English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- هیاهوی گنجشک‌ها در برف
- سریال‌های تاریخی و نقش خلاقیت
- «مُرده‌هایی چنین سرزنده!»
- تاریخی که با اخلاق ساخته شد
- سریال‌های تلویزیونی تاریخی
- هفتمین سال هفت سنگ
- «پارس بانو»، زیارتگاهی برای زرتشتیان
- فراخوان جایزه ادبی والس برای رمان‌های منتشر نشده
- به گمانم روز هفتم بهار بود
- شعر: ساعتی تنها شدم
- بامدادی چشم و چراغ وردپرس فارسی است
- کلاهم را برمی‌دارم، به نشانه‌ احترام
- بامدادی: هر کسی گاهی پایش می‌لغزد
- «بامدادی» من را با خودش کشاند
- با همین پرستوهایی که آمده‌اند، برمی‌گردیم!
- مثل ماه شدی...!
- سه ديدار با مردی كه از فراسوی باور ما آمد
- بار دیگر مردی که رفت...
- تذکره‌ی خوابگرد!
- یک گوشه‌ی پاک و پر نور
- چرا باید خوابگرد را خواند؟
- پدرخوانده‌ای که داخل «گیومه» اتفاق افتاد
- انتشار ویژه‌نامه معرفی برترین‌های رسانه‌ای سال ۸۶
- بررسی نشریات برگزیده ‌سال هشتاد و شش
- بررسی وب‌سایت‌های برگزیده ‌سال هشتاد و شش


 
 

  نگاه


طنز در ادبیات تعزیه

 

   

نظرات خوانندگان  (2)

 

  نويسنده: منوچهر احترامی

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
ساختار اصلی تعزیه بر مدار تقابل خیر و شر و رویارویی نیكی و بدی استوار است؛ با توجه به چنین ساختاری، گستره‌ی زمانی تعزیه از هبوط حضرت آدم به زمین و درگیری ناگزیر انسان و شیطان شروع می‌شود و تا زمان ما ادامه می‌یابد. اما چون اساس تعزیه، ذكر مصائب اولیا و بزرگداشت خاندان عترت است، لذا تقریبا هیچ تعزیه‌ای بدون یادآوری وقایع كربلا و تعظیم امامان و بزرگان دین به نمایش درنمی‌آید.
 


طنز در ادبیات تعزیه، تحقیق جامع و مفصلی‌ست كه با هدف تشخیص و تبیین انواع طنز كلامی، موقعیتی و حركتی در متون تعزیه‌نامه‌ها از قرن دوازدهم به بعد انجام شده و به‌صورت كتابی مستقل، در دست انتشار است. حدود 200 تعزیه‌نامه، گوشه و پیش‌واقعه، در نزدیك به 100 موضوع محتلف بررسی شده‌اند و طنز نهفته در آنها نشان داده شده است.
پیش‌واقعه، همان‌طور كه از اسمش پیداست، شامل واقعه‌ای مرتبط با تعزیه‌ی اصلی‌ست كه معمولا قبل از آن اجرا می‌شود.
گوشه، شامل حوادثی‌ست كه در ارتباط با یك تعزیه‌ی اصلی، در قالب یك نمایش فرعی تدوین شده و همراه‌ با آن اجرا می‌شود.
پیش‌واقعه و گوشه، مانند متن اصلی تعزیه، طی اجراهای متعدد و توسط گروه‌های گوناگون تعزیه‌خوان، دایما در معرض تغییر و تحول هستند؛ به‌طوری كه در بیشتر موارد، تبدیل به یك تعزیه‌ی مستقل می‌شوند.
علاوه بر لحظات طنزآمیزی كه در تعزیه‌ی اصلی و گوشه‌ها و همچنین پیش‌واقعه‌ها هست، تعزیه‌های دیگری نیز طی بیش از دو قرن رونق بی‌چون و چرای تعزیه توسط تعزیه‌پردازان متفنن ساخته و پرداخته شده، كه هم از نظر موضوع و هم از نظر فضاهای كمیك، با تعزیه‌های اصلی تفاوت‌های چشمگیری دارند و تعزیه‌های شاد یا تعزیه‌های شادی‌آور نام می‌گیرند.

ساختار اصلی تعزیه بر مدار تقابل خیر و شر و رویارویی نیكی و بدی استوار است؛ با توجه به چنین ساختاری، گستره‌ی زمانی تعزیه از هبوط حضرت آدم به زمین و درگیری ناگزیر انسان و شیطان شروع می‌شود و تا زمان ما ادامه می‌یابد. اما چون اساس تعزیه، ذكر مصائب اولیا و بزرگداشت خاندان عترت است، لذا تقریبا هیچ تعزیه‌ای بدون یادآوری وقایع كربلا و تعظیم امامان و بزرگان دین به نمایش درنمی‌آید.
در بخش‌های طنزآمیز تعزیه، رفتار و كردار و گفتار اشقیا مورد تمسخر و انتقاد قرار می‌گیرد و زبونی و دنیادوستی و ستمگری و مقام‌پرستی آنها در مقایسه با نیكخواهی و از خود گذشتگی اولیا به نمایش درمی‌آید.
اشقیای تعزیه معمولا با كلام و رفتار، خلق و خوی ناسالم و فطرت زشت خود را بروز می‌دهند؛ و گاهی با حركات مذبوحانه‌ی طنزآمیز، تماشاگر را به خنده می‌اندازند.
مثلا در تعزیه‌ی قیام مختار ثقفی، ابوخلیق شاعر كه از اشقیاست، به امید فرار از مجازات خودش را به دیوانگی می‌زند و با پوشیدن لباس‌های پاره‌پوره به این شكل خل‌بازی در می‌آورد:

_ ابوخلیق: بـِـكنم من لباس نو از بر
بـُـكنم من لباس پاره به بر

اسب چوبی روم سوار شوم
بروم، بلكه راهوار شوم

در راه ابراهیم بن مالك اشتر، كه از یاران مختار است، جلوی او را می‌گیرد؛

_ ابوخلیق: نباشم هماورد او در ستیز
چو دیوانگان من نمایم گریز

_ ابراهیم: بگو كیستی گشته‌ای این‌چنین؟

_ ابوخلیق: روم جنگ سازم به خاقان چین

_ ابراهیم: كجا می‌روی این‌زمان از وفا؟

_ ابوخلیق: روم سوی ده، منزل كدخدا

_ ابراهیم: به‌تندی كجا می‌روی در جلو؟

_ ابوخلیق: روم توی حمام، نوشم پلو!

_ ابراهیم: سرت را جدا می‌نمایم ز تن

_ ابوخلیق: برو پس، لگد می‌زند اسب من!

كه بعد شروع می‌كند به كوچه‌باغی خواندن و مثل دیوانه‌ها پرت و پلا گفتن:

_ ابوخلیق: گل سرخ و گل زرد و گل یاس
درخت پاچنار همسایه‌ی ماس

شبی كه كوه دماوند می‌نمود خروش
دویدم و دو _ سه‌ تا دم‌كـــُـنی گذاشتم روش

شبی كه باد بیامد از آن زمین‌لرزه
نگاه كردم و دیدم پیچ زمین هرزه!
و الی آخر.

قبلا هم در زمینه‌ی طنز در ادبیات تعزیه، دو مقاله‌ی نسبتا مفصل طنز و طعن در تعزیه و جستجو در احوال شمر، از نویسنده‌ی این كتاب در سالنامه‌های گل‌آقا چاپ شده‌اند.

 

 تاریخ انتشار:   February 3, 2006 2:45 AM


2 Comments

man ayda hastam
15 salame
bloge ghashangi bood
vali azatoon 1 khaheshi dashtam
man o dostam mikhaeim to madresamoon 1 namayesh az ashora dashte bashim
baraye hamin azaton mikham age momkene 1 matne 15 mini dar morede in mize imail konin
ba tashakor


 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir