
روزهایی را به یاد میآورم که دانش آموزان دختر حتی حق نداشتند مانتوی رنگی بپوشند و حتی خانم ناظم سر صف میایستاد و انگشتش را روی پوست صورت بچهها میکشید تا بفهمد چیزی به صورتشان زدهاند یا نه!
روزهایی که مدرسه تعطیل میشد و بعضی از دخترها به سمت توالت راه میافتادند تا شاید قیافهشان را کمی بیارایند و بدین طریق به مدیر و ناظم بفهمانند که ما بچه نیستیم و خوب و بد را به خوبی تشخیص میدهیم.
روزهایی که دانش آموزان حق نداشتند مانتوی کوتاه بپوشند، به خوبی آن روزها را به خاطر دارم. روزهایی که حق پوشیدن مانتوهای بلند را نیز نداشتیم حتی کوتاهی و بلندی مانتو را ناظم تشخیص میداد، و باید مانتو، شلوار و مقنعه مشکی بدون هیچ مدلی بر تن میکردیم مدل که می گویم منظورم فقط دو تا جیب روی مانتو است...
این روزها، با گذشت ده یا دوازده سال و ورود اینترنت و ماهواره به خانهها باز هم سخت گیریها را میتوان مشاهده کرد.
سختگیریهایی که البته در مدارس جنوب شهر بیشتر از شمال مشهود است و باز هم گریبان جنوب شهریها را به واسطه نداشتن پول سختتر چسبیده است.
سخت گیریهایی که افسردگی، پرخاشگری و عصبانیت دختران دانش آموز و در مواردی حادتر سرخوردگی و گاهی فرار از مدرسه را در پی خواهد داشت.
حتی در موارد بسیاری میتوان مشاهده کرد که خانوادهها با پدیده آرایش و حتی برداشتن ابروهای دخترانشان کنار آمدهاند و این مدیران و ناظمان و معلمان مدارس هستند که کاسه داغتر از آش شدهاند و نمیخواهند از حقشان، البته اگر حقی داشته باشند کوتاه بیایند!
یک دانش آموز که در مقطع راهنمایی درس میخواند در این باره میگوید: از من به خاطر اینکه ابروهایم را برداشته بودم تعهد گرفتند و گفتند اگر یک بار دیگر ابروهایم را بردارم اخراجم میکنند! با این حال من به حرفشان گوش نمیکنم و باز هم ابروهایم را برمیدارم. برخورد مسولان مدرسه در این موارد با دانش آموزان بسیار بد است.
این در حالی است که شهلا ذره کارشناس روانشناسی میگوید:80 یا 90 درصد معلمان و مسولان مدرسه صلاحیت برخورد با دانش آموزان را ندارند.
وی در ادامه میگوید: در کشورهای دیگر همیشه باهوشترین انسانها و نخبگان معلم میشوند ولی در کشور ما واماندهترین انسانها که نتوانستهاند دکتر، مهندس و حتی کارمند شوند به شغل معلمی روی میآورند.
وی میگوید: باید شکاف بین جامعه و تعصبات را پر کنیم. باید به دانشآموزان ارزشهای قدرتمند بدهیم. در فیلمهایی که پخش میشود دخترها آزادند، خوب میپوشند و میگردند و با جنس مخالف ارتباط برقرار می کنند و این با واقعیت تعارض دارد.
این کارشناس در ادامه میگوید: ما هیچ ارزشی نداریم که به دانش آموزان بدهیم. سال 1370 اجازه نمیدادند دانشجویان با آرایش و حتی ناخن بلند وارد دانشگاه شوند. ولی هم اکنون میتوان انواع مدلهای مو و آرایش را در دانشگاهها یافت.
وی تصریح میکند: در فاصله یک دهه مسولان کوتاه آمدند و تسلیم شدند تا چند سال دیگر مسله آرایش و برداشتن ابرو در مدرسههای دخترانه نیز حل خواهد شد.
وی با اشاره به اینکه با حل شدن این مسله خانوادههایی خاص میمانند که دانش آموز آنها نیز دچار مشکل خواهد شد میگوید: هم اکنون در بسیاری از مدارس بالا شهر دیگر به این موضوعات رسیدگی نمیشود و پدیده آرایش خیلی طبیعی است.
ذره میافزاید: برخوردهای بد با دانش آموزان میتواند از عوامل فرار آنها از مدرسه و روی آوردنشان به مواد مخدر باشد.
وی در پایان یاد آور میشود: برای برطرف شدن این معضل باید بزرگترین روانشناسان وارد عمل شوند.