منبع: hotzone.yahoo.com
ترجمه: نینا جمشیدنژاد
تهران - در نگاه اول همه چیز در زندگی عبدالله و همسرش، زهره خوب میگذرد؛ پنج سال از ازدواج موفق آنها میگذرد و به تازگی صاحب پسری به نام علیرضا شدهاند که اکنون شش ماه دارد.
عبدالله ـ 34 ساله ـ میگوید: «همه فکر میکنن ما خیلی خوشبختایم. همیشه همه بهمون تبریک میگن.»
اما حقیقت زندگی آن دو، درست مثل سلامت جسمیشان ـ که هر لحظه امکان فروپاشی آن وجود دارد ـ شکننده است و ضعیف.
چهار سال پیش عبدالله و زهره دریافتند که +HIV هستند. آنها تمایلی برای صحبت کردن دربارهی دلیل ابتلایشان ندارند و تنها میگویند: «معلوم نیست از کجا گرفتیم.»

با وجود اینکه آنها سعی در حفظ ظاهر دارند، با افزایش میزان معالجات و هزینههای مربوط به آن، زندگی روزبهروز برایشان دشوارتر میشود؛ هر دو از عفونتهای ناشی از ضعف سیستم دفاعی بدن (OIs) رنج میبرند و عبدالله به هپاتیت Cنیز دچار شدهاست. او میگوید: «گاهی با موتور سیکلتام مسافرکشی میکنم. ولی پول زیادی در نمیارم.» این پول حتی برای پرداخت اجارهخانهی آنها که 160 دلار در ماه است، کافی نیست. و از آنجایی که زهره ـ 23 ساله ـ نمیتواند به علیرضا شیر دهد، هزینهی خرید شیر خشک ـ که در ایران بسیار گران است ـ نیز به مخارج آنها افزوده میشود.
آنها میتوانستند از خانوادههایشان کمک بگیرند. ولی مشکلی که در اینجا به میان میآید این است که آنها دربارهی وضعیت خود چیزی به خانوادهشان نگفتهاند.
عبدالله میگوید: «خونوادهی ما کارگرن. اونا نمیتونن بفهمن. اول باید یه درکی از HIV به وجود بیاد...»
وضعیتHIV علیرضا هم یکی دیگر از نگرانیهای این زوج است. آزمایشات تنها پس از یکسال تا 18 ماهگی نوزاد دقیق خواهد بود.
□

با وجود اینکه مشکل HIV در ایران، در مقایسه با آفریقا، اروپا و آمریکا مشکل چندان بزرگی به شمار نمیرود، اما روند پیشرفت آن به سرعت در حال رشد است. وزارت بهداشت ایران گزارش میدهد که بیش از 12500 مبتلا در این کشور وجود دارد که اکثر مبتلایان را مردان تشکیل میدهند؛ کمتر از 700 زن مبتلا در ایران وجود دارد. این وزارتخانه، همچنین اعلام میکند که حداقل 1000 نفر از این بیماری جان باختهاند که بیشتر این تعداد را معتادان تزریقی تشکیل میدادهاند که با استفاده از سوزن مشترک مبتلا شده بودند.
با تخمین حدود 200 هزار معتاد تزریقی در ایران، این نگرانی وجود دارد که تعداد مبتلایان با سرعتی فزاینده رو به رشد بگذارد.
دکتر مینو محرز، متخصص در زمینهی بیماری ایدز و رئیس مرکز تحقیقات ایدز دانشگاه تهران، در طی 20 سال گذشته سعی در هشدار دادن به دولت و مردم درباره این بیماری داشتهاست. او میگوید که در روزهای اول هیچکس به حرفهای او بها نمیداده: «در ابتدا هیچکس حرفهای منو نمیفهمید. حتی مسئولان دولتی حرفهام رو باور نمیکردن.» او ادامه میدهد: «در آغاز من تنها بودم ولی حالا همکاران زیادی دارم. اون زمان تنها 300 بیمار داشتیم و حالا تعداد اونها به 12000 رسیده.»
دکتر محرز میگوید که اثر مهلک ایدز را در جوامعی مانند آفریقا به چشم دیدهاست و اکنون ممکن است آن آثار به کشور خودش نیز راه یابند. او میگوید: «در کشور ما نرخ انکار و پنهان کردن بیماری بسیار بالاست.» او توضیح میدهد: «در آفریقا همه فکر میکنن که عامل بیماری بیبند و باری جنسیـه و تو آمریکا همجنسگرایی رو عامل ایدز میدونن.»
دکتر محرز میگوید که اکنون، آگاهی عمومی در اینباره در ایران بسیار بالا رفتهاست. اما هنوز مشکلاتی بر سر راه اطلاعرسانی وجود دارد. از جمله اینکه با توجه به موازین اسلامی، هنوز آزادانه صحبت کردن از روابط جنسی و مواد مخدر در این کشور چندان آسان نیست.
دکتر محرز میگوید: «قسمت عمدهای از جمعیت ایران رو جوانان تشکیل میدن، نرخ اعتیاد به مواد مخدر بالاست و صحبت کردن دربارهی روابط جنسی خوب انجام نمیشه.»
با این حال، دکتر محرز از هر فرصتی برای پیش کشیدن این موارد بهره میبرد؛ در مصاحبههای تلویزیونی، رادیویی و روزنامهها. او تصدیق میکند که اعتیاد تزریقی عامل بزرگی در انتقال بیماری در کشورش است. با این وجود اعتقاد دارد که بیشترین عامل، روابط جنسی ـ به خصوص از طریق فاحشهها ـ است.
دکتر محرز میگوید: «فاحشگی غیرقانونیست. بنابراین ما نمیتوانیم به راحتی به دلالان جنسی دسترسی پیدا کنیم. با معتادها مشکل کمتری داریم. اونها رو میشه به راحتی توی زندانها گیر آورد.»
او همچنین میگوید مشکلات اقتصادی در ایران، به این موضوع دامن زدهاست؛ نرخ طلاق افزایش یافته و سن ازدواج بالا رفتهاست. این امر، باعث تعدد شریکهای جنسی افراد میشود ـ که ممکن است فاحشهها نیز جزو آنان باشند ـ و همین امر خطر ابتلا را بالا میبرد.
دکتر محرز میگوید که دولت به خوبی بر لزوم اقدام در این زمینه واقف است اما هنوز بیمیلی و سختگیری خاصی نسبت به کل جریان وجود دارد.
□

در یک اتاق معاینه در مرکز تحقیقات ایدز، دکتر محرز یکی از بیماراناش ـ محمد را ـ که از خارش زیر بازوهایاش شکایت میکند ـ معاینه میکند. محمد 21 ساله و مبتلا به هموفیلی است. او با تزریق خون آلوده (عامل انعقاد آلوده به ویروس) HIV+ شدهاست.
محمد میگوید با وجود حمایتهای خانواده و دوستاناش، او بارها تبعیضهای آشکار و پنهانی را به چشم دیدهاست. او ادامه میدهد: «حتی دکترها هم از این بیماری میترسن. خودشون میگن اینطور نیست ولی من از جوری که باهام رفتار میکنن میفهمم که میترسن.»
محمد سابقا هر روز 17 نوع قرص آنتی-رترووایرال* میخورده تا اینکه دچار مشکلات معده شدهاست. بعد از آن پزشکان مبادرت به قطع داروی او کردهاند. محمد میگوید که با قطع داروها معدهاش کاملا خوب شدهاست اما در بازوهایش خارش وحشتناکی احساس میکند، در خواب بدناش عرق میکند و دچار ریزش مو شدهاست.
دکتر محرز تصمیم میگیرد برای مدت سه ماه به طور آزمایشی تعداد کمتری قرص به محمد بدهد. پس از اینکه نسخه را مینویسد، مجمد سوالاتی را دربارهی امکان انتقال بیماری از راه بزاق میپرسد. جواب این است که تنها اگر خون با بزاق مخلوط باشد امکان انتقال وجود دارد؛ جوابی که محمد از قبل میدانسته و تنها آرزو میکند دیگران نیز به این موضوع واقف میبودند. او میگوید: «پس چرا این چیزا رو تو تلویزیون نمیگین؟»
محمد مرد جوانی است که دلش میخواهد مانند دیگران، با مردم در ارتباط باشد، یا حتی با دخترها روابطی برقرار کند. او از کجفهمیها و اطلاعات نادرست ـ که وضعیتاش را دشوارتر میکنند ـ به ستوه آمدهاست.
بعد از اینکه محمد اتاق را ترک میکند، عبدالله و زهره با فرزندشان علیرضا وارد میشوند؛ نوزاد را برای محافظت در برابر سرمای بیرون در پتوی کلفتی پوشاندهاند. آنها کمی با یکدیگر صحبت میکنند تا اینکه دکتر محرز دفترچه چکاش را از جیب در میآورد و چکی به مبلغ 500 دلار مینویسد و به عبدالله میدهد.
عبدالله به من میگوید: «اون تنها کسیـه که به ما کمک میکنه. خونوادههامون هنوز موضوع رو نمیدونن.» عبدالله و زهره هر دو امیدوارند که بتوانند به زودی قضیه را به خانوادهشان اطلاع دهند.
با وجود تمام مشکلات، آنها پیشرفتهایی نیز داشتهاند. آن دو بهطور داوطلبانه در مدارس، اطلاعرسانی میکنند و به افراد مشکوک به ابتلا کمک میکنند تا آزمایشهای لازم را به عمل بیاورند. با وجود اینکه در حال حاضر آنها تمام این کارها را بهطور داوطلبانه انجام میدهند، این امکان وجود دارد که برای انجام خدمات مشابه، به استخدام یکی از درمانگاههای محلی درآیند.
آنها میگویند که آیندهی خوبی را برای خود و فرزندشان در پیش روی میبینند.
زهره میگوید: «اگه آزمایش بچه هم مثبت باشه، ما باید بتونیم با وجود بیماریمون زندگی کنیم. چیزی که ما رو از هم جدا میکنه اینه که همهش به سرانجام ِ راه نگاه کنیم. ما میدونیم چقد سخته که کسی HIV+ باشه. ولی داریم سعی میکنیم که اطلاعاتمون رو بالا ببریم و خودمون رو برای آینده تعلیم بدیم.»
ـــــــــــــــــــــ
*retroviral ویروس تغییر شکلداده
KHeili Maghale khobi bod, mamnon ke agahi midid... Kash rozi mishod ke Enghad sathe fEkrie Ensan bala miraft ta be ye HAmchin Mozoi nemiresidim (Be zanha o MArdane KHiabani..)
nina khanoom salam
be khatere in maghale
mamnoonam
bara khodammofid bood
mamnoon
ye sar be mail ma ham bezan va ye peygham bezar
http://i1.tinypic.com/n6qq6c.jpg
in link ro baz kon axe khodame
mamnoon
bye
salam.az matlabe mofidetun mamnun.ye sar be e_mail e man bezanid.
marjan