English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- هیاهوی گنجشک‌ها در برف
- سریال‌های تاریخی و نقش خلاقیت
- «مُرده‌هایی چنین سرزنده!»
- تاریخی که با اخلاق ساخته شد
- سریال‌های تلویزیونی تاریخی
- هفتمین سال هفت سنگ
- «پارس بانو»، زیارتگاهی برای زرتشتیان
- فراخوان جایزه ادبی والس برای رمان‌های منتشر نشده
- به گمانم روز هفتم بهار بود
- شعر: ساعتی تنها شدم
- بامدادی چشم و چراغ وردپرس فارسی است
- کلاهم را برمی‌دارم، به نشانه‌ احترام
- بامدادی: هر کسی گاهی پایش می‌لغزد
- «بامدادی» من را با خودش کشاند
- با همین پرستوهایی که آمده‌اند، برمی‌گردیم!
- مثل ماه شدی...!
- سه ديدار با مردی كه از فراسوی باور ما آمد
- بار دیگر مردی که رفت...
- تذکره‌ی خوابگرد!
- یک گوشه‌ی پاک و پر نور
- چرا باید خوابگرد را خواند؟
- پدرخوانده‌ای که داخل «گیومه» اتفاق افتاد
- انتشار ویژه‌نامه معرفی برترین‌های رسانه‌ای سال ۸۶
- بررسی نشریات برگزیده ‌سال هشتاد و شش
- بررسی وب‌سایت‌های برگزیده ‌سال هشتاد و شش


 
 

  شعر


حر

 

   

نظرات خوانندگان  (0)

 

  نويسنده: مهمان

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
مرتضی اميری: عاقبت جان تو در چشمه مهتاب افتاد / پی چشمت داد خدا، در نفست تاب افتاد / نور در کاسه ظلمت زده‌ چشمت ريخت / خواب از چشم تو ای شيفته خواب افتاد
 

عاقبت جان تو در چشمه مهتاب افتاد
پی چشمت داد خدا، در نفست تاب افتاد

نور در کاسه ظلمت زده‌ چشمت ريخت
خواب از چشم تو ای شيفته خواب افتاد

کارت از پيله پوسيده به پرواز رسيد
عکس پروانه برون از قفس قاب افتاد

چشمه شد، زمزمه شد، نور شد و نيلوفر
آن دل مرده که يک چند به مرداب افتاد

عادتت بود که تکرار کنی بودن را
از سرت زشتی اين عادت ناباب افتاد

ماه را بی‌مدد تشت تماشا کردی
چشمت از بروی پيوسته به محراب افتاد

چه کشش بود در آن جلوه مجذوب مگر
که به يک جذبه چنين جان تو جذاب افتاد؟

چهره واقعی‌ات را به تو برگرداندند
از سر نام تو سنگينی القاب افتاد

شهر سرشار شهادت به تو ارزانی باد
آه از اين مردم شيرين دهنم آب افتاد

امشب از هرم نفسهای اهورايی تو
گرم در دفتر من، اين غزل ناب افتاد

مرتضی اميری

 

 تاریخ انتشار:   February 3, 2006 3:52 AM



 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir