سمبولیسم
برره یک نماد است، یک سمبول. البته این نمادپردازیها در قسمتهای نخست بیشتر به چشم میخورد و کار متفاوتی را ارائه داده بود اما هر چه گذشت با افزایش اعتراضهایی که پایه و اساس درستی نداشت این نمادها کم رنگ شد و برره شاید حالا دیگر کمی از آن ناکجاآباد سمبولیک دور شده باشد، خوشبختانه به دلیل اینکه طرح این سریال بر اساس این نمادها شکل گرفته بعضی از این نمادها قابل حذف نیستند.
به نماد یا سمبول در شعر سمبولیک و شباهتهای آن با متن و ریتم شبهای برره خواهم پرداخت. اصل کلی مکتب سمبولیسم در شعر این است که میگوید: "شعر عبارت است از تجسم محسوسات و احیای نفسانیات نه از راه درایت و بیان ماوقع. شعر حقیقی میبایستی هرگونه احساسات را مستقیما انتقال دهد. یعنی اینکه نه فقط بایستی بیان و تقریر باشد بلکه مانند سیم تار یا هر آلت موسیقی دیگر که با نواختن مضراب بر سیم معین صدای مطلوب ایجاد میشود میباید دارای قدرت الهام و تلقین باشد."
نمادپردازی در شبهای برره از لحاظ هنری به همین منظور مورد استفاده قرار گرفته است. یعنی نمادها معانی را مستقیما انتقال میدهند حال یا مخاطب به معنی نماد پی میبرد یا پی نمیبرد، حالت متوسطی وجود ندارد یعنی اینکه این امکان نیست که معنی تضعیف شدهی نماد به مخاطب منتقل شود. پس یا معنی کلی منتقل میشود و یا هیچ. البته این "هیچ" کمتر برای مخاطبی اتفاق میافتد چون تلاش شده نمادها واضح باشند.
در شبهای برره هم مانند دیگر آثار مدیری اصلا جنبه خطابه وجود ندارد هر چند آن انتقادهای بی پایه و اساس بعضی جاها مدیری را به سمتی هدایت کردهاند که از سبک خود دور افتد. اما همچنان شبهای برره بیشتر از اینکه درس بدهد، الهام و تلقین میکند.

مالارمه میگوید: "هرگاه شیءای را بالصراحه نام ببریم سه قسمت از چهار قسمت لذت شاعر را که کم کم از طریق تصور وبعد ادراک به او دست میدهد حذف کردهایم در صورتی که تلقین کردن و منبع الهام شدن رویا و احلام شیرین زوال ناپذیری است."
در متن شبهای برره سعی شده برای هر شیء و رویدادی یک نماد در نظر گرفته شود و بدین ترتیب مخاطب خود باید به منظور اصلی نویسندگان دست یابد و بدین طریق آنها مخاطب را از مراحل تصور و ادراک خود در یافتن معنی مورد نظر بی نصیب نکردهاند و شیرینی مراحل کشف مفهوم نماد را برای او باقی گذاشتهاند.
ریتم
شعر تلقینی و مرموز و یا به طور کلی سمبولیک علاوه بر اینها بایستی موزیکال هم باشد یعنی روح و لحن موسیقی داشته باشد. موسیقی همان گونه که از تلقینیات شعرا برخوردار بوده خود نیز توانسته منشاء الهام و دستیار آن ها قرار گیرد.
موسیقی در شعر سمبولیک همان نقشی را بازی میکند که ریتم در یک اثر تصویری. حال همین ریتم در آثار مدیری به نویسندگان هم منتقل شده، نوعی بده بستان بین اجرا و متنها به وجود آمده است. نویسندگان متنها را بر اساس ریتم خاصی مینویسند و این ریتم در کارگردانی کار، اجرا میشود و خود این "ریتم اجرا شده" منشاء الهام و دستیار کار نویسندگان در نوشتن متن های بعدی قرار میگیرد.
موسیقی منبع قدرت بیانی در ایجاد نفوذ و تلقین محسوسات و مدرکات است .شعرا دائما در این فکر بودهاند که هنری به وجود آورند تا صورت و لحن کلمات همان تاثرات موسیقی را بدون اینکه منطق معرفت و دانش در آن مداخله نماید، در ذهن خواننده ایجاد نمایند. با شیوه فوق مثل اینکه میخواسته اند شعر بیشتر جنبه "اوراد" را داشته باشد وطالب تاثیر روحی آن بودهاند. حال میتوان گفت که نوع بصری همان هنری که شعرا به دنبال به وجود آوردن آن بودهاند در کارهای مهران مدیری بسیار به چشم میخورد و آن اینکه معانی موجود در اثر بر اساس ریتم موجود منتقل میشوند نه بر اساس منطق معرفت و دانش.
این شاید بهترین پاسخ باشد به کسانی که مدام در همه آثار هنری به دنبال مفاهیم آموزنده و از آن بدتر مستقیما آموزنده میگردند. در شعر سمبولیک و حالا در اینجا در اثر تصویری سمبولیک بدون اینکه دانش و معرفت مداخله کند باید ریتم بخصوصی وجود داشته باشد که لذت هنر را به بیننده بچشاند و تاثیر خودش را بر روح مخاطب و ضمیر ناخودآگاه او بگذارد. ما نباید فقط چیزهایی را قبول داشته باشیم که مستقیما و بدون واسطه به ذهن میآیند. همیشه چیزهایی وجود دارند که فهمیدهایم اما نمیدانیم که فهمیدهایم و این فهم ناخودآگاه در رفتارها و نگرش ما در آینده بروز خواهد کرد. تاثیرات روحی در هنر بسیار مهمتر از منطق و دانش است.
متاسفانه انتقادهایی که بر شبهای برره وارد شده است این اثر را از اصول هنریش کمی دور کرده است. هر چند بعضی از این انتقادها درست بوده است و اصولا همیشه انتقاد لازم است اما در اکثر این انتقادها یک روح خشک وجود داشته و کمتر به مسائل هنری پرداخته شده است.
اسکیپیسم
اسکیپ(scape) در زبان انگلیسی به معنی فرار کردن است و اسکیپیسم یعنی فرار از قیود کهن و دشواریهای گذشته. اسکیپیست میخواهد در جهان هنر و ادب محدودیتها و قیود آزادی کش را ریشه کن کند و بتهای فرتوت وبدعتهای غیر معقول قدیم را در هم شکند.
اسکیپیسم میگوید: "قیودی که ادبیات و هنر را در گذشته محدود و نارسا میکرد و مانع تجلی احساسات به حد کمال میشد باید از میان برود واز هنر و ادبیات رفع نقص گردد تا شعر و هنر به حد کمال برسد."
اگر اشتباه نکنم در یکی از نقدهایی که بر یکی از آثار مدیری شده بود چیزی شبیه به این آمده بود که "کمبود وقت باعث ایجاد سبکی در کار مدیری شده است."
این سبک به وجود آمده شاید بسیار به اسکیپیسم شبیه باشد. مدیری با مخاطب خود زیاد رودربایستی ندارد و خیلی از کارهایی را که ما فقط در جمعهای دوستانه و صمیمی انجام میدهیم جلوی دوربین انجام میدهد. میکروفونش هم که اکثر مواقع از بالای قاب در تصویر میافتد. حال میشود گفت مهران مدیری هم در طول این سالها یک اسکیپیست بوده است که خیلی به خودش آزادی داده و چیزهایی را که بسیاری دیگر برای ساخت آثارشان به آن اهمیت میدهند، بدون توجه رها کرده و از همه مهمتر این که آنچه مدیری رها کرده زیاد به کلیت اثر لطمه نزده و او را فردی بی دانش نشان نداده و این بدین معنی است که این مدیری نبوده که به آن چیزها اهمیت نداده بلکه آن چیزها بودهاند که اهمیت نداشتهاند به آنها توجه شود. یعنی آنها فقط قید و بند و محدودیت بودهاند نه یک مسئله قابل اهمیت. این را دیگرانی که میخواهند به خیلی چیزها اهمیت ندهند باید بدانند که فقط باید به چیزهایی را بی توجه بود که واقعا بی اهمیت هستند و محدویتهای بیجا قلمداد میشوند. ممکن است تصور شود که این سبک را کمبود وقت ایجاد کرده نه مهران مدیری. درست است اما این کمبود وقت را هم خود مدیری برای خودش ایجاد کرده است. او میتوانست مثل خیلیها پیش تولید زیادی داشته باشد اما همیشه از پیش تولید فرار کرد.
همه چیز در تعاریف جا شد

ممکن است تصور شود در متن فوق برای برشمردن اثر مدیری به عنوان یک اثر سمبولیک و اسکیپیک بزرگنمایی شده است. خود من هم زیاد دوست نداشتم همه چیز را در قالب تعاریف بیاورم اما واقعیت این است که اثر مدیری فارغ از تلاش من، خودش در قالب این تعاریف جا میگیرد. بر خلاف برخی موافقان و مخالفان و حتی گاهی خود مدیری که آثارش را صرفا در جهت سرگرمسازی و مفرح بودن موفق میدانند و بسیار در ثواب دور کردن مخاطب از مشکلات روزمره توسط یک اثر شیرین قلم فرسایی میکنند، معتقدم که غیر از سرگرمسازی و مفرح بودن میتوان اثر مدیری را در تعاریف هنر هم جا داد. ممکن است اسکیپیسم زیاد مقبول همه نباشد چون شاید برخی که آثارشان در هیچ تعریف هنری جا نمیگیرد از اسکیپیسم سوء استفاده کرده و اثر خود را از این نوع قلمداد کنند هر چند نام فرار هم بر این سبک گذارده شده اما باید توجه داشت که این سبک فرار از قید وبندهایی است که به غلط برای هنر ایجاد شده نه فرار از کم دانشیها. من هم تاکیدی روی آن ندارم هر چند بسیار سعی کردم تا تفاوت اسکیپیسم منطقی و درست مدیری را با دیگران توضیح دهم. بیشتر تاکید من بر روی سمبولیسم است که مسلما طرفداران بیشتری خواهد داشت مصداق حرف من هم این است که بین آثار مدیری "پاورچین" و "شب های برره" که در تعریف سمبولیسم جا میگیرند از دید خیلیها عمیقتر به نظر میرسند.
مسئله قابل اهمیت دیگر این است که اگر اثری در یک تعریف هنری جا شد این بدان معنی نیست که اثری کامل است و کیفیت قابل توجهی دارد، همان طور که ممکن است شاعران زیادی باشند که سمبولیک شعر بگویند اما همه آنها در یک سطح قرار نمیگیرند. آثار مدیری هم اگر چه در تعاریف جا شد اما در قسمتهای مختلف دچار شدت و ضعف است ولی مسئله بسیار مهمی که به چشم میآید این است که اثر مدیری به عنوان یک اثر سمبولیک علاوه بر اینکه در تعریف عمومی سمبولیسم جای میگیرد به تعاریف بزرگان این سبک هم بسیار نزدیک است.
هنگامه مهرآزاد
خیلی مطلب خوبی بود. البته سمبولیسم میتواند یک تیغ دولبه هم باشد. مخصوصن در جامعهی ما که سانسور بیقاعده و خودسانسوری بیداد میکند.
سمبولیسم اگر در حالت شاعرانهاش و نه فقط برای گیرنیفتادن در سانسور و خودسانسوری بهکار برود هنر است.
در مورد اسکیپیسم هم تابهحال نشنیده بودم! جالب بود. البته با این تعریفی که کردهاید پسوند ایسم بهش نمیچسبد چون مفهوم ثابتی ندارد و بیشتر یک نوع سلیقهی هنریست تا ایسم.
و در مورد کارهای مدیری هم درست است...مهران مدیری در کارهاش خیلی ایدهآلیست نیست و با حداقل امکانات هم کارش را میکند. اصل برای او آن روح هنر و شوخطبعیست.
ممنون بخاطر مطلب آموزنده و زیبای شما.
یا حق
مطلب شما خيلي نو بود و از ديدگاه جديدي به شبهاي برره نگاه شده كه خيليها متوجهش نبودند
همينطور قابل توجه براي دوستاني بود كه فقط به دنبال عيب جويي از اين مجموعه هستند
با آرزوي موفقيت براي شما
با عرض سلام و تبریک عید قربان من گاهی مواقع چیزهایی مینویسم . میخواستم خواهش کنم تا شماره تلفن یا فکس اقای مدیری را برایم بفرستید تا مطالب طنزم را به ایشان برسانم .یا شماره تلفن و ایمیل من را به اقای مدیری برسانید. قربان شما ...عیدتان مبارک..موفق باشید.... م/ح/ش شعبانی کرمان-0341-3414389
salam aferin be in honar agaei mehrane modiri kheili ali ast shab haie barare mowafag bashid we mibusametan man farshid hastam az afgahnestan hastam we mogime alman shahre hamburg hastam
پوههههه ه پک چه حالی دروکردم
aghay modiri ma doosetoon darim va dar in ghorbat tanha dekhoshimoon hamin barnamehay shomas,vahamash negarane in hastim shbhay barareh tamoom beshe ma chekar konim doosetoon darim hamintor hamy bazigaran va tamame goroohe poshte sane khaste nabashid
mitra