
برای اتلاق عنوان «برتر» یا «محبوبتر» به یک فیلم، معیارهای متفاوتی به ذهن میرسند که ملاک قرار دادن هر یک از آنها میتواند منجر به انتخاب کاملا متفاوتی نسبت به دیگری شود. مثلا اگر قصد شما انتخاب «فیلمهای برتر سال گذشته» باشد، سادهترین راه احتمالا رجوع به «جدول فروش فیلمها» و معرفی صدرنشینان این جدول به عنوان «فیلمهای برتر» است. در این صورت فیلمهایی مثل «عروس فراری»، «شاخه گلی برای عروس»، «مجردها»، «شارلاتان» و امثال اینها، صاحب عنوان «برترینهای سال سینمای ایران» خواهند شد. طبیعی است که چنین انتخابی شما را راضی نکند. پس بهتر است معیار دیگری را ملاک قرار دهیم. مثلا نظرسنجی کنیم. اما هر نظرسنجی نیاز به یک جامعهی آماری خوشتعریف دارد و معمولا هم هزینهی زیادی به شما تحمیل خواهد کرد. پس بگذارید باز هم با معیار دیگری برترینها را انتخاب کنیم. مثلا میزان رضایت «منتقدین و کارشناسان و صاحبنظران سینما» را ملاک قرار دهیم. در این صورت اگر شما در طول سال گذشته نقدها و مصاحبهها و تحلیلهای متفاوتی را که در نشریات مختلف سینمایی و غیر سینمایی منتشر شدهاند خوانده باشید، احتمالا میتوانید با تکیه به برآیند آنها برترینها را به درستی انتخاب کنید. ما برای انتخاب «هفت فیلم برتر سال 84» همین معیار آخر را ملاک قرار دادهایم.
با معیاری که شرح آن رفت، یعنی میزان رضایت «منتقدین سینمایی و تماشاگران حرفهای سینما»، هفت فیلم برتر را از بین فیلمهایی که در سال 84 در سینماهای ایران اکران شدهاند انتخاب کردهایم. انتخاب «برترین مطلق» را اما به داوری شما میگذاریم. برای هر فیلم شرح کوتاهی نوشتهایم که بیشتر حکم یادآوری بحثها و صحبتهای اطراف فیلم در زمان اکران آن را دارد. آن جملهی داخل گیومهی ابتدای این پاراگراف را هم، به عمد در اکثر این یادآوریها تکرار کردهایم و یک بار دیگر هم همینجا تکرار و اتمام حجت میکنیم که: ملاک ما برای انتخاب این هفت فیلم به عنوان برترینهای سال 84، میزان رضایت «منتقدین سینمایی و تماشاگران حرفهای سینما» بوده است ولاغیر.
فیلمهای دیگری هم هستند که شایستگی حضور در این لیست را دارند. فیلمهایی مثل «گیلانه»ی بنیاعتماد و عبدالوهاب، «دیشب باباتو دیدم آیدا»ی صدرعاملی، «حکم» کیمیایی، «سیمای زنی در دور دست» مصفا، «ما همه خوبیم» میرباقری، و.... این فیلمها که هر کدام میتوانستند رای تعداد زیادی از شما را به خود اختصاص دهند، در کمال تاسف و به خاطر اینکه ما محدود به معرفی تنها هفت فیلم هستیم، در لیست ما حضور ندارند.
بید مجنون
بعد از موفقیتهای جهانی مجید مجیدی با فیلمهایی مثل «پدر»، «بچههای آسمان»، «رنگ خدا» و «باران»، ششمین فیلم بلند او هم نگاهی معنویتگرایانه به سینما دارد، با این تفاوت که مجیدی در ساخت بید مجنون کمی سنتشکنی کرد و راضی شد تا به استفاده از بازیگران حرفهای به جای نابازیگرها تن بدهد. هر چند که پرویز پرستویی و رویا تیموریان در این فیلم بازیهای درخور توجهی ارایه دادهاند و فیلمبرداری و تدوین فیلم هم چشمگیر است، اما به جز چند صحنهی درخشان، از جمله صحنهای که استاد نابینای ادبیات بینایی خود را در بیمارستان باز مییابد، فیلم در بازآفرینی لحظههای منحصر به فرد فیلمهای گذشتهی مجیدی ناتوان نشان میدهد. با این وجود بید مجنون توانست که به لطف حمایت رسانههای دولتی به خصوص تلویزیون، یکی از ده فیلم پرفروش سال گذشتهی سینمای ایران باشد.
+ مشخصات فیلم
+ خلاصه داستان
+ نقد فیلم در بیبیسی فارسی
+ گفتوگو با یعقوب عبدی پور که بید مجنون بر اساس داستان زندگی او ساخته شده
+ نقد فیلم به قلم جواد رحمانى
+ نقد فیلم به قلم سید رضا صائمی
چهارشنبهسوری
در حالی که در زمان نوشته شدن این یادداشت(در نیمهی اسفندماه سال 84) اکران فیلم چهارشنبه سوری همچنان ادامه دارد، سومین ساختهی اصغر فرهادی با چنان استقبال خیرهکنندهای از سوی منتقدین و تماشاگران سینما روبهرو شده که امید میرود تا قبل از شروع سال جدید به جدول ده فیلم پرفروش سال 84 هم راه یابد. این فیلم که سومین حضور ترانه علیدوستی در عرصهی بازیگری سینما هم محسوب میشود، در جشنوارهی بیستوچهارم فیلم فجر تنها به سیمرغ بهترین کارگردانی و دو سیمرغ دیگر قناعت کرد و در رقابت برای کسب عنوان بهترین فیلم، نتوانست بر فیلمی که به نظر میرسید از حمایت نامحسوس برگزارکنندهی اصلی جشنواره هم برخوردار است پیروز شود. با این وجود در نظرسنجی پس از جشنوارهی مجلهی سینمایی "فیلم" که از اعتبار غیر قابل انکاری برخوردار است و در آن اغلب منتقدین مطرح سینمای ایران به اعلام رای میپردازند، با اختلاف بسیار زیادی موفق به کسب عنوان «فیلم برگزیدهی جشنواره» شد. بازی حمید فرخنژاد، هدیه تهرانی، ترانه علیدوستی و پانتهآ بهرام در این فیلم به حدی تحسینبرانگیز است که برخی از اهالی سینما چهارشنبهسوری را بهترین تجربهی بازیگری بازیگرانش میدانند.
+ مشخصات فیلم و خلاصه داستان
+ گفتوگوی ایسنا با کارگردان فیلم
+ نقد فیلم به قلم مهرزاد دانش
+ نقد فیلم در بیبیسی فارسی
خیلی دور خیلی نزدیک
چهارمین فیلم بلند سیدرضا میرکریمی هم به مانند سه فیلم قبلی او «کودک و سرباز»، «زیر نور ماه» و «اینجا چراغی روشن است» در ژانری ساخته شده که این روزها بهشدت از جانب بدنهی دولتی سینمای ایران حمایت، و از سوی سیستم رسانهای آن با عنوان «سینمای معنایگرا» تبلیغ و پشتیبانی میشود. این فیلم اگر چه در بیستوسومین جشنوارهی فیلم فجر به عنوان بهترین فیلم انتخاب و همچنین در رشتههای متعددی برندهی سیمرغ بلورین شد، اما پس از معرفی به جشن سینمایی اسکار به عنوان نمایندهی سینمای ایران، نتوانست که موفقیتهای داخلیاش را در عرصهی بینالمللی هم تکرار کند و ناکام ماند. خیلی دور خیلی نزدیک در زمان اکران خود بر خلاف رویهی مرسوم توانست از تبلغات گستردهی تلویزیونی بهره بگیرد و به لطف آن به فروش نسبتا خوبی هم دست پیدا کرد. فیلم اگر چه از نظر تکنیکی تواناییهایی دارد اما برخی از منتقدین سینمایی معتقدند که پایانبندی کلیشهای و شعارگونهی آن به کلیت اثر ضربه زده است.
+ مشخصات فیلم و خلاصه داستان
+ نقد فیلم در بیبیسی فارسی
+ نقد فیلم به قلم احمد میراحسان
+ گفتوگوی امیر قادری با کارگردان فیلم ( بخش اول - بخش دوم )
کافه ترانزیت
کافه ترانزیت اگر چه هفتمین فیلم سینمایی کامبوزیا پرتوی است، اما از او بیش از فیلمهایش به خاطر فیلمنامههایی که نوشته ستایش میشود. کافه ترانزیت که در زمان تولید «خانوادهی یک قهوهچی مرحوم» نام داشت، در کنار چند بازیگر غیر ایرانی از حضور پرویز پرستویی و البته از بازی درخشان فرشته صدرعرفایی همسر کارگردان فیلم هم بهره برده است. آنها که کافه ترانزیت را دیدهاند، بعید است طراحی صحنهی هنرمندانهی قهوهخانهای را که بخش عمدهای از داستان فیلم در آن میگذشت به اینزودیها فراموش کنند.
+ مشخصات فیلم و خلاصه داستان
+ نقد فیلم در سایت پندار
+ نقد فیلم در بیبیسی فارسی
+ گفتوگوی مشترک با کارگردان و بازیگر فیلم
+ گفتوگو با فرشته صدرعرفايى
ماهیها هم عاشق میشوند
«ماهیها عاشق میشوند» که ظاهرا پیش از این «بهار خزر» نام داشته، اولین فیلم بلند سینمایی دکتر علی رفیعی نویسنده و کارگردان بلند آوازهی تئاتر ایران است. این فیلم که در بیستوسومین جشنوارهی فیلم فجر هم حضور داشت، در ایام این جشنواره و بیشتر از آن در زمان اکران عمومی خود با استقبال کمنظیر منتقدین سینمایی و تماشاگران حرفهای سینمای ایران روبهرو شد. بازیهای درخشان رضا کیانیان، رویا نونهالی و گلشیفته فراهانی، در کنار فیلمنامهی کمنقص علی رفیعی، تدوین واروژ کریم مسیحی و بهخصوص فیلمبرداری چیرهدستانهی محمود کلاری، از این فیلم یک اثر بصری ممتاز در سینمای ایران ساخته است.
+ مشخصات فیلم و خلاصه داستان
+ گفتوگو با کارگردان فیلم
+ نقد فیلم به قلم محسن میرزاپور
+ نقد فیلم به قلم معصومه بیات
+ نقد فیلم به قلم سیدرضا صائمی
+ نقد فیلم در بیبیسی فارسی
مکس
سومین ساختهی سامان مقدم، فیلم موزیکالیست که حالا دیگر میتوان آن را پرفروشترین فیلم سال و سومین فیلم پرفروش تاریخ سینمای ایران پس از «مارمولک» و «کلاهقرمزی و پسرخاله» نامید. این فیلم که اکران آن در زمان نوشته شدن این یادداشت کماکان ادامه دارد، البته از سوی منتقدین سینمایی و حتا تماشاگران حرفهای سینما چندان مورد توجه قرار نگرفته و قرار گرفتن آن در لیست «هفت فیلم برتر سال از نگاه هفتسنگ»، تنها به احترام فروش چشمگیر آن بوده است.
+ مشخصات فیلم و خلاصه داستان
+ مرور کارنامهی کارگردان فیلم
+ معرفی فیلم به قلم امیر قادری
+ نقد فیلم به قلم مسعود فراستی
یک بوس کوچولو
هفتمین فیلم بهمن فرمانآرا به روایتی قسمت آخر سهگانهای است که با «بوی کافور عطر یاس» شروع و با «خانهای روی آب» ادامه پیدا کرده بود. برخی معتقدند که این فیلم در واقع پاسخیست به صحبتهای «ابراهیم گلستان» در کتاب «نوشتن با دوربین»، اما فرمانآرا این موضوع را در مصاحبههای خود بارها تکذیب کرده است. از نقاط قوت متعدد فیلم میتوان به بازی درخشان رضا کیانیان در نقشی بسیار پیرتر از سن واقعی او اشاره کرد. دربارهی یک بوس کوچولو و البته با لحنی انتقادآمیز این را هم زیاد گفتهاند که تنها برای مخاطب خاص ساخته شده و برای تماشاگر عادی که از زندگی خصوصی طبقهی روشنفکر جامعهی ایران شاید چندان باخبر نباشد، بیش از حد گنگ و نامفهوم است.
+ مشخصات فیلم و خلاصه داستان
+ گفتوگوی احمد غلامی با کارگردان فیلم ( بخش اول - بخش دوم )
+ یادداشت حسین سناپور دربارهی فیلم
+ گفتوگویی دیگر با کارگردان فیلم
+ گزارشی از پشت صحنهی ساخت فیلم
+ نقد فیلم به قلم حميدرضا بيات
+ نقد فیلم به قلم روبرت صافاریان
برای شرکت در نظرسنجی و انتخاب برترينها به اين صفحه برويد.