وقتی قرار میشود راجع به موضوعی گزارش تهیه کنم که به وضعیت خودم و هم قطارانم مربوط میشود، گیج میشوم. برای ما که همیشه تلاش کرده ایم تا مشکلات اقشار مختلف مردم را به گوش مسئولان برسانیم نوشتن در این مورد خاص سخت است. اما این بار با علم به اینکه هیچ گوش شنوایی پیدا نمیشود، مینویسم.
سی و چند روز قبل
در تمام دنیا رویههای مشخص و یکسانی برای حضور خبرنگاران برای پوشش وقایع وجود دارد که باید رعایت شود. در پروتکل اعزام خبرنگاران، هواپیمای نظامی اشاره نشده و این امر نشان میدهد عزیمت خبرنگاران با هواپیمای نظامی مطابق با رویه ها و استانداردهای جهانی نیست.
اینها حرفهای مدیرعامل یکی از خبرگزاریها بود که چند روز بعد از حادثه سقوط هواپیمای حامل خبرنگاران در همان روزهای اول زده شد. او همچنین اعلام کرده بود بسیاری از خبرنگارانی که در این حادثه جان باختند (آن روزها هنوز بر سر شهید بودن و نبودنشان اختلاف نظر وجود داشت) به صورت خرید و فروش خدمات خبری و ساعتی کار میکردند و تحت پوشش بیمه نبودند. ایشان تصریح کرده بودند: واقعه اخیر نشان داد موضوعاتی مانند سختی کار خبرنگاران که چند سالیاست طرح شده، ''خواسته زیاد خواهانهای'' نیست.
خیلیهای دیگر هم در همان روزها به انواع و اقسام، ابراز همدردی کردند. حالا که آنها رفته بودند و کاری نمیشد کرد هر کس گلولهای آتش شده بود و از منافع خبرنگار جماعت دفاع میکرد. در نهایت اتفاق افتادن چنین حادثه دلخراشی تجربه شد و برای همه یک نتیجه مهم اخلاقی داشت: یک بار برای همیشه باید مساله امنیت شغلی خبرنگاران بررسی و حل شود. خبرنگاران در عرصههای مختلفی قربانی داده و نیازمند ترحم نیستند، اما حداقل خواسته به حق آنان از مسئولین این است: مطابق استانداردهای سایر نقاط جهان از بیمه و امنیت شغلی برخوردار باشند.
شب هفت تمام که شد همه فاتحهای خواندند و همه چیز مثل قبل شد و همان روال همان قدیم پیش گرفته شد.
یک هفته بعد (بیست روز قبل)
خبر دادند طرح بیمه روزنامه نگارها که یک سالی است توسط انجمن صنفی روزنامه نگاران اجرایی شده در معرض حذف شدن قرار دارد. گویا این طرح یک ساله است و برای اجرا در سال بعد باید تمدید دستور شود.
صمیمی مسئول بیمه انجمن صنفی در خصوص این طرح میگوید: طرح بیمه روزنامهنگاران طرح حداقلی است که طبق برنامه سوم توسعه از آذرماه 81 بر عهده وزارت ارشاد گذاشته شده و نهادی به نام ''موسسه توسعه پدیدآورندگان آثار فرهنگی، هنری و مطبوعاتی'' مجری آن بوده. این طرح از سال 81 تا 83 عملی نشد تا در نهایت با پیگیریهای انجمن این کار با تشکیل ستادی در انجمن از آبان 83 آغاز شد و اولین سری که جواب آن داده شد در اردیبهشت 84 بود.
او در پاسخ به این سوال که چرا ارباب جراید موظف نیستند روزنامه نگاران خود را بیمه کنند چنین میگوید: براساس بند 148 قانون اساسی و 36 تامین اجتماعی ارباب جراید موظف به چنین کاری هستند اما به هر دلیلی از این کار سرباز میزنند و بازرسیهای وزارت کار هم به وظایفشان عمل نمیکنند و نظارت کافی وجود ندارد.
او همچنین به عدم رغبت خبرنگاران به بیمه انجمن صنفی اشاره میکند و میگوید: بیمه انجمن بیمه حداقلی است و خبرنگاران و روزنامه نگاران به خاطر همین موضوع به سرنوشت بیمهای خود بیتوجه اند در حالی که این حق را ندارند. اگر میخواهند از حق خود بگذرند میتوانند ولی حق ندارند از حق افراد تحت تکفل خود چشم پوشی کنند.
او که خود یک روزنامه نگار قدیمی است معتقد است برای پایان دادن به مشکلات و معضلات خبرنگاران و روزنامه نگاران همه باید در انجمن صنفی خود عضو شده و با تشکیل یک انجمن متحد و قوی و پویا، اقدام به پیمانهای دسته جمعی کار کنند که بر اساس این پیمانها عمل شود و حقوق همه روزنامه نگاران در رابطه با کارفرما و مسائلی دیگر که ایجاد خواهد شد حفظ شود. یکی از راههای بسیار موثر برای حفظ حقوق، پیمان دستهجمعی کار توسط نهادهای صنفی به خصوص سندیکایی و اتحادیهای آنهاست.
اما آیا با عضویت در انجمن صنفی و یا هر نهاد رسمی و غیر رسمی حامی روزنامه نگار موجبات از بین رفتن مشکلات فراهم میشود؟!
چهل روز گذشت
با تمام این اوصاف بهتر است دیگر ناله و نفرین را بگذاریم کنار. چهل روز گذشته و جو آرامی بر اوضاع و احوال خبرنگاران حاکم است. همه چیز شیرین شده و دارند هدیه میدهند. خدا هم که بزرگ است، حالا کو تا یک هواپیمای دیگر که چند نفر دیگر را ببرد مانور.
به جای این حرفها خبرنگاران محترم باید در انتظار روزی باشند که قرعه به نامشان بیفتد برای گرفتن هدیه سیصد هزار تومانی!
چند روز بعد
هدیهها تمام شد. خبرنگاران محترم توقف بیجا مانع کسب است!