آسمان خم شد و در کوچه دل غم رویید
روز تاریک شد و ظلمت مبهم رویید
شهر با سوخته جانی به غراتن در داد
بر لب چرخ فلک آه دمادم رویی
*
تا زمین خواست ز نا اهلی مردم گوید
شرم سرخی به رگ روشن شبنم رویید
چرخ چرخیده و اینبار یهودا زن شد
بر چلیپای خیانت گل مریم رویید
پارههای جگر سوخته بر سینه تشت
شعر خون بود که از معرفت سم رویید
هاجرش - زینب کبری - پی باران میرفت
خون دل جوش زد و چشمه زمزم رویید
صلح سرفصل رقم خورده عاشورا بود
نقطهای سرخ که در باور عالم رویید
کربلا وامگذار علی ثانی شد
از دل صبر حسن نخل محرم رویید
علی حاجتیان