English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- توقف فعالیت‌های گروه اینترنتی هفت سنگ
- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!


 
 

  جامعه


حسین، مسیح ایران

 

   

نظرات خوانندگان  (8)

 

  نويسنده: نینا جمشیدنژاد

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: nina.j.nejad-at-gmail.com

 
 
شب‌هنگام، وقتی كه در سر و صدای عزاداران كه از پنجره به گوش می‌رسد به خواب می‌روم، در دل تمام روح‌های دلاور تاریخ را كه با فداكاری و پای‌مردی خود امروز ِ ما را ساختند، شكر می‌گویم.
 

نوشته‌ی زیر، مشاهدات دی. كاویتا رائو (Kavitha Rao .D) درباره‌ی محرم است. او كه در سال 2000 سفری به ایران داشته‌است، در روایت حادثه‌ی كربلا تنها به سخنان راهنمایان گروهش استناد كرده‌است و روایت او با آنچه اعتقاد شیعیان است كمی تفاوت دارد.
مقاله‌ی زیر، از اینجا ترجمه شده‌است.
ترجمه: نینا جمشیدنژاد

حسین، مسیح ایران

موسیقی حزن‌انگیزی همه جا را در بر گرفته‌است. خیابان‌ها را صف مردانی پوشانده‌است كه زنجیرهای آهنی را با ریتم طبل عزا، به شانه‌ی خود می‌كوبند. زن‌ها و بچه‌ها گریه‌كنان در خیابان صف كشیده‌اند و مشغول دل‌داری دادن به یكدیگرند. مغازه‌ها تعطیل‌اند و همه‌ی مردم لباس مشكی بر تن دارند.

نگاهی به روزنامه‌هایم می‌اندازم بلكه خبری از مرگ چهره‌ای سرشناس در ایران بیابم ولی چیزی در روزنامه‌ها نوشته ‌نشده‌است... این چه اتفاقی است كه چنین اندوهی را بر ایران نشانده‌؟

وقتی در كمتر از یك مایل دیگر دوباره راننده مجبور می‌شود ماشین را متوقف كند تا دسته‌ی دیگری از عزاداران عبور كنند، من از راهنمایان گروه‌مان لوئی و هادی می‌پرسم كه در ایران چه خبر شده‌است. آنها به بی‌اطلاعی من می‌خندند و برایم توضیح می‌دهند كه ایران به سوگ مرگ امام حسین نشسته‌است. چه می‌شنیدم!؟ امام حسین! پس عجیب نبود كه نتوانسته‌بودم چیزی در روزنامه‌ها بیابم. این مردم عزادار كسی بودند كه بیش از 1300 سال پیش مرده‌است!

امام حسین، سومین امام در نزد شیعیان و نوه‌ی پیامیر مسلمانان، محمد است كه در سال 680 پس از میلاد مسیح در نبرد كربلا شهید شده‌است. مردم ایران از كودكی با امام حسین و «حماسه‌ی نبرد بین حق و باطل» او آشنا می‌شوند؛ امام حسین در دورانی می‌زیسته كه خلفای فاسد بنی‌امیه حكم‌رانی سرزمین عربستان را در دست داشته‌اند. حسین از آنها می‌خواهد تا دست از حرص و آز بكشند و حكومتی عادل‌تر و بر اساس فرامین اسلام تشكیل دهند. خلیفه به حرف‌های او اهمیتی نمی‌دهد و به خاطر ترس از حمایت‌های مردمی از حسین، تصمیم می‌گیرد او و پیروانش را از بین ببرد. در نهمین روز از ماه محرم، حسین و یاران‌اش شهر مكه را ترك می‌گویند. در روز دهم، لشكر خلیفه آنها را در كربلا متوقف می‌كند. امام حسین اسلحه را كنار می‌گذارد و بار دیگر از خلیفه می‌خواهد تا تغییر رویه دهد و اعلام می‌كند كه تمام گناهان بنی‌امیه را خواهد بخشید. «اما آنان با تیرهای زهرآلود و شمشیرهای آخته وی را به شهادت رساندند.»
زبان تاثیرگذاری كه برای روایت حادثه‌ی كربلا در مساجد، مدرسه‌ها و رادیو استفاده می‌شود احساس عمیق مردم در قبال مرگ امام حسین را تا حدودی توجیه می‌كند؛ «او جداكننده‌ی حق از باطل بود.»

خلیفه به حسین پیشنهاد می‌كند تا سر به فرمان او بسپارد و در عوض جان‌اش را حفظ كند. «اما حسین شهامت برگزیدن شهادت را داشت. عشق به اسلام و به مردم‌اش، فراتر از مرگ جسمانی بود. دنیا زیباست؛ ولی جهان دیگر بس زیباتر است. حسین از مرگ نمی‌هراسید. او و همراهان‌اش كه همه به‌طرز وحشیانه‌ای به قتل رسیدند، نمایان‌گر تقوا، هوشیاری و پاك‌دامنی هستند.»


در روزهای نهم و دهم محرم، سرتاسر كشور به سكون و خاموش می‌گراید. مردم لباس سیاه به تن می‌كنند، و بسیاری نیز تا قبل از 40 روز (كه مدت زمان عزاداری در رسوم ایرانیان است) لباس سیاه را از تن در نمی‌آورند. پرچم‌های مشكی بر فراز خیابان‌ها در اهتزاز است و در هر محله چادر(تكیه)های سیاهی برای جمع شدن مردم و عزاداری آنها برپاست. شبكه‌های مختلف تلویزیون صحنه‌های زنده‌ی عزاداری مردم را به نمایش می‌گذارند و صفوف مردان و پسربچه‌هایی كه با ریتم طبل عزا زنجیز می‌زنند، در هر خیابان به چشم می‌خورد.

با وجود تمام عزادارانی كه می‌دیدم، نمی‌توانستم باور كنم كه واقعا این مردم در سوگ كسی می‌گریند كه سالیان درازی پیش از این از دنیا رفته‌است. از لوئی می‌پرسم: «واقعا همه‌ی این‌ مردم ناراحت‌ان یا فقط برای حفظ‌ظاهر نقش بازی می‌كنن؟»

لوئی برایم توضیح می‌دهد: «نه! اونها واقعا غمگین‌ان. تو باید بفهمی كه اونها از كودكی راجع به رنج‌هایی كه امام‌شون به خاطر اونها كشیده و مرگ وحشتناك‌اش چیزهای زیادی شنیده‌ن و بهشون باور دارن.»

با این وجود 40 روز لباس سیاه؟ خودزنی با زنجیرهای آهنین؟ تمام روز گریستن؟ برای من واقعا عجیب به نظر می‌رسید. تا اینكه مونیكا، یكی از هم‌سفران‌ام سفری را كه سال پیش با هم داشتیم به یادم آورد. سال گذشته در كشور كوچكی به نام باهیا (Bahia) به مردمانی برخورده‌بودیم كه در طی مراسمی عكس‌های جان‌خراش از مسیح ِ به صلیب‌كشیده به دست می‌گرفتند و برای وی می‌گریستند.
لوئی می‌گوید: «درسته، امام حسین مثل مسیح‌‌ـه.»


در ابتدا به نظر من عجیب آمده‌بود كه مردم ایران در عزای مردی كه 1300 سال پیش از دنیا رفته بگریند. ولی حالا می‌بینم كه مردم در سراسر جهان در عزای مسیح كه 700 سال قبل از حسین از دنیا رفته می‌گریند و این، هیچ‌گاه برایم عجیب نبوده‌است.

با این حال، عزاداری مردم ایران از جنس دیگری است. مردم ایران حسین را عاشقانه دوست دارند و «مشعل‌داران راه اویند.»

مردم گوسفندهایی را قربانی می‌كنند و می‌گذارند خون آن بر زمین جاری شود، تا نمادی باشد از اینكه فداكاری حسین از یاد نرفته‌است. مردم ایران كشته‌شدگان جنگ ایران و عراق را هم «شهید» می‌خوانند و آنان را ادامه‌دهنده‌ی راه حسین ـ برای احقاق حق و عدالت ـ می‌انند.

شب‌هنگام، وقتی كه در سر و صدای عزاداران كه از پنجره به گوش می‌رسد به خواب می‌روم، در دل تمام روح‌های دلاور تاریخ را كه با فداكاری و پای‌مردی خود امروز ِ ما را ساختند، شكر می‌گویم.

 

 تاریخ انتشار:   February 3, 2006 2:24 AM


8 Comments

صد مرده زنده می شود از ذکر یا حسبن - ارباب ما معلم عیسی بن مریم است !!!

در است دین اسلام دین پاک و راهنمائی انسانها ویافتن حقیقت ها ولی در دین اسلام بت پرستی نهی و گناه کبیره است در بین شیعیان که جدا از دین اسلامند این شعبده بازی ها وجود داره با سر زخم کردن با خود کتک زندن جز شرک چیزی نیست از واقعا مسلمانند راه قران را بروند احتیاج به شعبده بازی نیست که 1300 پیش یک شخصی بنوان نوه پیغمبر یک نزاع کرده البته پیروان ایشان یکی بعد از دیگری کم فکر جاهل هستند که مردم دنیا خوب میفهمند دین چه وخدا شناسی چیه با مرده پرستی کار پیش نمیره ظهور شیعه در فرقها مدتی نچندان طولانی نیست و انها مسلمان نیستنند وبت پرست وشیطان

در است دین اسلام دین پاک و راهنمائی انسانها ویافتن حقیقت ها ولی در دین اسلام بت پرستی نهی و گناه کبیره است در بین شیعیان که جدا از دین اسلامند این شعبده بازی ها وجود داره با سر زخم کردن با خود کتک زندن جز شرک چیزی نیست از واقعا مسلمانند راه قران را بروند احتیاج به شعبده بازی نیست که 1300 پیش یک شخصی بنوان نوه پیغمبر یک نزاع کرده البته پیروان ایشان یکی بعد از دیگری کم فکر جاهل هستند که مردم دنیا خوب میفهمند دین چه وخدا شناسی چیه با مرده پرستی کار پیش نمیره ظهور شیعه در فرقها مدتی نچندان طولانی نیست و انها مسلمان نیستنند وبت پرست وشیطان

سلام
خسته نباشین
شما قلم توانایی دارین ...
خیلی دوست دارم به وبلاگ من سر بزنین و نظر بدین
ممنونم
در پناه یکتای مهر
رضا

www.rezatpmusic.blogfa.com

درود بر شما وارزوی موفقیت و سلامتی برای شما دارم

واقعا جالب وتحسین برانگیز بود.آیا شما مسیحی هستید؟

می خواستم با شماهمکاری کنم

در مورد حسين مسيح ايران خيلی خوشم اومد افرين خيلی جالب و زيبا موفق باشی.
مسيح يعنی مظهر عشق و سادگی منم يه مسلمون هستم ولی مسيح رو به اندازه امام حسين دوست دارم.masihtanha62@gmail.com
masih_tanha62@yahoo.com


 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir