شمشير به دست خار و خاشاک افتاد
بر سينه سوخ لالهها چاک افتاد
آنجا که نوای «ياعلی» بر میخواست
هفتاد و دو ذوالفقار بر خاک افتاد
پيغمبر شوق، غرق در ماتم شد
گلبرگ رخ علی پر از شبنم شد
انگار مدينه بود! در عاشورا!
هفتاد و دوبار پشت زهرا خم شد
فريدون هاشمی