English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- هیاهوی گنجشک‌ها در برف
- سریال‌های تاریخی و نقش خلاقیت
- «مُرده‌هایی چنین سرزنده!»
- تاریخی که با اخلاق ساخته شد
- سریال‌های تلویزیونی تاریخی
- هفتمین سال هفت سنگ
- «پارس بانو»، زیارتگاهی برای زرتشتیان
- فراخوان جایزه ادبی والس برای رمان‌های منتشر نشده
- به گمانم روز هفتم بهار بود
- شعر: ساعتی تنها شدم
- بامدادی چشم و چراغ وردپرس فارسی است
- کلاهم را برمی‌دارم، به نشانه‌ احترام
- بامدادی: هر کسی گاهی پایش می‌لغزد
- «بامدادی» من را با خودش کشاند
- با همین پرستوهایی که آمده‌اند، برمی‌گردیم!
- مثل ماه شدی...!
- سه ديدار با مردی كه از فراسوی باور ما آمد
- بار دیگر مردی که رفت...
- تذکره‌ی خوابگرد!
- یک گوشه‌ی پاک و پر نور
- چرا باید خوابگرد را خواند؟
- پدرخوانده‌ای که داخل «گیومه» اتفاق افتاد
- انتشار ویژه‌نامه معرفی برترین‌های رسانه‌ای سال ۸۶
- بررسی نشریات برگزیده ‌سال هشتاد و شش
- بررسی وب‌سایت‌های برگزیده ‌سال هشتاد و شش


 
 

  شعر


صفای چشمه‌ مهتاب عباس

 

   

نظرات خوانندگان  (0)

 

  نويسنده: مهمان

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
حامد حجتی: صفای چشمه‌ مهتاب عباس / عموی عشق‌های ناب عباس / تمام تشنگی خيمه آن‌روز / ز چشمان تو می‌خورد آب عباس
 

صفای چشمه‌ مهتاب عباس
عموی عشق‌های ناب عباس

تمام تشنگی خيمه آن‌روز
ز چشمان تو می‌خورد آب عباس


اميد نااميدانِ زمينی
تو خوب و مهربان و نازنينی

تو ای آهوی زخم چشم خورده
غزال زخمی ام‌البنينی


از سمت هزار چشم تر می‌آيی
چون آينه‌ی قرص قمر می‌آيی

با لهجه نيزه‌ها هم‌آوا شده‌ای
از هرم سپيده سرخ‌تر می‌آيی


انبوهی نخل و ماه در چشمانت
آيينه‌ای از نگاه در چشمانت

يک مشک پر آب و يک نيستان نيزه
صد قافله آب‌ آه در چشمانت


از هم گسسته بود، تشنه تشنه
در خون نشسته بود، تشنه تشنه

دستی به کمر گرفته آقای غريب
انگار شکسته بود، تشنه تشنه


در محضر آينه شکستی ديگر
خورشيد شدی به خون نشستی ديگ

ايکاش به خيمه می‌رسيدی ای مشک
هرچند نمانده بود دستی ديگر

حامد حجتی

 

 تاریخ انتشار:   February 3, 2006 9:49 PM



 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir