English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- هیاهوی گنجشک‌ها در برف
- سریال‌های تاریخی و نقش خلاقیت
- «مُرده‌هایی چنین سرزنده!»
- تاریخی که با اخلاق ساخته شد
- سریال‌های تلویزیونی تاریخی
- هفتمین سال هفت سنگ
- «پارس بانو»، زیارتگاهی برای زرتشتیان
- فراخوان جایزه ادبی والس برای رمان‌های منتشر نشده
- به گمانم روز هفتم بهار بود
- شعر: ساعتی تنها شدم
- بامدادی چشم و چراغ وردپرس فارسی است
- کلاهم را برمی‌دارم، به نشانه‌ احترام
- بامدادی: هر کسی گاهی پایش می‌لغزد
- «بامدادی» من را با خودش کشاند
- با همین پرستوهایی که آمده‌اند، برمی‌گردیم!
- مثل ماه شدی...!
- سه ديدار با مردی كه از فراسوی باور ما آمد
- بار دیگر مردی که رفت...
- تذکره‌ی خوابگرد!
- یک گوشه‌ی پاک و پر نور
- چرا باید خوابگرد را خواند؟
- پدرخوانده‌ای که داخل «گیومه» اتفاق افتاد
- انتشار ویژه‌نامه معرفی برترین‌های رسانه‌ای سال ۸۶
- بررسی نشریات برگزیده ‌سال هشتاد و شش
- بررسی وب‌سایت‌های برگزیده ‌سال هشتاد و شش


 
 

  شعر


سواری از عطش لبريز

 

   

نظرات خوانندگان  (1)

 

  نويسنده: مهمان

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
افشين علاء: از دور می‌آيد سواری از عطش لبريز / بر دوش دارد کوله‌باری از عطش لبريز / آهنگ پيوستن به دريا اين رفتن / چون اشتياق جويباری از عطش لبريز
 

از دور می‌آيد سواری از عطش لبريز
بر دوش دارد کوله‌باری از عطش لبريز

آهنگ پيوستن به دريا اين رفتن
چون اشتياق جويباری از عطش لبريز

شرمی که از پيشانيش بر خاک می‌ريزد
می‌آورد با خود بهاری از عطش لبريز

گاهی نگاهی می‌کند بر خيمه گاهی دور
با چشم‌های شرمسازی از عطش لبريز

ديروز در جانش يک ترديد بود اما
امروز دارد روزگاری از عطش لبريز

تا سر نهد بر دامن خورشيد می‌تازد
همپای طوفان چون غباری از عطش لبريز

شرمندگی‌ها را مگر تا چاره‌ای سازد
رو می‌کند بر کارزاری از عطش لبريز

شمشير از هر سو مهيا از عطش لبريز
بر قامت او يادگاری از عطش لبريز

سر می‌گذارد عاقبت بر دامن خورشيد
پايان سرخ انتظاری از عطش لبريز

آنان که خود تفسير باران و بهارند
اينگونه می‌ميرند آری از عطش لبريز

افشين علاء

 

 تاریخ انتشار:   February 3, 2006 3:57 AM


1 Comment

سلام
از مطلب سوار از عطش لبريزتان خيلي لذت بردم وبلگي با همين نام ساخته ايم و نظر و پيشنهادتان در بهتر شدنس بسياد كاراست بيصبرانه منتظر نظر دلگرم كننده تان هستيم


 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir