طنز
گفتهاند که طنز باید تیغ جراحی باشد و نه چاقوی سلاخی. و نیز گفتهاند که تقسیمبندی گونههای مختلف شوخطبعی به طنز و هجو و هزل و فکاهه، کاری دشوار و بیهوده است؛ همین اول کار بگویم که من به این تقسیمبندی معتقدم و طنز را فاخرترین و ارزشمندترین گونهی شوخطبعی میدانم؛ یعنی تبدیل تلخی به نیشخند برای طرح آن تلخی و حتی ارایهی راهحل برای آن.
صدا و سیما
بهعنوان نویسنده و سردبیر برنامههای طنز رادیو اعتراف میکنم که کلمهی طنز برای برنامههای رسانههای دیداری و شنیداری، نام گزافیست؛ دهان بزرگ رسانه و نیز حوصلهی مخاطبی که رادیو و تلویزیون، آدامس گوش و چشم او هستند، نمیتواند طنز واقعی را هضم کند؛ شاید بهتر است خیلی مته به خشخاش نگذاریم برای این اسم؛ همانطور که برای عامه، طنزپرداز مترادف است با لطیفهگو. ایرادی هم ندارد!
مهران مدیری
با این توضیحات، مهران مدیری را صاحبسبک و پایهگذار طنز نوین تلویزیونی در ایران میدانم؛ شاگرد ناخلف داریوش کاردان، از همان ابتدای پا گرفتنش، قوم و قبیلهی خود را از دیگران سوا کرد و هم در سوژه و هم در پرداخت زبانی به مقولهی شوخی، هربار با چهره ای تازه و پررونق روی صفحهی پربرکت سیما حاضر شد. ۷۷ و پاورچین نمونههای خوبیبرای این ادعا هستند ... اما مدیری چند باری هم ناجور به جدول زده؛ و همهی این تصادفها هم بر حسب تصادف، فرمایشات سیاسی دوستان بوده است؛ تمسخر غیرمنصفانهی تحصن نمایندگان مجلس و یا چپاندن آمریکای جنایتکار در قالب شخصیت دو برره نمونههای پیشانیسفید خوبیاند!
شبهای برره
این هم یکی از برگهای برندهی مدیریست؛ کار داستانی و تاریخی با شخصیتهای ثابت؛ برره ظاهرا جاییست با مختصات ایران پرگهر و همهی آن تفاخرها و تخرخرهای تاریخی. جسارت مدیری در شروع یک سریال نود شبی با این ایدهی مرکزی ستودنیست؛ بهویژه آن که مختصات برره آنقدر خوب ترسیم شده که میتوان با تضادها، غافلگیریها و شوخیهای کلامی حالاحالاها جلو رفت.
۱- مدافعان پرتعداد برره، معتقدند این رخدادگاه کنایهایاست از ایران؛ با قومهای مختلف و شخصیتهای نمایندهی هر قوم. اما آیا در ایران یک شخصیت عاقل و مهربان وجود ندارد؟ روزنامهنگار تهرانی که بهجفا عاقلترین شخص وارداتی به برره است، فورا استحاله شده و در هیات آدمی کاسب و شیاد ظاهر میشود؛ در برره هیچ عاطفهای میان زن و مرد وجود ندارد؛ هیچ آدم عاقلی هم. همهی روابط مبتنیست بر کسب قدرت و پول.
۲- بر این باورم که مدیری برای خنداندن مخاطبانش سنتها، لهجهها و نفاوتهای فرهنگی اقوام مختلف ایرانی را به تمسخر گرفته؛ شخصیتهای وحشتناک برره، بزرگترین بهانهی نسل جدید هستند برای تمسخر مولفههای فرهنگی هر قوم در ایران. بهویژه معتقدم زبان بررهای که لابد بر حسب تصادف به زبان لری نزدیک است، و البته بزرگترین دستمایهی آفرینش شوخیها در این مجموعه، نشانهی فقر نویسندگان این سریال در ساختن شوخیهای هوشمندانه است. و نمیتوانم بپذیرم که برای خنداندن ملت شریف، باید دست به هر کاری زد.
۳- ژست نمیگیرم که طنز نودشبی باید پیام اخلاقی را هم به ناخوداگاه یا هرجای دیگر مخاطبش تزریق کند، اما معتقدم که لااقل نباید پیامهای غیراخلاقی دستمایهی خنداندن باشند؛ در برره به افتادن یک کور در حوض میخندند و لابد میخندیم!
پیام اخلاقی!
ما از انشای خود نتیجه میگیریم که رسانهی ملی، بهخاطر آمار رویایی مخاطب نود درصدی این سریال، در بسیاری از خطقرمزهای موجود در برنامههای طنز، سهلانگاری کرده. باید از مسوولان سازمان صدا و سیما پرسید که چرا قویترین ابزار عبور از خط قرمزها (طنز) را به چاقویی دولبه برای افزایش سبکسری و سهلانگاری تاریخی ایرانیها در احترام به فرهنگهای قومی تبدیل کردهاند؟ مهران مدیری پایهگذار سبک جدیدی از طنز تلویزیونی شده که در انتهای راه، میتوان به همهچیز و همهکس خندید.
آقای سمیعی عزیز!
حتما در تجربه های کتابخوانی برایت پیش آمده که چیزی را بخوانی و بعد به خود بگویی:آره منم همین رو می خواستم بگم.
متن تو برای من واجد این تجربه بود.هم سنجه ها و عیار نقدت مشخص بود و هم به بیانی متین نوشته شده بود
سلام آقای جلال انتقاد جالبی بود ولي کار مهران مديري به چه علتي از نظر شما معيوب است؟ چون به تحصن نمايشي و مسخره نمايندگان مجلس خنديدن برحسب تصادف يک بار هم که شده مخالف با آرمانهاي انقلاب و ريختن آب در آسياب دشمن نبود؟ و پي گرد قانوني نداشت؟ يا چون ارادت خاصي احتمالا به آمريکا و لابد دو برره داريد؟ يا حس ناسيوناليستي اليگودرزی شما شباهت لهجه برره با لری را کشف نمود؟ که البته من هرچه گشتم شباهت چنداني پيدا نکردم. به هر صورت من سريال شبهاي برره را فکاهي و در عين حال سالم ميدانم
سلام جلال عزیز،
درست است. متین و بیجنجال نوشتی و همین آدمو ترغیب میکنه که بیشتر به چیزایی که گفتی فکر کنه.
در ارتباط با یک ایرادی که گرفتهای نظر من این است که برره مساوی با ایران نیست. من به هیچوجه نمیتونم بپذیرم که ایران یعنی برره! به شعور همه توهین میشود با پذیرفتنش. و اصلن در آثار هنری اینجور مقایسههای سرراست و مستقیم جایی ندارد. هنر پر است از عناصر ذهنی و خیالی و واقعی و اغراقشده و حقیقی و شهودی و درضمن اشتباه! (هنرمند هم مثل همهی آدمهای دیگر اشتباه میکند آن هم چه اشتباهاتی!) آثار هنری هیچوقت نمیتوانند آیینهی تمامنمای یک جامعه باشند. مخصوصن جامعهی ایران که بسیار بزرگتر و پیچیدهتر است از این حرفهاست. برره زشتیهای ایرانی را در خود دارد بهاضافهی هزار تا چیز فانتزی و اغراقآمیز و عجیب و غریب دیگه.
(این نظریه فهم و شعور جدید من است و نتیجهی دقت بیشتر بنده در مورد برره!)
در ضمن من هیچوقت تمام شخصیتهای بررهای را کاملن بد و تنفربرانگیز ندیدهام! شاید هم اشکال از دید من است!
یه طنز خنده دار قدیمی هست که می گه: بخواب لحاف یخ کرد!
در مورد اون تیکه که راجع به مدیری نوشتی باید شدیدا بکومت و بگم تو از کجا مطمئنی که فرمایشات سیاسی دوستان بوده؟
از کجا می دونی؟
خجالت بکش که قلمتو این جوری به کار بردی.چیزی رو طوری بیان کردی که انگار ازش مطمئنی ولی نیستی چون کاملا اشتباه میگی.مهران مدیری آدمی نیست که زیر بار فرمایشات سیاسی بره.تو بر اساس توهمات صحبت نکن .چه میدونی واقعیت چیه؟نمی خوام بگم مدیری رو مجبور کردن اون قسمت تحصن رو بسازه می خوام بگم که مدیری خودش با انتخاب خودش اون قسمت رو ساخت چون درست هم گفته بود خیلی تحصن مسخره ای بود.توی این مملکت هزار اتفاق افتاد و آقایون هیچیشون نشد ولی تا خودشون رد صلاحیت شدن یادشون اومد که باید تحصن کرد.یک بار دیگه هم بهت میگم خجالت بکش.واقعا خجالت بکش.
بار آخرت باشه که با قلمت به یکی توهین می کنی.وقتی چیزی رو نمی دونی تو رو خدا اظهار نظر نکن.
این خیلی نامردیه که یکی دقیقه ای آنقدر دریافتی داشته باشد که یک کارگر در چند سال با بیل زدن که زیاد هم آسان نیست که بتوانی او را درک کنی
وگرنه برره مهم نیست کجا باشد و چه بگوید!
gonde bak fek mikonam bache tar az oni ke ragebe ostad modiri matlab benvisi aval boro ye dowre shagerdisho bekon bad hanooz vasat khili zoode ragebe tanz harf bezani akhe hichi saret nemishe midoni az neveshtehat fahmidam bay jooje
Hello adderall xr