English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- در سوگ استاد منوچهر احترامی، طنزپرداز و نویسنده کودکان
- هیاهوی گنجشک‌ها در برف
- سریال‌های تاریخی و نقش خلاقیت
- «مُرده‌هایی چنین سرزنده!»
- تاریخی که با اخلاق ساخته شد
- سریال‌های تلویزیونی تاریخی
- هفتمین سال هفت سنگ
- «پارس بانو»، زیارتگاهی برای زرتشتیان
- فراخوان جایزه ادبی والس برای رمان‌های منتشر نشده
- به گمانم روز هفتم بهار بود
- شعر: ساعتی تنها شدم
- بامدادی چشم و چراغ وردپرس فارسی است
- کلاهم را برمی‌دارم، به نشانه‌ احترام
- بامدادی: هر کسی گاهی پایش می‌لغزد
- «بامدادی» من را با خودش کشاند
- با همین پرستوهایی که آمده‌اند، برمی‌گردیم!
- مثل ماه شدی...!
- سه ديدار با مردی كه از فراسوی باور ما آمد
- بار دیگر مردی که رفت...
- تذکره‌ی خوابگرد!
- یک گوشه‌ی پاک و پر نور
- چرا باید خوابگرد را خواند؟
- پدرخوانده‌ای که داخل «گیومه» اتفاق افتاد
- انتشار ویژه‌نامه معرفی برترین‌های رسانه‌ای سال ۸۶
- بررسی نشریات برگزیده ‌سال هشتاد و شش


 
 

  تلویزیون


برره از نگاه رويترز

 

   

نظرات خوانندگان  (14)

 

  نويسنده: نینا جمشیدنژاد

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: nina_nejad-at-yahoo.com

 
 
به‌جز پرداختن به موضوعاتي چون رشوه‌خواري، سانسور و غني‌سازي اورانيوم، برره به موضوعات اجتماعي نيز پرداخته‌است. برره به دو بخش «بالا» و «پايين» تقسيم شده‌است. اين تقسيم‌بندي به خوبي اختلاف طبقاتي در تهران را به نمايش گذاشته‌است.
 

نوشته‌ي زير، ترجمه‌اي است از گزارش رويترز درباره‌ي مجموعه‌ي شب‌هاي برره.

چشم‌هاي ايران به كمدي تلويزيوني‌اي دوخته‌شده كه ناهنجاري‌ها را به تصوير مي‌كشد؛

نوشته‌ي كريستين اُليور ( (Christian Oliver
ترجمه: نينا جمشيدنژاد

تهران (رويترز)؛ در ساعت هشت هر شب، ايران رفته‌رفته به سكون و خاموشي مي‌گرايد تا همه پاي برنامه‌ي تلويزيوني متفاوتي بنشينند كه صادقانه به طرح مسائل و مشكلات زندگي در جمهوري اسلامي پرداخته‌است.

بازار تجريش در شمال تهران، كه معمولا مملو از خريداراني است كه به دنبال اجناس مرغوب و ارزان‌اند، اكنون به‌طرز شگفت‌انگيزي خلوت و خالي است و تمام دكه‌داران نيز چشم به كمدي «شب‌هاي برره» دوخته‌اند.
ماجراهاي اين برنامه‌ي نودشبي، شايد در حدود هفتاد سال پيش در روستاي كوچكي به‌نام «برره» مي‌گذرد. اما بينندگان ايراني اين برنامه، مسئولين فاسد برره، انتخابات تشريفاتي آن و صداي گروه‌هاي مدافع حقوق زنان در برره را نمادي از جامعه‌ي امروزي ايران مي‌بينند.

برره‌اي‌ها حتي با «غني‌سازي» ماده‌ي اصلي غذاي‌شان ـ نخود ـ اشاره‌اي هم به برنامه‌ي غني‌سازي اورانيوم ايران مي‌كنند ـ كه به گفته‌ي واشنگتن به هدف ساخت تسهيلات اتمي انجام مي‌شود.


احمد اسلامي، در حالي كه به جمع ميوه‌فروشاني كه دور يك دستگاه تلويزيون حلقه زده‌اند مي‌پيوندد، مي‌گويد: «اين برنامه حرف نداره. خودِ جمهوري اسلامي رو مي‌توني توش ببيني.»
برنامه‌ي آن شب درباره‌ي مسئولان بخش‌داري برره بود كه مشغول بالا كشيدن بودجه‌ي روستا بودند. روستاييان طمع‌كار برره هر يك نقشه‌اي براي به جيب زدن پول‌ها در سر مي‌پروراندند.
تنها كسي كه واقعا به پول احتياج داشت، مرد جواني بود كه مقداري پول به‌عنوان وام ازدواج از بخش‌داري مطالبه مي‌كرد. مسئولين بخش‌داري مدام او را سر مي‌دواندند و سر آخر به وي گفتند كه برود و يك سال ديگر بازگردد.
اسلامي در حالي كه خياري را گاز مي‌زند، سر تكان مي‌دهد و مي‌گويد: «بدبختِ بيچاره!»
مسئولان بخش‌داري، قبل از اينكه پول‌ها را به مجريان طرح‌ها بدهند، هر يك «كميسيون» خود را از روي آن بر مي‌دارد.

در خانه‌اي همان حوالي، خسرو ـ كه سابقا به عنوان مشاور مالي كار مي‌كرده ـ نيز مي‌گويد كه اين برنامه را دوست دارد.
او مي‌گويد: «چند وقت پيش تو يكي از قسمت‌هاي برره يه انتخابات برگذار كرده‌بودن و نامزدها به مردم رشوه و وعده‌ي پول مي‌دادن. همه مي‌دونن كه منظورشون رفسنجاني و كروبي بوده.»
دو نامزد حزب روحانيت، كروبي و هاشمي رفسنجاني در انتخابات رياست جمهوري ماه جون ايران، در مقابل محمود احمدي‌نژاد از حزب محافظه‌كار شكست خوردند.

ايران مقام هشتاد و هشتم را از نظر فساد اداري در بين 159 كشوري كه در فهرست Transparency International قرار دارند، داراست.

سانسور و نخودهاي اتمي؛

يكي از محبوب‌ترين شخصيت‌هاي سريال، ژاندارم عبوس برره‌ است. او سبيل پرابهتي دارد و مدام با لحن ترسناكي در حال دستور دادن به روستائيان برره است.

كامبيز ـ مترجم ـ كه اقرار مي‌كند به «شب‌هاي برره» معتاد شده‌است، مي‌گويد: «اون قسمتي كه همه رو بردن سربازي واقعا راست بود. من خودم سربازي رفته‌م و مي‌دونم. تو اون قسمت قشنگ نشون دادن كه سربازها چقدر بدبخت‌ان.»

ژاندارم برره، همچنين سرسختانه به سانسور مطالب روزنامه‌ي برره مي‌پردازد. او نويسنده‌ي سخت‌كوش روزنامه را متهم به جبهه‌گيري سياسي (پروپاگاند) مي‌كند. چون در يكي از سوال‌هاي جدول روزنامه‌اش آمده‌است: «پايتخت شوروي كجاست؟»
در ايران تعداد زيادي از نشريات و نيز روزنامه‌نگاران، به جرم «نشر اكاذيب» توقيف و زنداني مي‌شوند.

درباره‌ي برنامه‌ي هسته‌اي ايران، «برره» از حق ايران براي داشتن تكنولوژي هسته‌اي پشتيباني مي‌كند و اروپا را ـ كه از ايران خواسته محموله‌ي اورانيوم‌اش را در خارج غني‌سازي كند ـ به نقد مي‌كشد.
تهران ادعا مي‌كند كه برنامه‌ي هسته‌اي‌اش كاملا صلح‌آميز است.
يك فرد انگليسي ـ آمريكايي (نمونه‌ي بارز دورويي و نيرنگ براي بسياري از ايرانيان) برره‌اي‌ها را قانع مي‌كند تا بگذارند او نخودهايشان را در خارج برايشان «غني‌سازي» كند. او نخودها را با خيساندن در آب، پرورده مي‌كند و به دو برابر قيمت به برره‌اي‌ها مي‌فروشد.
روستاييان تازه‌ مي‌فهمند مرد خارجي سرشان كلاه گذاشته‌است.

به‌جز پرداختن به موضوعاتي چون رشوه‌خواري، سانسور و غني‌سازي اورانيوم، برره به موضوعات اجتماعي نيز پرداخته‌است. برره به دو بخش «بالا» و «پايين» تقسيم شده‌است. اين تقسيم‌بندي به خوبي اختلاف طبقاتي در تهران را به نمايش گذاشته‌است.
مريم، معلم است. او مي‌گويد: «بالابرره‌اي‌ها خيلي بامزه‌ن. اونا فكر مي‌كنن خيلي سرشون مي‌شه و سعي مي‌كنن كلمه‌هاي انگليسي رو قاطي حرفاشون بيارن. ولي هميشه غلط غلوط حرف مي‌زنن.»

مسابقه‌ي فوتبال بين دو قسمت برره، بازي دو تيم تهراني پرسپوليس و استقلال را به ياد مي‌آورد. بازي كينه‌توزانه‌اي كه بارها زد و خورد هواداران دو تيم را به دنبال داشته‌است.

بخش نظرسنجي تلويزيون دولتي ايران اظهار مي‌كند كه بيش از 90 درصد از مردمان ايران كه به تلويزيون دست‌رسي دارند اين برنامه را تماشا مي‌كنند. يعني بخش عمده‌اي از جمعيت 69 ميليوني ايران.
بر اساس اين آمار، 67 درصد بينندگان برنامه را به خاطر به طنز كشيدن معضلات اجتماعي دوست دارند. با اين حال، تعداد زيادي هم مخالف براي اين برنامه وجود دارند.

خسرو مي‌گويد: «چند روز پيش توي راديو با يه مسئول روستايي حرف مي‌زدن كه شكايت داشت لهجه‌ي برره‌اي شبيه لهجه‌اي‌ـه كه اونا تو روستاشون حرف مي‌زنن.»

مركز آمار تلويزيون اعلام مي‌كند عده‌اي از منتقدانِ به اين برنامه، «شب‌هاي برره» را توهيني به آداب و رسوم ملي و نيز تحقير شخصيت‌هاي ارزش‌مندي چون «شاعران» دانسته‌اند.
شاعر برره، به وضوح يك هم‌جنس‌باز است. اين، يعني شكستن يك تابو در جامعه‌اي كه هم‌جنس‌گرايي در آن كاملا غيرقانوني‌ است.


● ترجمه از:
http://news.yahoo.com/s/nm/20051221/tv_nm/leisure_iran_comedy_dc_1


 

 تاریخ انتشار:   December 21, 2005 9:58 PM


14 Comments

همجنس باز نه..همجنس گرا درسته خانم

واقعیت ها را ببینی ولی به اونها بخنندیم .جلل الخلق !!! گیف در وکردی.

khaily khoob bud vaghean tanz jalebi ast

behtar bood dar jomleh akhar az lafze hamjens baz parhiz mikardin. in roozha bisavadtarin afrad ham az hamjensgara estefade mikonand che resad be shoma doostane weblog baz!

شبهای برر به دنبال عادی سازی معضلات اجتمایی دربین مردم است مانند سریال مربوطه درزمان شاه

سلام دوستان عزيز! من به عنوان مترجم اين مقاله خودم هم قبول دارم كه جمله‌ي آخر كمي اغراق‌آميزه.(و البته كل لحن اصل گزارش هم تا حدودي اغراق‌آميز هست.) منتها براي رعايت امانت
رو homosexualرو همجنس‌باز و gay كلمه‌ي
رو همجنس‌گرا ترجمه كردم. بالاخره يه‌جوري بايد فرق‌اشون
مشخص مي‌كردم ديگه!
يه هر حال، حق باشماست!
با تشكر... نينا جمشيدنژاد

با سلام این برنامه نه تنها بد اموزی نداره نه تنها سیاسی نیست انتقاد امیز هم نیست چون جریان مال 70سال پیشه تا کسی کار بدی نکرده از چی میترسه همچین جایی یا زبانی هم نداریم که به کسی بر بخوره پس کارشون بسیار علی وپسندیده هستش

az khanomeh nina jamshid nejad beh khatereh tarjomeyeh zibayeshan tashakkor mikonam...abi bashid

از زحمات شما عزیزیان در مورد برناهه شبهای برره .قبلا با سلام
در برنامه های تلویزیون برنامه ای بود به نام فارسی یا پارسی را پاس بدارم . که هرچند برنامه جالب و از نظر پیش رفت ادبیات زبان فارسی برای تماشاگران جالب و قابل قبول بود .ولی با برنامه شبهای برره زحمات قبلی صدا و سیمارا از بین برد چرا که در تمام جاها ، شامل ادارات -سازمانها نهادها- و تمام کشور از تحصیل کرده ها تا بچه ها زن و مرد همه زبان اصیل فارسی را فراموش کرده اند .گرچه به نظر برای روحیه طنز و شوخی برای مردم جالب می باشد ولی عملاً برای پیشرفت و ارتقای فرهنگ و ادبیات کشور مضر می باشد . خواهشمند است فرهنگ جامعه را در را سوق به سوی ارتقای بالاتر و جهانی شدنی زبان پارسی دهید تا اینکه این فرهنگ غنی و با ارزش بازیچه دست قرار گیرد.
با تشکر

با سلام و درود
با تشکر از نقد جالب شما.
شما اشاره کرده بودید به شمال و جنوب تهران اما اگه دقیق تر به این مسئله بپردازیم می بینیم که در واقع کل ایران درگیر مسئله( شمال و جنوب )است .چون تضاد طبقاتی در ایران بی داد می کند(نظام سرمایه داری).در حالی که ما یک کشور اسلامی هستیم(البته فقط در کتاب ها).
آقای مدیری در طنز شب های برره می خواهد این رو بگویدکه:حکومت ها بر اساس لیاقت مردم به وجود می آید.
ما نمی دانیم که در یک کشور اسلامی هسنیم یا در یک کشوری که می خواهد سنت ها را بشکندو یا در کشوری که می خواهد رو به جهانی شدن پیش برود یا .....
ما نه راه پس داریم نه پیش و تا کی این وضعیت ادامه دارد خدا می داند و (آمریکا)
با تشکر

با سلام و درود
با تشکر از نقد جالب شما.
شما اشاره کرده بودید به شمال و جنوب تهران اما اگه دقیق تر به این مسئله بپردازیم می بینیم که در واقع کل ایران درگیر مسئله( شمال و جنوب )است .چون تضاد طبقاتی در ایران بی داد می کند(نظام سرمایه داری).در حالی که ما یک کشور اسلامی هستیم(البته فقط در کتاب ها).
آقای مدیری در طنز شب های برره می خواهد این رو بگویدکه:حکومت ها بر اساس لیاقت مردم به وجود می آید.
ما نمی دانیم که در یک کشور اسلامی هسنیم یا در یک کشوری که می خواهد سنت ها را بشکندو یا در کشوری که می خواهد رو به جهانی شدن پیش برود یا .....
ما نه راه پس داریم نه پیش و تا کی این وضعیت ادامه دارد خدا می داند و (آمریکا)
با تشکر

از اينكه توانستم قسمت زيادي از منبع تحقيقاتيم را از سايت شما دريلفت كنم متشكرم و براي شما آرزوي موفقيت دارم

ba salam
be nazar man chenin barname haii baraie jameie Iran ke mardomi besiar afsorde darad lazem va zaroori mibashad va agar ham noghate zafi darad be dalil an ast ke dar seda va simaie ma ziad be in goneh barnameh ha baha dadeh nemishavad .

سریال شبهای برره سریالی جذاب و جالب است


 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir