افراط از آنها برای جلب اعتماد مردم به خود استفاده کرد.
یکی از عیب و ایرادهایی که در طی سالیان متمادی میشد بر تلویزیون ایران وارد کرد عدم تنوع برنامههای آن بود که در سالی که گذشت این نقیصه تا حدودی رفع شد. پخش برنامههایی که شاید نشانگر بالا رفتن جنبه مدیران تلویزیون باشد نیز بههرحال جزو خصوصیات مثبت کار امسال سیمای جمهوری اسلامی است.
مجله اینترنتی هفتسنگ محبوبترین برنامههای تلویزیونی در سال 84 را به انتخاب هيئت تحريريهاش در این صفحه گردآورده و معرفی کرده است. پس از خواندن اين مطلب شما میتوانيد بهترين برنامه را از ديد خودتان انتخاب کنيد.
چیزی که دربارهی این نظرخواهی نباید از یاد برد این است که برنامههای زیر پربینندهترین و محبوبترین آنهاست. مسلمن بهترینهای تلویزیون اینها نیستند. چه بسا برنامههایی بسیار بهتر که کمتر دیده شدند.
لطفن پس از خواندن مطالب مربوط به این برنامهها در نظرسنجی این صفحه مربوط به انتخاب «برنامه تلویزیونی سال» از ديد خودتان شرکت کنید.
در ضمن لیست برنامهها بهترتیب حروف الفبا است.
خبر بیست و سی
اخبارگویی و بهطور کلی گویندگی در ایران بهخاطر عوامل مختلفی چون محدودیتهای سیاسی و اخلاقی و عرفی از کیفیت پایینی نسبت به کشورهایی با آزادیهای بیشتر اجتماعی برخوردار است. در کشور ما از یک طرف دولت و ارگانهای زیرمجموعه آن با محدودیتهای قانونی و فراقانونی و از طرف دیگر عامهی مردم با دایرهی بسته عرفیات آنها دست مجری و اخبارگو را توی پوست گردو میگذارند. همچنین سایر مشکلات و مسائل ریز و درشت دست به دست هم میدهند تا روحیه محافظهکار و درونگرای ایرانی از اخبارگو یک روبوت خشک و بیاحساس بسازد که صرفن اخبار را از روی کاغذ حفظ میکند و با لحن یکنواخت میخواند.
اخبار بیست و سی که ساعت بیست و سی دقیقهی هر شب از شبکهی دو به مدت پانزده دقیقه پخش میشود سعی میکند با لحنی صمیمی، گرم و محاورهای و اطلاعرسانی خبرهای داغ و جالب توجه مشکل اخبارگویی خشک ایرانی را از بین ببرد که تا حدودی در این کار موفق شده است.
ویژگیهای قابل توجه و تحسینبرانگیز این مجموعه خبری داشتن سرعت زیاد و اجتناب از جملات طولانی و عطف به یکدیگر و عدم کاربرد کلمات قلمبه سلمبه در خبرها و همچنین شوخطبعی و طنز و لحن کنایی در خواندن اخبار است. که این آخری بنظر میرسد کمکم دارد برای بیست و سی دردسرساز میشود. اخبارگویی سنتی که پر از حرافیهای بیهوده و جملات عجیب و غریب است کم کم دارد از بین میرود و این جای خوشحالیست. البته باید دید تا چه حد دولتیهای نازکدل و بهانهطلب آن را تاب میآورند. خبررسانی در جهان پر سرعت امروز وظیفهایست که اخبار بیست و سی در آن موفقیت نسبی پیدا کرده است.
دوربین خبرساز
در حالی که همه دوربينها زمين مسابقه را نشان میدهند اما دوربين برنامه دوربين خبرساز جايی را در ميان تماشاگران پيدا کرده و صحنههای بزن بزن ميان دو تماشاگرنما را نشان میدهد.
سالها بعد از قطع بازی و نشان ندادن دعوای بين بازيکنان استقلال و پرسپوليس در سال ۷۳ و باز شدن پخش اين تصاوير از سيما برنامهای بهنام دوربين خبرساز از سيما پخش شد که به طور اختصاصی دوربينهايش را برای گرفتن اين تصاوير زوم کرده است.
پوشش اکثر مسابقات ورزشی و مهم بیباکی و تهور گزارشگران پخش تمام حواشی و اتفاقات بدون سانسور و حتی پخش نسبتا مناسب و روتين بودن برنامه و عدم قضاوت از جمله محاسن اين برنامه است.
دوربين خبرساز با اينکه بارها از سوی مربيان و دستندرکاران ورزش مورد نقد قرار گرفته است اما به دليل روشن ساختن حواشی نقش مهمی که در افشاری عملکرد برخی از ورزشکاران ايفا کرده است برنامه موفقی هم در برنامهسازی و هم در جلب مخاطب بوده است. اين برنامه هر شب ساعت ۲۳:۳۰ از شبکه خبر پخش میشود.
رضاطساکی
سینما یک
جذب مخاطبان و طرفداران خاص و حرفهای سینما هدفیاست که برنامههایی مثل سینما یک، سینما چهار، صدفیلم و سینما و ماوراء به عهده گرفتهاند. سینما یک در سال هشتاد و چهار ابتدا با ساخت حرفهایتری نسبت به سینما چهار که رقیب اصلی آن بود شروع کرد. اما متأسفانه بیشتر از برنامههای فوقالذکر زیر نظارت سیاسی و عقیدتی صدا و سیما قرار گرفت. یادم میآید در یکی از اولین قسمتهای این برنامه پخش فیلم سینمایی فوقالعاده زیبای «مردمان نازنین» اثر جاسمین دیزدار کارگردان بوسنیایی ساکن انگلستان پخش شد. من که این فیلم را قبلن با زیرنویس فارسی دیده بودم خودم را آماده کردم تا با نسخهی دوبله حسابی حال کنم! اما نگو که دستاندرکاران برنامه این فیلم را بهانهی کار خودشان کرده بودند. به بهانهی این فیلم جناب ابوطالب مستندساز را آورده بودند که ایشان هم برنامه را کلن اشتباه گرفته بود و شروع کرد به شرح و تفصیل خاطراتش در جنگ بوسنی و هرزگوین و جنایتهای صربها و دولت آمریکا! در این بین تکههایی از فیلمهایی که ایشان از جنگ بوسنی گرفته پخش میشد! خلاصه، حدود یک ساعت، شاید هم بیشتر جناب ابوطالب و مجری سینما یک به رد و بدل نظرات صرفن سیاسی خود راجع به جنگ بوسنی و نسلکشی و آمریکای جنایتکار و غیره پرداختند. بندهی عاشق سینما با عرض معذرت خوابم گرفت و حدود ساعتهای دوازده نیمهشب که تازه ابوطالب داشت میگفت: «این فیلم خوبی در رابطه با جنگ بوسنی نیست و عمق جنایات رخداده در آن را نشان نمیدهد و احتمالن فیلمسازش با دولت انگلستان در ساخت فیلم سازش و مدارا کرده...» تلویزیون را خاموش کردم و خوابیدم! ازین چیزها بگذریم برنامهی سینما یک با درست کردن پروندههایی مثل پخش فیلمهای ژانر جنگ ویتنام، ابتکار جالبی را در این نوع برنامهها زد و بطور نسبی موفق بود.
متأسفانه فیلمهای پخششده در این برنامه با سانسور بسیار وحشتناکتری نسبت به برنامههای مشابه روبرو میشدند (در یکی از قسمتهای اخیر این برنامه طی علمیاتی عجیب فیلمنامهی فیلم اتاق پسر اثر نانی مورتی را با سانسور تغییر دادند و یک شخصیت را عملن از فیلم حذف کردند!) و دعوت از کارشناسان ضعیف که به حاشیهروی در بحث علاقه داشتند نیز موجب شد تا بحثهای کارشناسی پس از نمایش فیلم کمتر مورد توجه دوستداران حرفهای سینما قرار گیرد.
اما روزهای آخر سال هشتاد و چهار با خبر پايان يافتن و قطع پخش اين برنامه همراه شد. ظاهرا برنامه سينما يک زياد با سليقه مديران جديد شبکه يک سيما منطبق نبوده و در ماههای اخير همين باعث اختلافات و نقصهايی در برنامه شده بود.
سازندگان و دستندرکاران سينما يک از اين پس برنامه مستند سينما چهار را روی آنتن خواهند داشت.
شبهای برره
شبهای برره مجموعه سریالی طنز نود قسمتی بود که به کارگردانی و بازیگری مهران مدیری در ادامهی نودقسمتیهای پاورچین و نقطهچین و در همان فضاهای هجوآلود و کاریکاتوری از ماه مهر شمسی امسال شروع شد و تا ماه محرم قمری ادامه پیدا کرد. قرار بود آخر محرم دوباره به روی آنتن برود که مدتی پیش آنطور که گفتند بخاطر تکراری شدن و ضعیف شدن مضامین داستانهای آن اعلام شد که این مجموعه در همین نود و سه قسمت فعلی تمام شده است!
ماجرا از این قرار است که مثلن در سالهایی دور در دوره رضاشاه فردی بهنام کیانوش استقرارزاده که در تهران به شغل شریف روزنامهنگاری مشغول است به جرم سیاسی بازداشت و دستگیر میشود. اما او بهطرز مضحک و ناخواسته از دست سربازان شاهنشاه فرار میکند و به روستای دورافتاده و عجیبی بهنام «برره» پناه میآورد. اهالی برره برای آنکه او را پناه دهند او را به سحرناز که دختر خشونتطلب و بداخلاقیاست میدهند و به این ترتیب کیانوش در برره ماندگار میشود.
اما برره با مردمان خلاف و حقهباز و در ضمن کودن و احمقی که دارد مسلمن برای غیربررهایها نمیتواند جای مطلوب یا حتی قابل تحملی باشد. حالا اینکه چرا کیانوش که فرد تحصیلکرده و درستیاست در آنجا میماند؟ و چطور میتواند با آنها و رسم و رسوم عجیب و غریبشان سر کند؟ حداقل در تمام قسمتهای این مجموعه مضمون اصلی یا فرعی داستانهاست.
در ضمن برره دو خان پایینبرره و بالابرره دارد که بیشتر تمرکز داستانهای فیلمنامه روی خانوادهی آنهاست.
این مجموعه را یک تیم نویسنده زیر نظر فیلمنامهنویس محبوب تلویزیون و سینمای کمدی ایران در سالهای اخیر، پیمان قاسمخانی مینوشتند.
شبهای برره بهدلیل دستمایه قرار دادن روستاییان و زبان محلی و رسم و رسوم سنتی ایرانیها در طنز خود باعث مخالفتهای شدید عدهای نیز شد. اما میزان استقبال از این مجموعهی طنز بهحدی بود که عنوان پرمخاطبترین برنامهی تاریخ سیمای جمهوری اسلامی را گرفت.
گفتگوی ویژهی خبری
اخبار ساعت بیست و دو و سی دقیقه شبکه دو بخش جذابی دارد بهنام «گفتگوی ویژهی خبری». اجرای آن به عهدهی مرتضی حیدریاست که قبل از این مدتی گویندهی اخبار فرهنگی هنری شبکه سه بود. سازندگان این برنامه در راستای مسائل و مشکلات و اخبار روز افرادی را به استودیوی اخبار میآورند و با عدهای نیز ارتباط تلفنی برقرار میکنند. مرتضی حیدری با اجرای خوب و تاحدودی غیرکلیشهای سعی میکند تا ضمن صمیمیت با مهمان برنامه رک و راست و البته تا حدی که اجازه میدهد او را سؤالپیچ کند. از جمله ايام پربيينده برای اين برنامه در سال گذشته روزها و هفتههای دوره تبليغات انتخابات رياست جمهوری بود. از چند ماه مانده به برگزاری اتخابات دستندرکاران اين برنامه با دعوت از نمايندگان جرايانات سياسی مختلف و کانديداهای احتمالی و برگزاری ميزگردهای داغ و جذاب به صورت زنده به استقبال انتخابات رفته بودند. در هفته پايانی انتخابات هم هر شب يکی از کانديداهای رياست جمهوری در برنامه حضور پيدا کرد تا به شکل زنده و مستقيم در برابر ميليونها بيننده اين برنامه به چالش کشيده شود.
مستند مهاجران
مستند مهاجران مجموعهای بود که هر هفته دوشنبهها از شبکهی اول ساعت 19:45 دقیقه پخش شد. سری اول این مجموعه اخیرن به پایان رسید و بهدلیل استقبال و محبوبیت در بین بینندهها قرار شده که سری جدید آن نیز ساخته شود. کارگردان این مجموعهی مستند، محمد على فارسى بود. این مستند به وضعیت مهاجران ایرانی در کشورهای مختلف دنیا میپرداخت و عمدتن از موفقیتهای آنها گزارش تهیه میکرد. فرار مغزها اصطلاح رایجیست برای این افراد موفق. مستند مهاجران با نگاهی نسبتن مثبت به این ایرانیهای موفق راهش را تاحدود زیادی از مستندها و برنامههایی که مهاجرت به اروپا و آمریکا را معادل با فساد و تباهی میدانستند جدا کرد. بهگفته محمدعلی فارسی این برنامه در ادامهی برنامه سراب اثر شهید مرتضی آوینی ساخته شد و هدف عمدهاش هشدار به دولت و نهیب به عرق ملی مهاجران ایرانی بوده است. که بنابه ادعای خود او برنامهاش حداقل در آنسوی آبها و برای مهاجران موفق شده حرکتی مثبت ایجاد کند و این مغزها کمی هم به ایران سربزنند!
نود
برنامهی «نود» سالهاست هر دوشنبه شب ساعت بیست و دو از شبکهی سه پخش میشود. ظهور برنامهی فوتبالی «نود» در سالهای اخیر با اجرای گرم و البته جنجالبرانگیز عادل فردوسیپور فضای کاملن متفاوت فوتبالیای را نسبت به گذشته در فوتبال موجب شد. بخش کارشناسی داوری مسابقههای انجام شدهی لیگ برتر در هفته داوران بسیاری را به جان این برنامه انداخت و باعث شد که بعد از آن داوران با ترس و احتیاط بیشتری نسبت به قبل در سوتهایشان دمیدند. این بخش روی طرفداران فوتبال مخصوصن بینندگان تلویزیونی تأثیر مثبتی داشت. بهطوریکه بیشتر آنها هنگام دیدن مسابقه تیم مورد علاقهشان وقتی با داوری مشکوکی مواجه میشدند بهجای ساعتها مشاجره و بحث بینتیجه و سوهان روح اهالی خانواده و همکاران شدن، همدیگر را به برنامهی نود حواله میدادند و میگفتند: «حالا تا دوشنبه صبر کن تا حالیت کنم!» یا: «حالا ببین نود چی میگه!» و به این ترتیب تمام دعواها و مشاجرههای لفظی و فیزیکی موکول میشد به دوشنبه شب یا سهشنبه صبح! هرچی نبود بیشتر دعواهای فوتبالی را زمانبندی کرد! صحبت و گفتگو با مربیهای باشگاهها و مربیهای تیمملی هم جنجالهای زیادی آفرید. شخص عادل فردوسیپور هم بهعنوان جذابترین (البته نه از لحاظ تیپ و قیافه!) گزارشگر فوتبال سالهای اخیر سهم مهمی در محبوبیت این برنامه دارد. از بخشهای دیگر برنامهی نود میتوان به گفتگو با ملیپوشان و بازیکنان باشگاهی، پخش برگزیده مسابقات هفتگی لیگ برتر و ليگ دسته يک، پخش اخبار مربوط به ليگبرتر و اخبار لژيونرها، پوشش خبری و گزارشی حاشیهها و حوادث فوتبالی در کشور و... اشاره کرد.
برای شرکت در نظرسنجی و انتخاب برترينها به اين صفحه برويد.
در برنامه ی نود عادل فردوسی پور بخشی از برنامه نیست!!!خود برنامه هست...
اشکان عزیز..ممنونم که رمان فصل مشترک رو خوندی و نظر دادی. امیدوارم فصلهای بعدی رو هم بخونی.با اینک چندان عادت ندارم در پاسخ به کامنتها چیزی بنویسم اما این بار چیزکی نوشتم. وقت کردی برو بخون. دوباره مرسی
خوش باشی.