ابروانش مثل دو بال پرستو در هم است
آنکه میآید چرا اینقدر ابرو در هم است
گونههای آبدار و زلف در دست نسیم
شاخههای بیدمشک و آلبالو در هم است
میوزد بر خاک تشنه مهربان و خشمگین
چشمهایش دستهای از شیر و آهو در هم است
باد مویش میبرد یا گیسوانش باد را
اینقدر گیوس و با و باد و گیسو در هم است
چند نقطه، ناگهان باران تیر و چشم و آه
مرد سر آورده پاپین تیر و زانو در هم است
شاخه شاخه لاله و یاس و اقاقی بر تنش
زخم تیر و زخم تیغ و زخم چاقو در هم است
مهدی رحیمی