چند مسئله به عنوان وجوه اصلی انتقاد نسبت به اين برنامه مطرح میشود.
يک مسئله در مورد لهجههاست که روی آن تاکيد میشود و نه فقط در مورد اين برنامه بلکه در مورد همه برنامههايی که رنگ و بوی طنز دارند مطرح میشود. هميشه اين مسئله مطرح میشود که يک لجهه به سخره گرفته شده؛ من اصولا نمیدانم اين تقدس لهجه از کجا آمده است. يعنی ما چرا عادت داريم بعضی چيزهايی را که البته خوب و ارزشمند هستند فوری برای آنها لباسی از تقدس بدوزيم و در مورد هر گونه انتقادی آسيبپذير بکنيم.
يک نگاه به تاريخ ادب فارسی به ما نشان میدهد شعرای بزرگی مثل سعدی، مولانا، صناعی و بسياری ديگر در قالب مثنویهای خودشان در مورد روستائيان و قوميتهای مختلف چيزهايی نوشتهاند که اگر بنا بر اين باشد که ما اين مسائل را در واقع دخيل بدانيم در هتک حرمت به قوميتها يا روستاييان عملا نبايد اجازه چاپ و نشر به چنين کتابهايی داده شود. در صورتی که اين کتابها چاپ میشوند و همه جزو مفاخر ما هستند و هيچکدام از روستائيان و شهرستانیهای ما احساس توهين نمیکنند از خواندن آثاری که در طول تاريخ ادب برجا مانده و داريم استفاده میکنيم.
من به عنوان يک مخاطب تصور میکنم گاهی نقدهايی که به اين مجموعه میشود و میخوانم و میشنوم اولين تصوری که در من بهوجود میايد اين است که منتقدان ما شايد دچار توهم خودقديسبينی شدهاند و اين توهم بسيار بدی است که ما احساس کنيم که واقعا در جنب و جوار کسانی زندگی میکنيم که اينها عاری از هرگونه بدی هستند و هيچگونه مشکل نابهجاری فکری ندارند و در واقع خيلی بد است که ما اين مسائلي از اين دست را به تصوير بکشيم در واقع ترويج کنيم. به مردم ياد بدهيم غيبت بکنند، به مردم ياد بدهيم تملق بکنند. من تصور نمیکنم تملق کردن يا غيبت کردن يا بسياری از رفتارهای زشتی که حالا در اين مجموعه به نقد کشيده میشود با شروع اين مجموعه در جامعه رواج پيدا کرده باشد. در واقع اين مجموه برچکادی از وقايع و رخدادهايی است که ما در جامعهمان میبينيم. ما افراد قديسی نيستيم.
اگر ما معتقد هستيم که طنز تنها بيان شيرين انقادهای تلخ به زبان شيرين و کنايی و نشاط آور هست و منصافانه در خواهيم يافت که طنز بازوی اجرايی برای تغيير عادات و رفتار مردم ندارد. صرف بازنمايی حتی بهصورت اغراق از رفتارهای اجتماعی است برای اينکه نشان دهد ما در چه حدی از اخلاق قرار داريم و چه اندازه پايبند اصول اخلاقی و رفتاری هستيم. اينها مسائلي است در طنز خيلی به آنها تاکيد میشود. طنز موظف به تغيير عادات مردم نيست و اصولا بازوی اجرایی برای تغيير عادات در اختيار ندارد.