زبان آمیخته، و واسازی هویت در سریال شب‌های برره

چهارشنبه، 30 آذرماه 1384

     

 
       
 

موضوع: تلويزيون

 

نويسنده: مهمان

   
     
سریال شب های برره از جمله مجموعه های تلویزیونی است که توانسته است به موفقیت هایی در جلب مخاطبان دست یابد. پربیننده بودن و رواج تکیه کلام های این سریال حکایت از توفیق این سریال در جلب مخاطبان دارد. این مقاله می کوشد تا به اختصار به یکی از جنبه های مهم این مجموعه که همانا به کارگیری یک زبان ابداعی است اشاره کند و جنبه های مثبت و منفی استفاده از این زبان را بررسی نماید.
   

 

 

 

مسعود کوثری*
mkousari@ut.ac.ir

چکیده


سریال شب های برره از جمله مجموعه های تلویزیونی است که توانسته است به موفقیت هایی در جلب مخاطبان دست یابد. پربیننده بودن و رواج تکیه کلام های این سریال حکایت از توفیق این سریال در جلب مخاطبان دارد. این مقاله می کوشد تا به اختصار به یکی از جنبه های مهم این مجموعه که همانا به کارگیری یک زبان ابداعی است اشاره کند و جنبه های مثبت و منفی استفاده از این زبان را بررسی نماید.

طنز کلامی و مساله زبان

پس از دوره ای که با ساعت خوش در تولید برنامه های طنز تلویزیونی شروع شد، تکیه بر زبان به عنوان عامل تولید طنز (طنز کلامی) رشد و افزایش چشمگیری داشته است. به نحوی که طنز کلامی کاملا بر طنز موقعیتی چیرگی یافته است. نگارنده نمی خواهد در اینجا به تفاوت این دو طنز و اهمیت هر کدام بپردازد و به مزایا و معایب تکیه بیش از حد بر هر یک از این دو به تنهایی اشاره کند. این موضوع، خود می تواند دستمایه بررسی جداگانه ای باشد. در عوض به این مساله خواهیم پرداخت که در چه بافت اجتماعی و سیاسی طنز کلامی (یا با اندکی تساهل طنز با تکیه بر کلام) رشد کرد و آثار مثبت و منفی این تاکید چه خواهد بود.
به نظر نگارنده به دو دلیل طنز کلامی بیشتر مورد توجه مخاطبان ایرانی قرار گرفت و توسط سازمان صدا وسیما نیز پذیرفته شد.

نخست، به دلایل تاریخی و فرهنگی مردم ایران با طنز کلامی آشنا هستند، و در زندگی روزمره این توان و ظرفیت در استفاده از کلام به خوبی به چشم می خورد. لطیفه ها و شوخی های روزمره که صرف از نظر محتوا نشانگر بازی قدرتمند با کلام است، این ظرفیت را به خوبی به تصویر می کشد. به طوری که کمتر کشوری را میتوان دید که چنین تاکیدی بر شوخی های زبانی داشته باشد. از نظر سنت فرهنگی و ادبی نیز این تکیه بر کلام ریشه در آثار سعدی، جوامع الحکایات و لوامع الروایات، دیوان عبید، ایرج میرزا و صدها شاعر و نویسنده ایرانی دارد. استبداد و اجبار به پنهان کاری مردم را بیشتر به تکیه بر بازی های کلامی و طنزها و هزل های کلامی داده است.

بدیهی است محدود بودن اشکال نهادی نمایشی در ایران (رو حوضی در شکل شوخی و طنز آن و شبیه خوانی در شکل سوگناک آن) نیز در این تکیه بیش از حد بر طنز کلامی موثر بوده است. زیرا، حتی رشد تئاتر مدرن در ایران هم نتوانست به رشد کامل و حرفه ای طنز موقعیتی کمک کند. جالب توجه است که حتی طنزهای نمایشی بر آمده از عرصه تئاتر نیز بیشتر بر طنز کلامی استوار بوده است تا موقعیت. و این سنت به همین شیوه به تئاتر تلویزیونی و مجموعه های طنز تلویزیونی منتقل شده است. این سنت حتی در رادیو هم دنبال شد و برنامه هایی نظیر صبح جمعه تکیه زیادی بر طنز کلامی داشته است. جالب توجه است که حتی چهره های موفق این برنامه های طنز نیز تا حدودی زیادی ریشه در سنت تئاتری ایران داشتند. روشن است که با آن سنت تاریخی و فرهنگی و این سنت نمایشی مجموعه های طنز رادیویی و تلویزیونی نیز بیشتر بر کلام و بازی کلامی استوار باشند. سازمان صدا وسیما نیز به رغم پارادوکس های اخلاقی و فرهنگی که پس از انقلاب با آنها روبرو بود، سرانجام تصمیم گرفت که به طنز میدان دهد، و اندکی از سخت گیری ها بکاهد. در دهه دوم، و به ویژه در دور دوم ریاست جمهوری رفسنجانی، سیاست ایجاد فضای شاد در کشور به تشویق تهیه کنندگان، برنامه سازان و کارگردانان برای تولید برنامه های شاد و طنز آمیز منجر شد. به یکباره گروه های مختلف هنری تشویق شدند که از فضای اندوهگین کشور بکاهند و بر فضای شادی بیفزایند. سفارش و تهیه برنامه های شاد و طنز آمیز از این دوره شروع به رشد کرد. حتی بخش های پژوهشی سازمان در صدد برآمدند تا در باره طنز به پژوهش بپردازند و به اصطلاح آن روز به روشن کردن مرز بین مفاهیمی نظیر طنز، شوخی، هزل و لودگی بپردازند. چند همایش هم برای روشن کردن این موضوع برگزار شد. تاکید تا سرحد نگرانی در باره نا روشن بودن مرز لودگی و طنز یکی از دغدغه های مدیران شبکه های صدا و سیما و تولید کنندگان در سال های اخیر بوده است. فشارهای و اعتراض گروه های مختلف اجتماعی به برنامه ها و مجموعه های طنز نیز از جمله عواملی بوده است که بر این نگرانی ها و حرکت پاندولی بین حمایت و نفی برنامه ها و مجموعه های سرگرم کننده و طنز افزوده است.

دوم، و حتی مهمتر شرایط اجتماعی ایران و جمعیت رو به رشد جوانان در ایران بود. فشار جمعیت جوان و ضرورت جذب آنان چنان بود که حتی بر نگرانی های فرهنگی و دغدغه های مدیران شبکه ها و تولید کنندگان غلبه یافت و حمایت از تولید کنندگان و برنامه سازان منجر شد. تولید چند مجموعه موفق نظیر ساعت خوش، پاورچین، زیر آسمان شهر و... به این ضرورت جواب مثبت داد.

جلب مخاطبان، به ویژه در میان جوانان، به قدری قابل توجه بود که مجموعه های طنز با سرعت بیشتری به زبان خاص جوانان توجه کردند و به عنوان دستمایه های طنز از آن استفاده کردند. این زبان خاص چیزی است که در زبان شناسی به آن زبان آرگو (Argot) گفته می شود. مجموعه های طنز برای جذب هرچه بیشتر مردم، به ویژه جوانان، با زبان های آرگو، به ویژه آرگوی جوانان توجه کردند و از آنان در مجموعه های خود استفاده کردند. از ساعت خوش، تا مجموعه شب های برره این استفاده روزمره از آرگوی خرده فرهنگ های جامعه (داش مشدی ها، لوطی ها و...) به ویژه جوانان افزایش یافته است.
اما با مجموعه پاورچین، اتفاق کاملا تازه ای رخ داد: ابداع یک زبان جدید (زبان برره ای). ابداع، آگاهانه یا ناآگاهانه، زبان برره ای مجموعه های طنز را وارد مرحله جدیدی کرد. به طوری که در مجموعه پاورچین ما دیگر با بازسازی و تکرار آرگوی زبان خرده فرهنگ های جامعه، به ویژه خرده فرهنگ جوانان، روبرو نیستیم. بلکه سخن از ابداع یک زبان تازه است. این زبان، نه تنها یک زبان مرده و تقلید نیست، بلکه می کوشد با استفاده از قواعد زبانشناسی عمومی (به کاربردن پیش وند، پس وند، صرف کلمات و افعال) به زبانی زنده و پویا تبدیل شود. راز موفقیت مجموعه های پاروچین و اکنون شب های برره در همین زبان پویا است که می تواند به حیات خود ادامه دهد. از این رو، به نظر نگارنده زبان برره تنها یک آرگوی تقلیدی، یا تکرار ساده چند کلمه به زبان برره ای نیست. بلکه، سخن از ابداع یک زبان است.

البته، منظور نگارنده از ابداع یک زبان به هیچ وجه به معنای دقیق زبانشناختی آن نیست. و نمی خواهیم وارد بحث زبانشناسان در باره زبان، گویش و لهجه و تفاوت هر یک با دیگری شویم. بلکه، مراد ما زبان در مفهوم اجتماعی آن است. از منظر این مقاله، زبان برره زبانی است در مقابل زبان رایج در جامعه. یا به بیان بهتر زبان برره ای یک ضد زبان است در برابر زبان رسمی جامعه.
برای روشن شدن بیشتر موضوع اجازه دهید که به اختصار تمام دو مقدمه را ذکرکنم. مقدمه اول در باره رابطه زبان با فرهنگ مسلط و نظم اجتماعی است و مقدمه دوم در باره زبان به منزله یک نوع بریکولاژ فرهنگی که به تولید زبان آمیخته منجر می شود.


زبان، فرهنگ و نظم اجتماعی

جامعه شناسی و انسان شناسی زبان نشان داده است که رابطه ای وثیق بین زبان رسمی و مسلط و فرهنگ رسمی/ مسلط یک جامعه رابطه ای مستحکم وجود دارد. به طوری برخی از محققان گفته اند که زبان همان فرهنگ است و فرهنگ همان زبان است. زبان چه در وجه مکتوب آن (نظیر آثار ادبی) و چه در وجه گفتاری آن که کنش گفتاری(Speech Action) نام دارد، در هر حال یک مرجع فرهنگی (Cultural Reference)معین دارد. مرجع فرهنگی زبان مسلط، فرهنگ مسلط جامعه است و مرجع فرهنگی زبان آرگو، خرده فرهنگ های مختلف در یک جامعه است. از دیگر سو، باید به این نکته اشاره کنیم که به موازات رابطه زبان و مرجع فرهنگی آن، بین زبان و نظم اجتماعی نیز رابطه وجود دارد. به طوری که می توان گفت که زبان نه تنها از طریق انتقال ساختارهای شناختی فرهنگ و نحوه نگاه به جامعه و جهان را به افراد منتقل می کند، بلکه از این رهگذر فرد را با نوع نظام اجتماعی و نظم اجتماعی حاکم بر آن آشنا می سازد. بنابراین، بخش پنهانی از جامعه پذیری ما از طریق زبان صورت می گیرد.
درست از همین منظر است که گروه های خرده فرهنگ به ایجاد آرگوها به عنوان یک نوع مقاومت و حتی مبارزه علیه نظم مسلط دست می زنند. زبان های آرگو اعلام فرهنگ و نظم اجتماعی جدیدی است که خرده فرهنگ ها «عموما» در مقابل نظم حاکم پیشنهاد می کنند.


زبان آمیخته: نظم و ضد نظم

با طرح مقدمه نخست، اکنون نوبت به طرح مقدمه دوم می رسد و آن مفهوم زبان آمیخته است. مفهوم زبان آمیخته که در مطالعات فرهنگی معاصر به ویژه زبان انگلیسی سیاهپوستان امریکا به کار رفته است، به معنای فرهنگی و اجتماعی زبان های آمیخته اشاره می کند. مفهموم اختلاط/ آمیختگی (Creolization) در ابتدا دلالتی زیست شناسانه و(1) حتی نژادی داشت. منظور از اختلاط یا آمیختگی فرایند آمیختگی و اختلاط سفیدپوستان با سیاهان و به وجود آمدن فرزندانی بود که به آنان دورگه/ آمیخته می گفتند. اما فرایند آمیختگی سیاهان با سفیدان تنها در سطح آمیزش بیولوژیکی نبود. درسطح فرهنگی و زبانی نیز این آمیختگی صورت گرفت. به صورتی که از آمیزش زبان سیاهان با زبان انگلیسی زبان جدیدی به وجود آمد که به انگلیسی سیاهان (Black English) معروف شد. بنابراین، مفهوم آمیختگی از مفهوم اولیه فراتر رفت و به جلوه های مختلف آمیختگی و اختلاط فرهنگی و زبانی منجر شد.
در هر حال، مطالعات انجام شده در باره زبان سیاهان نشان می دهد که چگونه در یک فرآیند آمیختگی زبان انگلیسی سیاهان امریکا شکل گرفت که با زبان رسمی مسلط تفاوت های در کلمات، تلفظ ها و ساختارهای نحوی دارد. نکته جالب توجه، به کارگیری این زبان به عنوان ابزار برای مقاومت فرهنگی و اجتماعی در برابر زبان و در حقیقت نظم اجتماعی مسلط جامعه امریکا است. سیاهان نه تنها از زبان انگلیسی خود شرمنده نیستند، بلکه با تکیه زیاد بر این زبان به نوعی هویت یابی و مقاومت در برابر پذیرش هویت مسلط دست یازیده اند. نمونه به کارگیری این زبان را حتی در موسیقی مردم پسند امریکایی توسط خوانندگان سیاه پوست به خوبی شاهد هستیم. جویدگی و خوردگی کلمات و به کار بردن بسیار زیاد آرگوهای خرده فرهنگ های سیاهان به خوبی در اشعار موسیقی سیاهان قابل مشاهده است. بنابراین، زبان انگلیسی سیاهان خود نوعی ضد زبان، و در نتیجه ضد نظم اجتماعی مسلط است.


زبان و ضد زبان در شب های برره

اکنون بعد از دو مقدمه بالا می توان گفت که زبان پاورچین و شب های برره یک ضد زبان است. ضد زبانی که در خود حاکی از نوعی مقاومت در برابر نظم اجتماعی مسلط، هم تاریخی و هم نظم موجود، است. بنابراین، به نظر نگارنده زبان برره به رغم این که مشحون از زبان آرگوی گروه های مختلف اجتماعی به ویژه جوانان است، چیزی فراتر از آن است. زبان شب های برره در واقع یک ضد زبان است که کارکرد اصلی آن به نقد کشیدن نظم اجتماعی در جامعه ایران است. نظمی که حاصل یک تاریخ طولانی است و چندان، و فقط و فقط، به تاریخ بعد از انقلاب باز نمی گردد. برای همین به نظر می رسد که با این کارکرد انتقادی زبان یا ضد زبان برره ما باید پس از پاورچین به سمت برره به عنوان یک مکان نامعلوم از نظر جغرافیایی، اما معلوم از نظر هویت تاریخی و نوع نظم اجتماعی، حرکت می کردیم.
شب های برره اگرچه گاه در بند پلات ظاهری داستان می ماند، و به همان شکل رایج طنزهای تلویزیونی می غلتد، اما در واقع در بنیان می کوشد که این نظم اجتماعی را از طریق یک ضد زبان آمیخته، به نقد بکشد. همه موفقیت های شب های برره در این وجه و همه ناکامی های هنری آن در استفاده از کلیشه های رایج مجموعه های طنز ایرانی است.


ضد زبان و واسازی هویتی

همان گونه که آمد در اینجا زبان نقش نوعی به نقد کشیدن نظم اجتماعی را دارد. از طریق این ضد زبان است که هویت شکل گرفته رسمی به نقد کشیده می شود. در نقد است که به زعم نظر پردازان پست مدرنیست، نوعی واسازی هویتی شکل می گیرد. در این واسازی ما به زوایای هویتی ایرانیان، به ویژه ابعاد منفی آن مواجه می شویم. این واسازی از نقدهایی که در سطح این مجموعه جریان دارد (مثل وام گرفتن، آزمایش ادرار برای اعتیاد، طلاق والدین برای معاف کردن فرزند از خدمت سربازی، خانه و خر صفر کلیومتر به عنوان شرایط عروسی و صدها مورد دیگر) بسیار مهمتر است. زیرکی و دقت خودآگاهانه یا ناخودآگاهانه مجموعه شب های برره در این واسازی هویتی و نقد هویت مسلط تاریخی است. این کارکرد ضد زبان در شب های برره کاملا قابل توجه است. زیرا، بعد از سفرنامه های عصر قاجار که هویت و نظم اجتماعی ما از منظر بیگانگان مورد بازبینی و مداقه قرار گرفت، ما دیگر منبع مهمی برای این واکاوی و نقد نداشته ایم. مجموعه پاورچین و شب های برره چنین امکانی را برای نقد از خود از طریق یک ضد زبان فراهم کرده اند.


کارکردهای دو گانه ضد زبان برره

این ضد زبان هم کارکرد مثبت دارد و هم کارکرد منفی. کارکرد مثبت این ضد زبان نقد هویت و نظم اجتماعی است. هویت و نظمی که ما خود از خلال رفتارهای روزمره به ناکارآیی برخی، و نه همه، جنبه های آن واقف هستیم. همین کارکرد مثبت است که می توان زمینه یک نقد از خود را فراهم سازد.
اما این ضد زبان یک کارکرد منفی هم دارد، و آن استفاده از این ضد زبان به عنوان یک ابراز مقاومت در برابر نظم اجتماعی، و حتی تمایل پنهان به برهم ریختن آن، توسط نوجوانان و جوانان است. از این منظر، کارکرد زبان شب های برره بر خلاف تصور این نیست که با واژه سازی های من درآوری به زبان فارسی لطمه می زند. حتی این نیست که این زبان نوجوانان و جوانان را با کلمات زشت و رکیک آشنا می کند که والدین و مربیان را ناراحت می کند. مساله در این است که به کارگیری این ضد زبان یک وسیله کاملا پنهان و اعلام نشده برای مقاومت در برابر نظم اجتماعی است. نظم اجتماعی که بزرگتر ها (والدین، معلمان، واعظان، مدیران و مسوولان) ساخته اند و در آن یک نظم اجتماعی تحمیلی دیده می شود. این مساله حتی بعد تاریخی هم دارد. چرا که این نظم فقط محصول والدین و معلمان و مسوولان امروزی نیست، مساله یک مساله تاریخی است. به تمامی بزرگترها در مفهوم عام خود، بزرگترهای امروزین و دیروزین، باز میگردد.
از این رو، کاربرد این زبان، خود بیانگر و به صورت ناخودآگاه مروج نوعی مقاومت پنهان، غیر رسمی و غیر آشکار در برابر این نظم است. حال اگر چنین باشد، رواج چنین ضد زبان هایی به نوعی بیانگر یک مقاومت و حتی عصیان علیه نظم اجتماعی خواهد بود. از این رو، یکی از کارکردهای پنهان، و از یک منظر منفی این ضد زبان، تقویت احساس مقاومت در برابر نظم بزرگتر ها در میان نوجوانان و جوانان است.

*. عضو هيئت علمی گروه ارتباطات دانشگاه تهران

۱. در اينجا نبايد کار پيشگامانه بندکت اندرسون با عنوان اجتماع خيالي (Imagined Community) را از ياد برد که مفهوم آميختگي را در شکل جديد آن به کار برد و اصطلاح سفرهاي آميختگي (Creolized Journeys) که به آميختگي نژادي و فرهنگي سياهان با سفيدان در امريکا و تشکيل يک ملت رخ داده است، اشاره ميکند، به همين موضوع اشاره دارد.

 
 
 

 مطالب مرتبط

 
 

  ارسال نظرات














برای ديدن نظرات ديگران در مورد اين مطلب اينجا را کليک کنيد.

 
 

موسیقی زیر زمینی - بخش سوم: رپ

 

موسیقی زیر زمینی - بخش دوم: راک، متال و تلفیقی

 

موسیقی زیر زمینی - بخش اول: پاپ

 
 

پذیرش «رپ» به عنوان سبک موسیقی
گفتگو با عبدالجبار کاکایی، عضو سابق شورای ترانه وزارت ارشاد
بحر طویل؛ رپ ایرانی
طبقه‌بندی مفاهیم موسیقی «رپ» فارسی - ویرایش اول
از مفاهیم عرفانی تا داف فانتزی، نگاهی به ترانه‌های رپ فارسی
رپ، ارائه تصویر تنزل‌یافته از زن و رفتار جنسی نوجوانان امریکا
هیپ‌هاپ واقعی و رپ‌خوانان سفید
گرافیتی؛ نمونه دیوارنگاری شهر تهران
نمونه ترانه رپ - کمک
نمونه ترانه رپ - وطن پرست
نمونه ترانه رپ - صلح تویی
نمونه ترانه رپ - سفری بی انتها
نمونه ترانه رپ - شهر گمشده
نمونه ترانه رپ - ایران ما
نمونه ترانه رپ - انرژی هسته‌ای
نمونه ترانه رپ - اختلاف
نمونه ترانه رپ - بنزین
نمونه ترانه رپ - اذان
نمونه ترانه رپ - سصید ۳۰۰
نمونه ترانه رپ - فرق آدما

 
 

برترین‌های رسانه‌ای سال

 


جستجو :

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]

مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.

 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 
 

© Copyright 2002-2007 7sang Persian E-zine