English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- در سوگ استاد منوچهر احترامی، طنزپرداز و نویسنده کودکان
- هیاهوی گنجشک‌ها در برف
- سریال‌های تاریخی و نقش خلاقیت
- «مُرده‌هایی چنین سرزنده!»
- تاریخی که با اخلاق ساخته شد
- سریال‌های تلویزیونی تاریخی
- هفتمین سال هفت سنگ
- «پارس بانو»، زیارتگاهی برای زرتشتیان
- فراخوان جایزه ادبی والس برای رمان‌های منتشر نشده
- به گمانم روز هفتم بهار بود
- شعر: ساعتی تنها شدم
- بامدادی چشم و چراغ وردپرس فارسی است
- کلاهم را برمی‌دارم، به نشانه‌ احترام
- بامدادی: هر کسی گاهی پایش می‌لغزد
- «بامدادی» من را با خودش کشاند
- با همین پرستوهایی که آمده‌اند، برمی‌گردیم!
- مثل ماه شدی...!
- سه ديدار با مردی كه از فراسوی باور ما آمد
- بار دیگر مردی که رفت...
- تذکره‌ی خوابگرد!
- یک گوشه‌ی پاک و پر نور
- چرا باید خوابگرد را خواند؟
- پدرخوانده‌ای که داخل «گیومه» اتفاق افتاد
- انتشار ویژه‌نامه معرفی برترین‌های رسانه‌ای سال ۸۶
- بررسی نشریات برگزیده ‌سال هشتاد و شش


 
 

  تلویزیون


برره کجاست؟!

 

   

نظرات خوانندگان  (16)

 

  نويسنده: مهمان

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
الف_ آزاده: موضوع «توهین» و کم ظرفیتی ما ایرانیان در نقدپذیری به فرهنگ‌مان برمی‌گردد که مردمان شرطی شده‌ای هستیم که آماده‌ایم تا کوچکترین اشاره و تلنگری را توهین به خود، قومیت، فرهنگ گذشته و آداب و رسوم‌مان تلقی کنیم. خواه این تلنگری باشد به آن دسته از رسوم پوسیده و دست وپا گیری که روز به روز محدود ترمان می‌کند و بین‌مان فاصله می‌اندازد و چه بسا ما را در نظر مردمان دیگر، خرافاتی و عقب‌مانده نشان می‌دهد.
 

بزرگترین و هوشمندانه‌ترین نوآوری خالقان " شبهای برره "، خلق فضایی خیالی و غیرواقعی است به نام سرزمین " برره " که در " پاورچین" خلق شد.
این هوشمندانه بودن به چند دلیل است:

1- طراحان این برنامه کودک درون خود و مخاطبا‌ن‌شان را به خوبی می‌شناسند. آنها می‌دانند که برای موثر بودن هر حرفی، نخست گوش شنوایی لازم است. پس در قدم اول باید برنامه‌ی ساخته شده، دیده شود و مخاطب خود را جذب کند. پس باید به دنبال زبان مشترک و قابل فهمی برای همه بود که در عین حال جذابیت داشته باشد. اینجاست که کودک درون‌مان به کمک‌مان می‌آید. همه‌ی ما از دوران کودکی‌مان قصه‌ها و فیلم‌هایی را به یاد داریم. و معمولا جاودانه ترین‌شان در ذهن‌مان، آنهایی هستند که به نوعی ما را از واقعیت جدا می‌کنند و به فضای خیالی خودشان می‌برند. حتی در بزرگسالی هم عاشق فیلم‌های خیالی هستیم که خودمان را به فضای غیرواقعی‌شان پرتاب کنیم و تا آنجا که می‌توانیم همراه قهرمانان داستان خیال پردازی کنیم. چون در این فضا، هر غیرممکنی ممکن می‌شود و چیزی مانع از این امر نخواهد شد.

2- در این فضای خیالی، امکان بیشتری برای طرح مسائل مختلف، از جمله مسائلی که در واقعیت نمی‌توان به آنها پرداخت وجود دارد. همچنین این وقایع می‌توانند تا حدودی اغراق آمیز هم باشند.

3- محدودیت زمانی و مکانی ندارند.

4- چون قهرمانان این دنیای خیالی هم عجیب و غریبند و از «خود» واقعی‌مان فاصله دارند، با خیال راحت‌تری نظاره‌شان می‌کنیم و چون در اینجا قرار است ایرادهای ما را گوشزد کنند، در مقابل‌شان احساس خطر کمتری می‌کنیم و راحت‌تر با آنها کنار می‌آییم...
از طرفی، بزرگترین نقطه ضعفی که می‌توان بر این مجموعه گرفت و در انتقادات هم معمولا به عنوان اصلی‌ترین ضعف برنامه به آن اشاره شده است، طراحی‌ای است که فضای یک «روستا» را القا می‌کند که می‌تواند بهانه‌ای برای توهین به روستائیان باشد.
اخیرا در نقدی بر این مجموعه نوشته شده بود که رقص‌های محلی ایران مورد تمسخر قرار گرفته است. اگر منظور مثلا رقص‌های گروهی، مثل رقص با چوب باشد که در مراسم عروسی برره‌ایها انجام شد، باید پرسید کجای این رقص‌ها توهین و تمسخر بود؟! تنها رقص‌های خنده‌دار آن رقص سالارخان و شیرفرهاد بود که من درآوردی بود و اشاره به هیچ رقص محلی‌ای نداشت.


موضوع «توهین» و کم ظرفیتی ما ایرانیان در نقدپذیری به فرهنگ‌مان برمی‌گردد که مردمان شرطی شده‌ای هستیم که آماده‌ایم تا کوچکترین اشاره و تلنگری را توهین به خود، قومیت، فرهنگ گذشته و آداب و رسوم‌مان تلقی کنیم. خواه این تلنگری باشد به آن دسته از رسوم پوسیده و دست وپا گیری که روز به روز محدود ترمان می‌کند و بین‌مان فاصله می‌اندازد و چه بسا ما را در نظر مردمان دیگر، خرافاتی و عقب‌مانده نشان می‌دهد.
با اینکه از موقعیت امروزمان باخبریم، هنوز در هر بحثی، تمدن چند هزارساله مان را به رخ می‌کشیم و اینکه چه گذشته‌ی پرباری داشته‌ایم. فارغ از اینکه «امروز» در کجا ایستاده‌ایم، با اینکه ادعای مسلمان بودن‌مان گوش فلک را کر کرده، چه جایگاهی داریم و چه میزان از فرهنگ غنی گذشته‌مان را حفظ کرده‌ایم؟

از طرفی یاد نگرفته‌ایم که فقط ظاهر قضایا را نبینیم و کورکورانه تقلید نکنیم. پس این می‌شود که کوچکترین حرکتی از سوی بازیگران این مجموعه، تبدیل به بدآموزی می‌شود و ما هم گناه را به گردن سازندگان این مجموعه می‌اندازیم.
البته حق با ماست! چون سازندگان برنامه، کمی از اغلب مردم جامعه‌شان جلوتر بوده‌اند و صبر نکرده‌اند تا ظرفیت و بلوغ فکری جامعه به حد لازم برسد. و متاسفانه این عدم ظرفیت و عدم رشد و بلوغ فکری، به مردم عادی محدود نمی‌شود. قشر فرهنگی و تحصیل کرده و به اصطلاح «روشنفکر» جامعه هم با کوچکترین انتقادی، از طریق کانون و اتحادیه و صنف خود، اقدام به اعتراض و شکایت می‌کنند. چون متاسفانه به زامبولی‌ای دچار شده‌ایم که با آب سرب فرهنگ و مطبوعات هم قابل درمان نیست. چون به تقلبی نبودن همان سرب و آب سرب هم اعتمادی نیست!...

این سریال با زیر ساختی بسیار قوی و فکرشده شروع شد و بسیار حساب شده جلو آمد. در واقع فرستنده خوب عمل کرد و بیشترین عیب از گیرنده‌هاست. عده‌ای این مکان خیالی و تمثیل‌های آن را درک کردند و عده‌ای دیگر هنوز درگیر همان سطح ماجرا هستند و هنوز مخلوطی از پوشش مناطق مختلف ایران و لهجه‌های گوناگون ایران را که به شکل لری- برره‌ای، ترکی- برره‌ای، اراکی- برره‌ای و... است و می‌تواند نماد ایران به شمار رود را توهین به اقوام و لهجه‌های مختلف می‌دانند.

عده‌ای که گیرنده‌های قویتری دارند، این نکته‌ی ظریف را درک کردند که برره‌ا‌ی‌ها و رفتارشان می‌تواند نمادی از ما و جامعه‌مان یا هر جامعه‌ی مشابه دیگری باشد، ولی الزاماً خود ما نیستیم. و عده‌ای دیگر آنقدر برره‌ای‌ها را به خود شبیه دیدند و آن را باور کردند که معتقدند به «خود» آنها و جامعه‌شان توهین شده است! _ معلوم نیست تا کی خالقان بینوای برره باید به عناوین مختلف به ما یادآوری کنند که برره مکانی خیالی است که روی نقشه‌ی ایران وجود ندارد و مردمان عجیب و غریبی دارد که «گونه‌ی نادری از جانداران» خوانده می‌شوند؟!

بله، رفتارهای زشت را باید تقبیح کرد، نه تقدیر و تمجید. یا این احوال اگر دادن لقب «هجو» به این برنامه باعث آرامش عده‌ای می‌شود، در هدف نهایی این برنامه تاثیری نخواهد داشت.
به هر حال، اولین قدمها برای شروع چنین نقدهای صریحی، توسط آقای مدیری و گروه‌شان برداشته شد و به نظرم، همیشه مهم‌ترین و اصلی‌ترین چیز در هر کار، شروع آن کار و برداشتن قدم اول است.
اگر این برنامه در بدبینانه‌ترین حالت ممکن، هیچ نکته‌ی مثبتی هم نداشته باشد، به خاطر شروع نقد صریح و شجاعت در این کار و «تلاشی» که در این راه دارد، قابل تقدیر است، حتی اگر نتواند به هدف اصلی که مَد نظر سازندگانش است دست پیدا کند.


و چه زیباست جمله‌ای از دکتر "عبدالحسین زرین کوب" که می‌گوید: «مرغ چون به پرواز درآید، اگر هم به آسمان نرسد، این قدر هست که پایبند زمین نمی‌ماند.»

الف_ آزاده

 

 تاریخ انتشار:   December 21, 2005 3:57 AM


16 Comments

nazarat lotfan

فیلم برره مثل چند تا فیلم دیگه داره به فرهنگ و زبان بعضی ها توهین جدی میکنه. مثلا در این فیلم یه آدم باهوش از شهری به اسم تهران اومده که فارسی حرف میزنه و بقیه مردم هم که افرادی نادان هستند به لحجه ای متفاوت از لحجه مرد تهرانی حرف میزنند. این یعنی یک تهرانی یک آدم باهوش هست و بقیه مردم ایران که به زبان و لحجه های متفاوتی حرف میززنند احمق و کودن. مثال دیگر که بسیار آشکار است بدین قرار میباشد که یه فرد ترک زبان با لحجه خود به فارسی حرف میزند که در این فیلم به آدمی احمق تر که پاچه خواری میکند تبدیل شده است. در این فیلم آیا واقعا نیازی به استفاده و توهین به زبال و فرهنگ دیگری بود؟ آیا توهین کردم یک نوع انتقاد است؟

متاسفانه مردم ما از هر چیزی قسمت بد آن را برداشت میکنند . آقای مدیری به بعضی ها نشان داد که مردم ما احمق نیستن بلکه از مشکلات جامه و............. سر در میاورند .

شبهای برره برای سر گرمی ودلخوشیایرانیهاخوب است چونکه چیزیدر تلویزیون ندارندتاخودشان را سرگرم کنند 18دیماه84امیر خوش باشید

barare kheyli khobe daste mehran dard nakone

Barkhalaffe anche bavarreh aghlabbe ma mardom hast, ma Irooni ha khayli ham taghat shokhi va tamaskhor ra darim! Tammomeh tarikhe ma mamlov az enteghad va tamaskhorreh hokoomathaye jadid az ghabli va nafy on, va dar natijeh, tamaskhorre ma mardom va zahamatte salhaye motemadi annan, zeere solteye in hokomathast. Baz ham , barkhalefe anch gofteh shodeh, Barrareh, ham "zaman" darad va ham "makan". Zaman, zamanneh hokomat Reza Shah Kabir, va makan, paytakht Iran bastan va markaze farhang asil Parsi hast, bedoone aloodegi ba tahmil Aarab. Aghaye Mehran Modiri honarmand besyar ghabel va ba arzeshi hastand, vally aykash be andazehe vosaatte honareshan, shojaat ham az khod neshan midadand. Bejaye inke "Shirre Parsi" ra be "Boz" tabdil konnand, mitoonestand yeky az oon "Kharr" haei ke savar mishan vasat shahr begzarand.

barare keshvari ke dar an ckn'd ld ;kdl

barnamekhobiastmakhsosanshirfarhad

besyar jaleb va besyar zirakane va ba mafhoom ast faghat bazi az ma tahamole khodemoon ro dar in seriyal nadarim.az aghay modiri man va khanevadeam khyli moshakerim omidvarim ba shenidan ya khndane bazi mataleb del sard nashavand ke hatman ham intor khahad bood az samime ghalb shoma va digar dastandar karan radoost darim va arezooy movafaghiyat baray shoma va goroohetan darim .
dorood bar shoma
payande bashid.

man dar canada zendege mekona chan mahe omadam vale ta vaghte iran bodam shabhay bararo mededam va lezat mebordam omidvaram hameshe aghaye modiri va dast and karaneshan movafagh bashan va hamesh salamat peroz va movafgh bashan
mamnonam
faranak

barare behtarin ast.......

با ارض سلام برنامهءعالي است

با سلام به شما زحمت کشان به نظر من برره دیگر مانند خود را نخواهد داشت زیرا در طول تاریخ طنز هرگز کسی مانند ان را ندیده

چون برای ما ایرانیها هر گونه تفریح ممنوع میباشد پس این گونه برنامه های طنزی بسیار خوب بید

Hello adderall xr


 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir