پرچم

جمعه، 14 بهمنماه 1384

     

 
       
 

موضوع: داستان

 

نويسنده: احسان حسينی

   
     
بعضی اوقات بچه ها سر این که چه کسی آن پرچم بزرگ تر را بگیرد، با هم دعوا می کردند و دوباره با تشر حاج ابوالفضل، به راه خود ادامه می دادند. بچه ها با آن لباس های سیاه به جلو می آمدند و هرچه نزدیک تر می شدند، مرا به خاطرات بچگی نزدیک ترم می کردند.
   

 

 

 


جلوی دسته چند تا بچه، پرچم های مشکی و بلندی به دست دارند و با تمام قدرت سعی می کنند پرچم ها را تکان دهند. زنجیرزنان در حالی که نام «حسین» بر لب دارند، آرام حرکت می کنند.
دسته آرام آرام از سر بازارچه گذشت و با اشاره ی حاج ابوالفضل، به سمت کوچه ی شهید علی مرادی به راه افتاد. دسته که توی کوچه پیچید، انگار دلم یک مرتبه ریخت.
چشمانم خیره در حرکات بچه ها بود.
بعضی اوقات بچه ها سر این که چه کسی آن پرچم بزرگ تر را بگیرد، با هم دعوا می کردند و دوباره با تشر حاج ابوالفضل، به راه خود ادامه می دادند. بچه ها با آن لباس های سیاه به جلو می آمدند و هرچه نزدیک تر می شدند، به خاطرات بچگی نزدیک ترم می کردند.
آن موقع من با علی، همیشه سر گرفتن پرچمی که «یاحسین» رویش نوشته بود دعوا داشتیم. هم از همه بزرگ تر بود و هم از ابهت خاصی برخوردار بود. همیشه دوست داشتیم که پرچم «یا حسین» دست ما باشد.
قد من کوتاه بود، یعنی آن زمان که هشت نه سال بیشتر نداشتم، از بقیه ی بچه های هم سن و سال کوتاه تر بودم. علی قد و قواره ی خوبی داشت. اما برای این که ما با هم دعوا نکنیم، حاج ابوالفضل پرچم را به کس دیگری می داد.همیشه با خودم فکر می کردم که چطور ممکن است حاج ابوالفضل پرچم را به پسر خودش هم ندهد. علی پسر حاج ابوالفضل بود.
سر بقیه ی پرچم ها هم همیشه دعوا بود. حالا که دست مان از رسیدن به پرچم «یاحسین» کوتاه مانده بود، سعی می کردیم از بقیه بی نصیب نمانیم. من اغلب توی دعواها هم کم می آوردم و یا پرچمی به من نمی رسید، یا پرچم کوچک تر هیئت نصیبم می شد. با خودم می گفتم « فردا زودتر می رم و به حاج ابوالفضل می گم که پرچم «یاحسین» رو به من بده. اونم چون من زودتر اومدم، حتما پرچم رو بهم می ده.»
هر روز که زودتر می رفتم، علی را می دیدم که توی حیاط مسجد، کنار پرچم ها ایستاده و به پدرش، حاج ابوالفضل، برای گرفتن پرچم اصرار می کنه. آخرش هم نه پرچم به من می رسید، نه به علی.
یادم می آید شب تاسوعا که دسته همیشه به کوچه ی ما می آمد، مادربزرگ نذر داشت. همه ی فامیل جمع می شدند و در شربت درست کردن، کمک می کردند. من هم سریع می رفتم و پارچ بزرگی برمی داشتم و پر از شربت می کردم و به محض نشستن هیئت، شروع به شربت دادن می کردم. علی هم به خاطر این که از قافله عقب نماند، شروع به دادن شیر کاکائو می کرد.

دسته به وسط کوچه می رسد. گوسفندی از خانه ی حاج ابوالفضل می آورند.دسته می‌ایستد و در همان حالت به زنجیرزنی ادامه می دهند.
بچه ها پرچم ها را به زمین می گذارند، کنارشان می ایستند تا هم استراحتی کرده باشند و هم از پرچمی که تحویل گرفته اند، مواظبت کنند.
حاج ابوالفضل اشک می ریزد، به سمت من می آید و پیشانی مرا می بوسد. پاهای مرا می بوسد، چرخ مرا هل می دهد، به سمت وسط دسته و گوسفند را قربانی می کند.
دوست دارم بلند شوم و به عزاداران شربت تعارف کنم. به فرموده ی حاج ابوالفضل « یا حسین» گویان روی دو پا می نشینند.
پذیرایی از عزاداران شروع می شود. هر خانه ای که نذری دارد، نذرش را ادا می کند. مادر بزرگ مثل همیشه شربت می دهد و مادر علی شیر کاکائو.
حسین پسر علی پرچم «یاحسین» را به کناری می گذارد و مشغول شیرکاکائو دادن به عزاداران می شود. دیدن حسین مرا به یاد علی می اندازد. یادم می آید که علی مرا در رقابت بالاخره شکست داد و تک پرچم دار «حسین» شد. علی رفت و تنها خاطره ی خوبی هایش در ذهن همه ی اهل کوچه ماند. توی آن شلوغی و شور، انگار کسی در گوشم زمزمه می کند:
« تو فقط می توانی به این ببالی که همرزم علی بودی. علی رقیبش را شکست داد. عاقبت علی پرچم دار پرچم «یاحسین» شد…»
حسین حالا مثل بچگی های پدر شهیدش پرشور است و هیچ رقیبی برای گرفتن پرچم «یاحسین» برای او نیست.

 
 
 

 مطالب مرتبط

 
 

  ارسال نظرات














برای ديدن نظرات ديگران در مورد اين مطلب اينجا را کليک کنيد.

 
 

موسیقی زیر زمینی - بخش سوم: رپ

 

موسیقی زیر زمینی - بخش دوم: راک، متال و تلفیقی

 

موسیقی زیر زمینی - بخش اول: پاپ

 
 

پذیرش «رپ» به عنوان سبک موسیقی
گفتگو با عبدالجبار کاکایی، عضو سابق شورای ترانه وزارت ارشاد
بحر طویل؛ رپ ایرانی
طبقه‌بندی مفاهیم موسیقی «رپ» فارسی - ویرایش اول
از مفاهیم عرفانی تا داف فانتزی، نگاهی به ترانه‌های رپ فارسی
رپ، ارائه تصویر تنزل‌یافته از زن و رفتار جنسی نوجوانان امریکا
هیپ‌هاپ واقعی و رپ‌خوانان سفید
گرافیتی؛ نمونه دیوارنگاری شهر تهران
نمونه ترانه رپ - کمک
نمونه ترانه رپ - وطن پرست
نمونه ترانه رپ - صلح تویی
نمونه ترانه رپ - سفری بی انتها
نمونه ترانه رپ - شهر گمشده
نمونه ترانه رپ - ایران ما
نمونه ترانه رپ - انرژی هسته‌ای
نمونه ترانه رپ - اختلاف
نمونه ترانه رپ - بنزین
نمونه ترانه رپ - اذان
نمونه ترانه رپ - سصید ۳۰۰
نمونه ترانه رپ - فرق آدما

 
 

برترین‌های رسانه‌ای سال

 


جستجو :

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]

مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.

 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 
 

© Copyright 2002-2007 7sang Persian E-zine