
برای واژه طنز معانی و مفاهیم زیادی را بیان کردهاند و به زیور چاپ آراستهاند اما من برای واژه طنز تعبیر و تفسیرخاص خودم را دارم.
طنز یعنی انتقاد از حاکمان و زمامداران و قدرتمندان بگونهای که باعث انبساط خاطر و دل خنکی مخاطبان و سبب واکنش و تکدر خاطر حاکمان گردد. در غیر این صورت هر مقولهای که با نام طنز ارائه شود یا فکاهه است و یا هجو و هزل. به این ترتیب که کلیه آثاری که به اسم طنز به خلق خدا عرضه میشود یا فکاهه است و یا هزل است. چون طنز اصیل و واقعی را هیچ یک از حاکمان و زمامداران جهان بر نمیتابند. و چون طنز و مطایبه پدیدهای فطری و ذاتی است طنازان بنام برای تخلیه هیجانات درونی خود به سوی طنزهای درباری، سوپاپي و یا دولتی کشیده شدند. برای مثال زمانیکه انتقاد از ناصرالدین شاه قاجار به خاطر سفرهای بی مورد و پر هزینه و خندهدارش به فرنگ در جامعه آن عصر به اوج رسیده بود اگر مردم عادی و عامی اشارهای طنز آمیز به این ماجرا میکردند بهشدت مجازات میشدند و زبانشان از حلقوم شان بیرون کشیده میشد ولی در همان شرایط کریم شیرهای دلقک معروف دربار ناصری با ایهام و اشاره و کنایه و با شدیدترین عبارات طنز آمیز از سفرهای شاه قاجار انتقاد میکرد و باعث انبساط خاطر شاهزادگان و درباریان و شخص شاه میشد به همین خاطر زمانیکه کریم شیرهای دلقک معروف دربار مرد سه روز عزای عمومی اعلام شد در حالیکه طنز نویس واقعی کسی است که با مرگش حاکمان نفس به آسودگی بکشند نه اینکه برایش عزاداری کنند!؟
به اصل موضوع بر میگردیم آیا سریال شبهای برره طنز است و اگر طنز است از چه قماشی است؟ برای حقير که سی و اندی سال در رسانهها فکاههنویسی میکنم سریال شبهای برره هزل است چرا که تعریف فول آمده که تمسخر کردن گروهی برای خنداندن گروه دیگر یعنی هزل و اگر دیگران اصرار دارند این سریال را طنز معرفی کنند مرحمت فرموده بفرمایید که چگونه طنزی است؟ طنز واقعی است؟ طنز مردمی است؟ یا طنز سفارشی و دولتی است؟ آیا به غیر از مهران مدیری دیگران هم میتوانند سریالی با این ویژگی بسازند؟ این همان سوالی است که وقتی مرحوم کیومرث صابری (گل آقا) در روزنامه اطلاعات دو کلمه حرف حساب را مینوشت و داریوش کاردان در شبکه سراسری صدا برنامهای را میساخت به اذهان خردمندان و باریک اندیشان متبادر میشد! مگر باور ندارید که اکثر مردم ایران نکته سنج و خوش ذوق و طناز و بذله گو هستند. پس چرا تعداد طنازان ما از انگشتان دست هم کمتر باشد به بازی گرفته نشدند یا اینکه حاضر به نوشتن و ارائه طنز سفارشی و سوپاپي نشدند. بگذریم.
در نهایت باید بدانیم که طنز یک مفهوم کلی است که هیچ گاه مصداق ثابت و معینی نداشته و ندارد و اکثر تعاریف و تعابیری که از طنز ارائه کردهاند مبنایی تئوریک دارد و با خمير وجودي و عینی طنز در تعارض است. چرا که این مقوله متاثر از زمان و ساختارهای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی جامعه است. متأسفانه با نگاهی گذرا به سیر طنز در ادب پارسی و رسانهای دیداری و شنیداری و نوشتاری به این باور میرسیم که هنر طنز به جای شکوفایی به سوی خمودگی و پژمردگی میرود... مقایسه مجله گل آقا با توفیق و شبهای برره یا شبکه سه و نیم کاردان با شبکه صفر خیاطباشی و مراد برقی بیانگر این حقیقت است. حالا بگذریم از اینکه یک جوان ساده اندیش و سطحی نگر سریال شبهای برره را از سریال دایی جان ناپلئون پزشكزاد برتر و طنازانهتر ارزیابی کرده ... ایشان یا سریال دائی جان ناپلئون و شبکه صفر را ندیده و یا اینکه خودش را به ندیدن میزند.
ابوالقاسم صادقی