English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- توقف فعالیت‌های گروه اینترنتی هفت سنگ
- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!


 
 

  تلویزیون


ما برره‌ای‌ها

 

   

نظرات خوانندگان  (3)

 

  نويسنده: مهمان

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
کتایون کریمی: ما که روزمان بدون قسم خوردن شب نمی‌شود. می‌شود باور کرد که روزگاری در این سرزمین دروغ گویی تا این حد قبیح و زشت بوده است؟ ما به راستی نگران چه هستیم؟ کدام بخش فرهنگ ما قرار است با آمدن برره‌ای ها نابود بشود؟ برره‌ای که خود خود ایران است!
 


هدف من از نوشتن این مطلب دفاع از هیچ فرد یا گروه یا طرز فکری نیست، همان‌طور که قصد محکوم کردن هیچ کس را ندارم. فقط حالا که شنیده‌ام قرار است عده‌ای نظریاتشان را درباره سریال شبهای برره بنویسند فکر کردم شاید بد نباشد چند خطی فقط درباره این برنامه و تأثیراتی که بر من و آدم‌های دور وبرم گذاشته حرف بزنم. من جامعه‌شناس یا روان‌شناس نیستم. کارشناس مسائل اجتماعی هم! برای رد کردن حرف آنهایی که می‌گویند برره بدآموزی دارد هم نمی‌توانم از روی کتاب و مرجع دلیل و برهان بیاورم. اما به عنوان یک دختر دانشجوی ایرانی که در روز با عده زیادی از آدمهای مثل خودم نشست و برخاست می‌کنم می‌توانم به راحتی به هر کس بخواهد ثابت کنم برره حرف مهمی برای گفتن به ما دارد. ما که تمام عمرمان در جوک‌ها و شوخی‌های خودمانی به لهجه‌های مختلف هموطن خندیده‌ایم حالا چه شده که به یکباره تب وطن دوستی‌مان بالا گرفته؟ از فرط غیرت و تعصب برای لهجه‌های واقعی که نکند از لهجه ساختگی آسیب ببینند! لابد فراموش کرده‌ایم که زبان فرهنگ را نمی‌آفریند بلکه فرهنگ خالق زبان است. زبان ما تنها در صورتی به ورطه نابودی کشیده خواهد شد که فرهنگ ما به قهقرا سقوط کند. هرودت درباره اخلاق و آداب ایرانیان می گوید: « ایرانیان از داد و ستد و وام گیری پرهیز می‌کردند تا مبادا در این کار مجبور به دروغ گویی شوند و یا داریوش در کتیبه خویش می‌نویسد خداوند این کشور را از دروغ و دشمن و خشکسالی محفوظ دارد...» ما مگر نوادگان همان ایرانی‌ها نیستیم که دروغ و دغل جزو لاینفک زندگی‌مان شده است؟ ما که روزمان بدون قسم خوردن شب نمی‌شود. می‌شود باور کرد که روزگاری در این سرزمین دروغ گویی تا این حد قبیح و زشت بوده است؟ ما به راستی نگران چه هستیم؟ کدام بخش فرهنگ ما قرار است با آمدن برره‌ای ها نابود بشود؟ برره‌ای که خود خود ایران است! بله. خود ما ایرانی‌های دغل کار چاپلوس و خود پسند که کشورمان را مرکز دنیا و ((چال اسکندرهایمان)) را تنها مایه مباهات و افتخار خود و پیشینیانمان می دانیم.غریبه ها را از سرزمینمان می رانیم و دل به چهار دیواری کوچکی خوش کرده ایم که مهم ترین محصولش نخود یا بهتر بگویم همان نفت است!که برای رشد و رویش تلاشی جز به آسمان زل زدن نمی طلبد...نه جان من.درد ما اصلا این نیست.مشکل ما با برره نیست.ما از این رنج می بریم که دارند خودمان را به خودمان نشان می دهند.وحشت می کنیم و از حقیقت تلخی می گریزیم که بر خلاف تصور ما اصلاح شدنی است.همان طور که از کودکی آموخته ایم صورت مسئله را پاک می کنیم و به طراح مسئله بد و بیراه می گوییم و از او توضیح می خواهیم که:راستش را بگو.منظورت کدام پرتقال فروش بود؟؟؟
نمی خواهم حرفهای من هم به شعار شبیه شود.دوست ندارم جمله هایم پر باشد ازکلمه هایی که شبیهشان را در این مدت فراوان شنیده ایم در باب تعریف و تمجید و ستایش یا نقد و محکوم کردن شبهای برره. اما وقتی دایی بزرگ من که استاد رشته ادبیات فارسی است و در حضورش عامیانه صحبت کردن یا بکار بردن کلمه ((واسه)) بجای((برای)) جرم نابخشودنی محسوب می شود ،روی پیغام گیر تلفن پیغام می گذارد که: (( ...من از بالا برره تماس وگیرم.لطفا وقتی تشریف ویاوردید یک تماس به خانه ما در وکنید...))من یکی با خیال راحت به تماشای (( شبهای برره)) می نشینم و دلم می سوزد به حال آنهایی که سرشان به بحث و جنجال گرم است و سریال را از دست می دهند!

کتایون کریمی

 

 تاریخ انتشار:   December 21, 2005 3:59 AM


3 Comments

az inke natoonestam farsi benevisam ozr mikhaham.man kharej az iran zendegi mikonam.va ta hala in serial ro nadidam.ama seriyale "pavarchin" ro dideh boodam.baraye hamin ham mitoonam baraye khodam in serial ro mojassam konam.
ba katayoon movafegham..
az barkhord ba ayneh nabayad tarsid.

با سلام و عرض خسته نباشيد خدمت اقاي مديري و ساير دستندر كاران اين سريال من يك خواهشي از شما داشتم من چند روزه ديگه تولدمه من از شما ميخوام ايميل آقاي هادي كاظمي رو به من بديد و به اين وسيله شما قشنگ ترين و زيبا ترين و بزرگ ترين هديهي تولد را به من داده ايد ممنون از تمام زحماتي كه براي ما مردم ميكشيد bye

ba arze salam khedmate ahgaye modiri ba tashakor az karhaye ghashnge shoma mikhastam begam ke ye kam tanze shabhaye barare ra bamaze tar konid manoon misham khodafez (movafagh bashid/)


 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir