English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- در سوگ استاد منوچهر احترامی، طنزپرداز و نویسنده کودکان
- هیاهوی گنجشک‌ها در برف
- سریال‌های تاریخی و نقش خلاقیت
- «مُرده‌هایی چنین سرزنده!»
- تاریخی که با اخلاق ساخته شد
- سریال‌های تلویزیونی تاریخی
- هفتمین سال هفت سنگ
- «پارس بانو»، زیارتگاهی برای زرتشتیان
- فراخوان جایزه ادبی والس برای رمان‌های منتشر نشده
- به گمانم روز هفتم بهار بود
- شعر: ساعتی تنها شدم
- بامدادی چشم و چراغ وردپرس فارسی است
- کلاهم را برمی‌دارم، به نشانه‌ احترام
- بامدادی: هر کسی گاهی پایش می‌لغزد
- «بامدادی» من را با خودش کشاند
- با همین پرستوهایی که آمده‌اند، برمی‌گردیم!
- مثل ماه شدی...!
- سه ديدار با مردی كه از فراسوی باور ما آمد
- بار دیگر مردی که رفت...
- تذکره‌ی خوابگرد!
- یک گوشه‌ی پاک و پر نور
- چرا باید خوابگرد را خواند؟
- پدرخوانده‌ای که داخل «گیومه» اتفاق افتاد
- انتشار ویژه‌نامه معرفی برترین‌های رسانه‌ای سال ۸۶
- بررسی نشریات برگزیده ‌سال هشتاد و شش


 
 

  barareh


شب‌های برره، از آینه تا مسابقه

 

   

نظرات خوانندگان  (0)

 

  نويسنده: مهمان

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
رامین علی‌زاده: برره خیلی بیشتر از آن آینه تختی است که دارد به آن تشبیه می‌شود. برره ترکیبی از چندین نوع آینه و عدسی است. تخت و محدب و مقعر. همه چیز را همه جور نشان می‌دهد، از اندازه‌های طبیعی تا کوچک نمایی و بزرگ نمایی.
 

این همه آینه و عدسی!

ساخته جدید مهران مدیری "شب ‌ای برره" بیش از همه چیز مرا به یاد فصل آینه‌ها و عدسی‌های کتاب فیزیک دیبرستان می‌اندازد. نمی‌دانم حالا این مبحث فصل چندم سال چندم دبیرستان هست، چون کتاب‌ها و نظام‌های آموزشی مدام تغییر می‌کنند. این روزها منتقدان موافق این برنامه، برره را به آینه تشبیه می‌کنند، حرف آن‌ها البته درست است، اما برره خیلی بیشتر از آن آینه تختی است که دارد به آن تشبیه می‌شود. برره ترکیبی از چندین نوع آینه و عدسی است. تخت و محدب و مقعر. همه چیز را همه جور نشان می‌دهد، از اندازه‌های طبیعی تا کوچک نمایی و بزرگ نمایی. بعضی وقتها می‌شود میکروسکوپ و یک مشکل کوچک را آنقدر بزرگ نشان می‌دهد که فکرش را نمی‌کنیم. بعضی وقت‌ها هم می‌شود تلسکوپ و یک چیز دور را آنقدر نزدیک می‌آورد که شگفت زده می‌شویم و حتی گاهی وحشت می‌کنیم! اصلا همین وحشتمان است که جنجال ساخته.

اسوه مقاومت نشویم


اشکالی ندارد هر چیز نویی اول با مقاومت روبرو می‌شود و این مقاومت شاید به نفع همه هست. هم به نفع سازندگان و هم به نفع منتقدان ولی شرطش این است که انعطاف‌پذیری در هر دو طرف وجود داشته باشد و هر دو دسته به تعادلی برسند. این طور نباشد که سازندگان به گفته منتقدان شروع به تغییر و تحول کنند اما منتقدان همواره در موضع منفی خود بمانند و یا این طور نباشد که سازندگان انتقادهای بدون غرض را در نظر نگیرند که البته این گونه نبوده است و همیشه حداقل در برنامه‌های نود شبی اگر کسی انتقادی کرده کفه ترازو به نفع منتقد سنگین شده و برنامه ساز مجبور بوده که منتقد را تا جایی که توانش را دارد و فضا و ساختار برنامه‌اش اجازه می‌دهد، راضی نگه دارد حتی اگر منتقد خیلی هم بی غرض نباشد. منتقد در اینجا به طور کلی کسی هست که انتقاد می‌کند نه فقط منتقدان سینما و تلویزیون. چون آن طور که دیده ایم وآن طور که بوده است از مردم عادی بگیر تا سیاست‌مدار و روحانی همه در این مواقع می‌توانند انتقاد کنند و صدای‌شان هم که از تریبون‌های مختلف به گوش همه می‌رسد.اصلا دیگر آثار مهران مدیری چیزی فراتر از یک اثر معمولی تلویزیونی شده است. حالا دیگر از همه جوانب برنامه‌هایش را بررسی می کنند، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، هنری حتی ادبی! و شاید در آینده علمی! در آینده خارج از این دایره‌ای که در آن گرفتاریم و مرز دایره‌مان را محدودیت‌های فکری شخصی‌مان تعریف می‌کند، بهتر می‌توانیم راجع به این کارها قضاوت کنیم. شاید در آینده این نظرات مثبت یا نظرات منفی فعلی، دیگر زیاد مهم نباشند.

اسکار وایلد وارد می‌شود، ریاضی به دادمان می‌رسد

اسکار وایلد در جایی گفته است: «اختلاف رای درباره خوبی يا بدی يک اثر هنری نشان می‌دهد که آن اثر پر معنی و جاندار است.»
این جمله چقدر در این موقعیت به درد می‌خورد! اصولا راز ماندگاری بعضی از سخنان زیبا همین است که در روزهای سخت به کار می‌آیند. درباره "شب‌های برره" نظرات مختلفی عنوان می‌شود و این اختلاف نظرات تا به این حد، خیلی کم برای آثار دیگر سینمایی و تلویزیونی اتفاق افتاده است. اگر هم چنین موردی بوده و اختلاف نظرات در مورد یک اثر تلویزیونی وجود داشته تا به این حد نبوده که مثلا یک منتقد (رضا خسروزاد) بگوید: "سريال شبهای برره كاری موفق و قوي است كه با تيزبيني خاصي بسياري از سنت‌ها و خلقيات منفي رايج بين مردم را به نقد كشيده است." و یکی دیگر(از ایرنا) بگوید: "شب های برره مرثیه زبان و فرهنگ عمومی است."
پس فرض قضیه برقرار است و حکمی که از آن نتیجه می‌شود این است که: شب‌های برره اثری پرمعنی و جاندار است. در یکی از مصاحبه‌های مهران مدیری خوانده بودم که از علم ریاضی انتقاد کرده بود. عین جمله را دقیق به خاطر ندارم. حالا آقای مدیری بیا و ببین که همین علم ریاضی که از آن انتقاد می‌کردی با چه صلابتی دارد از برنامه‌ات دفاع می‌کند!

مسابقه‌ای با سه شرکت کننده، بدون داور یا با داور؟


همه می‌دانیم که شب‌های برره با اقبال مخاطبان روبرو شده است. بعضی از منتقدان هم شب‌های برره را کاری موفق و قوی دانسته‌اند. بعد از پاورچین دیگر برنامه‌ای که آن چنان دلچسب تماشاگر باشد ساخته نشد، اما این شب‌های برره فرق می‌کند مطمئن باشید حتی با کارهای قبلی مهران مدیری هم فرق می‌کند. جدا نمی‌دانم که چرا بعضی از منتقدان شب‌های برره را با نقطه چین مقایسه می‌کنند و آن دو را در یک سطح می‌دانند. برای شب‌های برره کلی طرح و فکر قبلی وجود داشته حداقل در ساخت قالب کلیش، در صورتی که نقطه چین حتی قالب مشخصی نداشت و چندین بار قالب عوض کرد. اصلا پشت این شب‌های برره یک گروه نویسندگی قرص و محکم نشسته به سرپرستی پیمان قاسم خانی ولی نقطه چین از نظر نویسندگی غافل گیر شده بود. برای ساخت نقطه چین مهران مدیری آن طور که از سخنانش در مصاحبه‌ها می‌شد فهمید چندان انگیزه و انرژی نداشت اما برای شب‌های برره ذوق به خرج داده، اگر ذوقش را نکشیم تازه بهتر از این هم می‌سازد. آیا این منطقی است که بگوییم مخاطبان از شب‌های برره راضی نیستند در صورتی که ترجیح داده‌اند از بین هفت شبکه تلویزیونی داخلی و هزاران شبکه ماهواره‌ای ایرانی و خارجی که اکثر مردم به آن‌ها دسترسی دارند _ تعارف که نداریم _ این برنامه را ببینند؟ بعضی از منتقدین هم بر این باورند که تماشاگران دارند از سازندگان پیشی می‌گیرند و دیگر برنامه‌های گروه‌های موفق قبلی چندان برای آن ها دلچسب نیست. بله، ممکن است در مورد نقطه چین این چنین تحلیل‌هایی درست بود چون مخاطبان، طنزی مثل پاورچین را دیده بودند و دیگر هیچ چیز را طنز به حساب نمی‌آوردند، اما این بار آن گروه تکراری با حرف‌های نو آمده است. دوران آن حرف‌هایی که می‌گفتند مخاطبان از سازندگان پیشی گرفته‌اند، گذشت. این بار سازندگان آمده‌اند با اثری که خیال دارد هم از مخاطبان پیشی بگیرد و هم از منتقدان. شاید برای همین است که منتقدان محافظه کار _ نه به معنای سیاسیش _ دارند عکس العمل‌های منفی نشان می‌دهند و آنان که کمی نوگ�%

 

 تاریخ انتشار:   December 21, 2005 4:01 AM



 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir