مطبوعات ایران در سالی که گذشت
ماندگاری در کنار پرش بلند دوستان
اصولا پیدا کردن یک نشریه دلچسب (نه لزوما حرفهای) در ایران کار سادهای نیست. چه اینکه در کشوری که ما روزنامه و نشریه منتشر میکنیم راه و روشهای متنوعی برای کار مطبوعاتی وجود ندارد. ایراد از نوع حکومت نیست. مشکل از هنجارهای اجتماعی است که اجازهی مانور زیادی برای فعالیتهای فرهنگی نمیدهند. اینکه مدیر مسوولی و یا سردبیری به بهانهی خطوط قرمز گزارش و یا خبری را منتشر نمیکنند، نه فقط از جهت ترس از اخطارهای وزارت ارشاد و توقیف که در پشت سر آنها که نگرانی از نابود شدن هنجارهای اجتماعی است و که هر روزنامهنگاری به مثابه عضوی از اجتماع به آنها پایبند است. ضمن اینکه ماندگاری مهمترین خواسته روزنامهنگاران است.
پس طبیعی است که نتوان گزارشی از sex را برای مخاطب ایرانی نوشت، در مورد ایدز سکوت را ترجیح داد، اعتیاد را آنجور که هست نشان نداد، فقر را نادیده گرفت و مهمتر از همه در و پنجره سیاست را رها کرد و از سوراخ کلید به آن نگریست. البته که خطوط قرمز نظام جمهوری اسلامی تاثیر زیادی بر کار مطبوعاتی بدون قانون آن دارد، اما انگشت همه محدودیتها به سوی خطوط قرمز دولتی و حکومتی نیست. مشکل بزرگتر، جامعهای است که خطوط قرمزش گاهی تنگتر از محدودیتهای دولت است. هرچند که این دو هیچ همخوانی با یکدیگر ندارند.
به هرحال مروری به بهترین روزنامه ها و نشریات سال 84 میاندازیم. ناگفته پیداست که این انتخابها بیش از هر چیز با توجه به سلیقه هيئت تحريريه هفتسنگ انجام شده است. هرچند که به طور قطع معیارهای حرفهای آشفته بازار مطبوعات ایران هم در آن اعمال شده است؛
روزنامه شرق
نمیتوان تصور کرد که مثلا روزنامه همشهری یا ایران و یا جامجم و البته اعتمادملی و روزنامههایی از این دست به عنوان بهترین روزنامهی کشور انتخاب شوند. آنها هرچقدر هم که روزنامه باشند، در هیچ زمینهای نمیتوانند شرق را جا بگذارند. روزنامه شرق کاملترین مطبوعهای است که فعلا در ایران منتشر میشود. البته که دست به عصا بودن این جریده برای همه مشخص است. اما شرق به یکی از اهداف اولیه انتشار یک روزنامه رسیده است؛ پوشش همه اخبار مهم و مورد پسند یک جامعه، به طوری که عموم اقشار جامعه از آن بهره ببرند در کنار ماندگاری و ادامه انتشار.
در واقع شرق رقبایی همچون همشهری و جام جم دارد که هیچگاه تیراژ چاپی و فروشش به آنها نمیرسد. اما گسترهی موضوعات مورد علاقه در کنار انبوه ویژهنامههای متنوع و همچنین تاثیرگذاری بالای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی -که در دوران انتخابات کاملا مشخص بود و البته در هنگامه مسایل هستهای و تصویب بودجه سال 85 و درگیریهای دولت و مجلس هم خودنمایی میکند- روزنامه تحت امر محمد قوچانی در هیچکدام از رقبا یافت نمیشود. هرچند که همشهری به تازگی بر صفحاتش افزوده باشد و یا جامجم یک پوستاندازی لاکپشتی را تجربه کند.
بحث در مورد اعتمادملی، روزنامهی مهدی کروبی که در واقع یک کپیکاری معمولی و با تغییرات کمی محسوس از شرق است (همچون بسیاری از روزنامههای دیگر که با وجود سابقهی انتشار دو سه ساله، پس از انتخابات به رنگ شرق نزدیک شدند. مانند مردمسالاری و یا راهمردم و چند روزنامهی دیگر) فرصت جداگانهای میخواهد.
درهرحال شرق با اینکه با مشکلات ریز و درشت مالی درگیر است، فعلا چیز دیگری است. باید منتظر سال جدید بود و چشم به دکهها دوخت تا روزنامهای متفاوتتر از بقیه منتشر شود.
مجله فیلم
حدود ربع قرن انتشار باید یک نشریه را در ایران صاحب تیراژی شش رقمی کند. اما چون ایران با همه جای دنیا فرق دارد، مسوولان مجله فیلم کمتر از 20هزار نسخه در ماه برای چاپ قدیمیترین نشریه سینمایی کشور در نظر می گیرند. ایراد کار از آنها نیست. وقتی در فضایی همچون ایران که برخی از روزنامه ها به زحمت تیراژ خود را به 10هزار نسخه میرسانند و انبوه مجلات و نشریات سینمایی منتشر میشود، نباید از هوشنگ گلمکانی و همکارانش انتظار داشت که دست به خودکشی بزنند و ورشکستگی را به ادامهی فعالیت مداوم ترجیح دهند.
با همهی اینها مجله فیلم که رقبایی همچون نقشآفرینان، فیلمنگار، فیلم و سینما، هفتهنامه سینما و چند مورد دیگر دارد، اما تنها ماهنامهای است که طول عمر زندگیاش روی دکه به پنج روز هم نمیرسد. شاید اگر مجله سینمای نو که حدود 2 سال از توقف فعالیتاش میگذرد، ادامه راه میداد، مجله فیلم منتخب مجلات سینمایی نمیشد. هرچند که خوانندههای قدیمی فیلم بزرگترین سرمایههای آن هستند.
ایران ورزشی
تغییر ناگهانی نگاه بخش ورزشی موسسه مطبوعاتی ایران در حمایت از تیم ملی و بدل شدن به منتقد سفت و سخت فدراسیون فوتبال، شخص محمد دادکان و مربی تیم ملی، برانکو ایوانکوویچ برای همهی اهالی ورزش و مطبوعات ورزشی غیرقابل هضم و عجیب بود. ایران ورزشی که حدود 21 ماه از تغییر قطع انتشارش میگذرد، از جمله حامیان برانکو برای هدایت تیم ملی بود.
در واقع این روزنامه که هدایتاش را تا همین چند ماه پیش برداران رحمانی در کنار هیوا یوسفی و محمد شهرابی برعهده داشتند، برای بازگشت این مربی کروات به ایران زحمات بسیاری را کشیدند. اما پس از موفقیتهای ایوانکوویچ با تیم ملی و در میان راه صعود به جام جهانی، در زمانی که همهی روزنامهها حمایت از تیم ملی را در دستور کار داشتند، به ناگاه در موضع مقابل او قرار گرفتند و دم از برکناری و جایگزین کردن یک مربی صاحبِنام به جایش زدند. چیزی که از آنها اصلا انتظار نمیرفت.
ایران ورزشی روزی که به تیم شاهین رحمانی سپرده شد، به عنوان زوج روزنامه جهان فوتبال در حمایت از مربی خارجی شناخته شد که آن روزها تنها بود. هرچند که برخی از روزنامهها هم در این جبهه بودند.
به هرحال ایران ورزشی تنها چند ماهی به تنهایی برانکو را به باد انتقاد میگرفت و جریانی که ساخته بود به عموم روزنامههای ورزشی سرایت کرد و همهی آنها خواهان برکناری برانکو شدند. چه اینکه سرمربی تیم ملی به اندازه کافی بهانه دست روزنامهنگاران ورزشی بهانهگیر میداد. اما تیم موفق ایران ورزشی همانطور که ناگهانی تغییر موضع داده بود، ناگهان نیز از کار برکنار شدند تا پروژهی (آمدن یک مربی بهتر و صاحبنامتر از برانکو) که داشت به ثمر مینشست، عقیم بماند. آنها در روزهایی از موسسه ایران خارج شدند که روزنامه گل منتشر شد. این روزنامه حامی پروپاقرص فدراسیون، دادکان و برانکو است. هرچند که برخی مواقع، مواضع تندی نیز اتخاذ میکند.
عصرارتباط
اگرچه بسیاری از روزنامههای اقتصادی صفحات مخصوص موبایل و کامپیوتر و در کل آیتی دارند اما هفتهنامه عصرارتباط که در سال 84 با تغییر و تحولاتی در حد سردبیری نیز مواجه بود بیشترین زحمت را در اطلاعرسانی این بخش متحمل میشود. عصرارتباط با انتشار ویژهنامههایی مخصوص موبایل، لپتاپ، امپیتریپلير و چند مورد دیگر و البته تکرار چاپ آنها در فواصل مختلف، این هفتهنامه پر از آگهی را یک سرو گردن بالاتر از حتی روزنامههای اقتصادی قرار میدهد. البته عصرارتباط با توجه به ارتباطات گستردهای که با شرکتهای مختلف آیتی و تولیدکننده موبایل دارد این موفقیت را بدست آورده است.
در مورد عصرارتباط که امتیاز انتشار روزانه را نیز دارد، باید اضافه کرد که نیما رسولزاده، سردبیر جدید این هفتهنامه، به خوبی دوران افول پس از تغییرات را پشت سر گذاشته و با طرحهایی دلچسب و مخاطبپسند، این نشریه را به دوران اوج نزديک کرده است.
چلچراغ
قرار نیست وقتی از هفتهنامه دختربچگان حرف میزنیم انتظار خواندن هفتهنامه جوانان سالهای ابتدایی دهه 50 را داشته باشیم. بضاعت عموزاده خلیلی، میرمیرانی، منصور ضابطیان و نویسندههای زیر دست آنها در چلچراغ همین است که هر شنبه میآید روی دکه و خورانده میشود به دختربچههای 14 تا 17 ساله. اما واقعیت ماجرا این است که جامعه تینایجر هم مجلهای میخواهد تا با آن رویا پردازیهای عجیب و غریب داشته باشد. درواقع چلچراغیها از اول میدانستند کجای مطبوعات ایران لنگ میزند که این هفتهنامه را منتشر کردند. البته دیگر از آن تیراژ 40هزار نسخهای خبری نیست. اما همین که یک نشریه هفتگی با 4 سال سابقه در ایران حدود 20هزار نسخه میفروشد، شاهکار است.
ضمنا چلچراغ در سال گذشته اگر هیچ کاری نکرده باشد، همان شب چله که سید محمد خاتمی، رییسجمهور سابق را میزبانی کرد، برای بدست آوردن اعتبار کاهش یافتهاش کافی است. نکتهی آخر اینکه به نظر چلچراغ تنها هفتهنامهای است در ایران که اکنون 2 شماره از تاریخ انتشارش جلو است و دغدغهای بابت دیر شدن صفحهبندی و چاپ و توزیع ندارد و مهمتر از همهی اینها آنقدر نویسنده افتخاری از تمام نقاط ایران دارد که نگران تحریریهاش نباشد. چیزی که البته در این سالها به تربیت روزنامهنگارانی بیشمار انجامیده است.
نامه
البته در این وانفسای روزنامهنگاری سیاسی ایران که خودیها به شدت خودیاند و اجازه انتشار خیلی خبرها را دارند، غیر خودیها خیلی هنرمندند که تا کنون توسط قشر روزنامه خوان طرد نشدهاند. چه اینکه وقتی قرار باشد بسیاری از اتفاقات سیاسی مکتوب نشود (البته آن دسته خبرهایی که برای قشر به اصطلاح اطلاحطلب روزنامهنگار جذاب است) دیگر مخاطبی برای آنها باقی نمیماند. اما نشریاتی چون نامه، چشمانداز ایران و نشریاتی از این دست با استفاده از راهکار یکی به نعل یکی به میخ و در پرده حرف زدن، توانستهاند خوانندههای خود را راضی نگهدارند و کمی آنها را حفظ کنند، ضمن اینکه خود همچنان با حکومت کنار بیایند و سرپا بمانند.
همشهری جوان
به درخواست دوستان همشهری جوان توضيحات مربوط به همشهری جوان موقتا از اين صفحه برداشته شد.
جواد رسولی دبير تحريريه و معاون سردبير هفتهنامه همشهری جوان در ایمیلی که به ۷سنگ ارسال کرده معتقد است اطلاعات مربوط به بخش همشهری جوان در مطلب مرور مطبوعات در سال گذشته غلط است و در مطلب به آمار و ارقامی اشاره شده که منبع معتبری ندارد و تنها بر اساس حدس و گمان نویسنده است.
۷سنگ آمادگی خود را برای انتشار توضيحات يا جوابيهی همشهری جوان يا آنچه مسولان همشهری جوان اطلاعات درست و آمار و ارقام معتبر میدانند، اعلام میکند.
ساير مسائل پيشآمده در اين زمينه در زمان مقتضی از طريق وبلاگ سنگک به اطلاع مخاطبان خواهد رسيد.
برای شرکت در نظرسنجی و انتخاب برترينها به اين صفحه برويد.