English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- توقف فعالیت‌های گروه اینترنتی هفت سنگ
- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!


 
 

  تلویزیون


بازنمایی جنسیت و قومیت در شبهای برره

 

   

نظرات خوانندگان  (0)

 

  نويسنده: دکتر مهدی منتظرقائم

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
شب‌های برره را می‌توان یک نقطه عطف در تاریخ طنز تلویزیونی ایران (به‌ویژه در قالب مشهور به ۹۰ قسمتی) دانست. قسمت‌های بسیار سریال و پخش هر شب آن معنای اجتماعی ویژه‌ای به سریال مزبور می‌دهد و قطعا مخاطبان با چنین برنامه‌هایی به شیوه‌های متفاوت با سایر برنامه‌ها و سریال‌های تلویزیونی رابطه برقرار خواهند کرد.
 

مهدی منتظر قائم*

۱. بدیهی است که فیلم‌های تلویزیونی (به‌ویژه سریال) را می‌توان از زوایای مختلفی مانند شخصیت‌ها، روایت‌ها، داستان، گفتار و ... مورد نقد و بررسی قرار داد. در اینجا، ابعاد برنامه‌ای و تخصصی آن مدنظر نبوده و صرفا از زاویه ارتباطات و نقش و تاثیر رسانه‌ها بر فرهنگ جامغعه برنامه مزبور مورد بررسی بسیار اجمالی قرار می‌گیرد. این هدف نیز با تکیه خاص به مفهوم بازنمایی پیگیری شده است.

۲. شب‌های برره را می‌توان یک نقطه عطف در تاریخ طنز تلویزیونی ایران (به‌ویژه در قالب مشهور به ۹۰ قسمتی) دانست. قسمت‌های بسیار سریال و پخش هر شب آن معنای اجتماعی ویژه‌ای به سریال مزبور می‌دهد و قطعا مخاطبان با چنین برنامه‌هایی به شیوه‌های متفاوت با سایر برنامه‌ها و سریال‌های تلویزیونی رابطه برقرار خواهند کرد. حضور هر شبه برنامه در خانه‌های مردم و ضرورت حفظ استمرار نسبی شخصیت‌ها در عین الزام به ایجاد حادثه‌ای نو به مدت ۳ ماه (حداقل درصدی از) مخاطبان را به پذیرش و همزیستی با شخصیت‌ها و حوادث آن‌ها وا خواهد داشت. این سریال به‌ویژه از آن جهت بدیع است که محیط تولید آن نه یک خانه با حدود ۱۰-۱۵ شخصیت بلکه یک روستای نسبتا کامل با بیش از ۲۰ شخصیت اصلی و ده‌ها شخصیت دیگر است. محیط تولید برنامه نه یک مکان استودیویی یا کنترل شده و بسته بلکه یک محیط بزرگ و بسیار نزدیک به محیط طبیعی جامعه است. این تغییر به‌دنبال خود جامعه بزرگ‌تر و همه ساختارهای آن (جنسیا، قومیت و ...) را خواه ناخواه وارد متن اصلی یا جریان زیرین داستان‌ها می‌کند. شب‌های برره مجبور است تا به ساختارهای جنسیتی و قومیتی سروکار داشته باشد و کار خود را در متن این هویت‌ها تولید کند. از سوی دیگر، معنای اجتماعی و محدوده طنز جنسیتی و قومیتی مبهم و ناروشن است و بحران‌های اجتماعی عدیده در گذشته و حال شاهد عدم ثبات نسبی خطرآفرین بودن این عرصه‌ها بوده است. ضمن اجتناب ار اطاله کلام، صرفا اشاره می‌شود که قومیت و جنسیت را باید دو عرصه بحرانی جامعه ایران دانست که در حدود یک قرن اخیر پیوسته محل مناقشه‌های جدی بوده و قبل و بعد از انقلاب نیز به هیچ‌وجه حل نشده است و همچنان شاهد سلطه یک گفتمان سیاسی مسلط و سرکوب ملایم یا خشن گفتمان و رجحان‌های دیگر بوده است. حال آشکار است که هویت جنسیتی و قومیتی بحرانی در جامعه را نمی‌توان به‌دور از خاطرات سیاسی، فرهنگی و فکری بازنمایی کرد - به‌ویژه آنکه توجه کنیم بازنمایی هویت در طنز قطعا حساسیت‌‌انگیزتر است و لاجرم مخاطره‌آمیزتر. به‌طور خلاصه شب‌های برره خواسته یا ناخواسته، خود را با وظیفه بسیار سنگین طنزپردازی در حاشیه (و البته نه در متن) تجلیات هویت‌های جنسیتی و قومیتی (و نیز تهرانی در برابر شهرستانی) قرار داده است. آیا عوامل این برنامه به ابعاد مختلف فرهنگی، اجتماعی و سیاسی کار خود تا حد قابل قبولی وقوف و آگاهی دارند یا نه سوالی جدی است که بنا به نظر اینجانب، آنچنان که از متن قسمت‌های مشاهده شده بر می‌آید، حتی در صورت وجود این آگاهی، محصول نهایی را نمی‌توان آگاهانه و آگاهی بخش دانست.

۳. همانگونه که گفته شد، شب‌های برره در حاشیه هویت‌های جنسیتی و قومیتی حرکت می‌نماید و گفتار و رفتار شخصیت‌ها را می‌توان بازنمایی این هویت‌ها دانست (این هویت‌ها در بندهای بعدی بررسی می‌شود). اما، به نظر می‌رسد یک هویت دیگر برجستگی یافته و بازنمایی هویت‌های دوگانه فوق را تحت‌الشعاع قرار داده و درست به همین دلیل آن‌را جانبدارانه و باز برای تفاسیر مخاطره‌آمیز کرده است: «تهرانی در برابر شهرستانی». متاسفانه در ذهنیت جامعه ما وقتی تولیدکنندگان نمادها و آثار هنری و نمایشی یک دوگانه مجهول و غلط وجود دارد که تهران و تهرانی را (نه یک شهر یا شهرستان یا فرهنگ خاص) فرهنگی عالی، برتر، محوری، مرکزی، مدرن و مثبت می‌داند و دارنده آن (تهرانی) را دارنده همه صفات و حرکات و سکنات متعالی و پیشرفته (از لهجه و گفتار گرفته تا پوشش و سواد و منش و آداب‌دانی و ...). در نقطه مقابل این تهرانی، شهرستانی قرار دارد که قومیت جداگانه‌ای دارد و نیز همه آن صفات مثبت را فاقد است و لاجرم متهم به قومیت خارج از مرکز و غیر متمدن و ...

به عبارت دیگر وقتی تهرانی معیار انسان مدرن است، شهرستانی یک قوم عقب‌مانده تلقی می‌شود. شب‌های برره با اقتباس الگوی «یک تهرانی در یک محیط شهرستانی» تقابل کاراکترها را ابزار طنزپردازی خود نموده و در این مسیر امکان تفاسیر تحقیرآمیز را فراهم آورده است. بطور خیلی ساده، یک و تنها یک تهرانی وارد روستایی با تاریخ طولانی شده و همه چیز ( تغذیه، ازدواج، روابط، هنجارها، باورها و...) را به چالش می‌گیرد و جامعه روستایی برره را با بحران‌هایی جدی روبرو می‌کند. در همه جا ظلم می‌بیند و در عین حال راه‌حل و چاره تخصصی و مدنی را نیز پیشنهاد می‌کند و در واقع رهبری فکری برره را به‌دست می‌گیرد. این عنصر را باید توهین‌آمیزترین انحراف ساختاری سریال دانست. در اصل این تقابل هویتی زیرین است که همه شهرستانی‌ها و اقوام ایرانی غیر تهرانی را مورد هدف قرار می‌دهد. در سریال موارد متعددی تلاش می‌شود تا تهرانی مورد تمسخر قرار گیرد و تعادل در طنزپردازی برقرار شود، اما روشن است که پیروز نهایی این تقابل تهرانی است و مسخره‌کردن وی در واقع تلاش مذبوحانه همان قومیت‌ها برای اثبات خودشان است.

۴. قومیت را ظاهرا باید آشکارترین تقابل هویتی این سریال دانست، خواه قومیت‌ اهالی برره را یک هویت مصنوعی و ترکیبی بدانیم که بازنمایی هیچ قوم ایرانی نیست یا اینکه آن‌را - تا اندازه معنی‌داری - وابسته به یکی از اقوام ایران (به‌ویژه قوم لر) بدانیم. پاسخ به سوال فوق قطعا باید توسط فرهنگ‌شناسان ارائه شود، اما بر اساس برخی نظرات جاری در جامعه، بسیاری از عناصر فرهنگی اشاره به محوری بودن قومیت و فرهنگ لری در شکل‌گیری «هویت برره‌ای» دارد. البته، در صورت صحت چنین نظری، قطعا تحقیق در بین عامه مردم و به‌ویژه رهبران فکری و نخبگان لرها در خصوص نحوه برداشت آن‌ها بسیار ضروری (حداقل بنا به دلایل سیاسی و امنیتی) خواهد بود.

اگر هم بپذیریم که برره‌ای‌ها نماینده هیچ قوم ایرانی نیستند، باز هم می‌توان گفت همه اقوام ایرانی (و منظوره نه فقط غیر فارس بلکه غیر تهرانی) مرجع واقعی برره‌ای‌ها هستند. در این حالت، ساختار سریال از عناصر متعددی که بتواند فرهنگ را بازنمایی کند عاری است و متاسفانه نشانه‌های تصویری و رفتاری آن از تکثر و تنوع لازم برای بهره‌گیری در داستان‌پردازی برخوردار نیست. گذشته از آیین اقوام ایران (غیر تهرانی) چه تلقی و برداشتی از رفتارها و باورها و آئین‌های مسخره‌آمیز و حقارت‌بار «برره» (آن آبادی خارج از تهران) خواهد داشت؟

متاسفانه باید گفت شب‌های برره نیز از آفت «لودگی» و «دون‌فکری» و «مسخره‌بازی» رنج می‌برد و در بسیاری موارد بجای طنزپردازی به سطح یک کمدی سخیف و عوامانه تنزل می‌کند. و وقتی عناصر و نشانه‌ها توسط مخاطبان نه به عنوان «ما»ی قومی‌ (مثلا لرها) بلکه «ما»ی غیر تهرانی، تفسیر و بازخوانی می شود، آیا تحقیر و احساس توهین در ذهن و روح آن‌ها نخواهد نشست؟ هر چند پاسخ با این سوال مستلزم تحقیق است اما به اعتقاد این راقم، قطعا پاسخ مثبت است. این سریال، حداقل این قابلیت را دارد که توسط همه اقوام ایرانی (غیر تهرانی) به نحوی توهین‌آمیز بازخوانی و تفسیر شود. در اینجا، اقوامی که شباهت بیشتری بین خودشان و نشانه‌ها و کاراکتر‌های سریال پیدا کنند قطعا بیشتر حق خواهند داشت چنین تفسیر‌هایی داشته باشند.

۵. بازنمایی زنان در این سریال، متاسفانه، ارائه بازنمایی زن در طنزهای تلویزیونی ایران است و فقط شخصیت‌هایی «ضعیف» و سخیف را نشان می‌دهد. از این منظر شب‌های برره را حتی می‌توان یک گام به عقب دانست؛ سریال‌های دیگر زن شهری را نشان می‌دادند که حداقل در مواقع و مواردی رفتارهایی مدرن داشته‌اند، اما شب‌های برره در محیط کوچک روستا و در زمانی چند دهه عقب‌تر اتفاق می‌افتد و انتظار آن رفتارهایی بعضا مدرن نیز نابجا خواهد بود. به اعتقاد این راقم، طنز در مورد زنان در این سریال تنها به ضرر زنان است و آ‌ن‌ها را در موقعیت‌هایی فرودست و قابل سلطه توسط مردان نشان می‌دهد. آیا تیم نویسندگان و کارگردانی همکار زن دارد؟ تصویر مرد از چشم زن در کجا ارائه می‌شود؟

۶. اصطلاحات خاص سریال نیز نیاز به بررسی جدی دارد. ترویج عباراتی مانند «پاچه‌خاری» را می‌توان محل مناقشه دانست. هر چند رواج عبارت خنده‌دار در جامعه را نمی‌توان فی‌نفسه منفی دانست اما در مواردی می‌توان - حداقل از زاویه دید زبان‌شناسان محافظه‌کار - برخی اصطلاحات را فاقد وجاهت تاریخی، آوایی یا ادبی دانست. آیا می‌توان برخی موراد را نشانه «لمپنیسم زبانی» دانست؟ آیا نزدیک شدن به زبان عامه مردم برای خنداندن آن‌ها نیازمند پیروی از عوام مردم است!؟

۷ به عنوان نتیجه:
شب‌های برره به لحاظ ساختار پا را از حد طنز معمول تلویزیون ایران فراتر گذاشته و وارد محیط نسبتا واقعی و متکثر و متنوع جامعه شده و شایسته است برای جدی‌تر شدن طنزپردازی تلویزیونی این مسیر مورد حمایت قرار گیرد. اما قطعا این حرکت بحران‌ها، چالش‌ها و ظارفت‌های فرهنگی خاص خود را می‌طلبد. برای اجتناب از پیامدهای ناخوشایند فرهنگی و حتی سیاسی و امنیتی باید نحوه بازنمایی طنزآلوده جنسیت و قومیت و نیز هویت شهری را به‌طور جدی مورد بررسی و تحلیل و تحقیق قرار داد.

*. عضو هیئت علمی گروه ارتباطات دانشگاه تهران

 

 تاریخ انتشار:   December 21, 2005 4:01 AM



 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir