English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- توقف فعالیت‌های گروه اینترنتی هفت سنگ
- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!


 
 

  تلویزیون


لهجه‌ها مقدس نيستند

 

   

نظرات خوانندگان  (0)

 

  نويسنده: ابوالفضل زرویی

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
يک نگاه به تاريخ ادب فارسی به ما نشان می‌دهد شعرای بزرگی مثل سعدی، مولانا، صناعی و بسياری ديگر در قالب مثنوی‌های خودشان در مورد روستائيان و قوميت‌های مختلف چيزهايی نوشته‌اند که اگر بنا بر اين باشد که ما اين مسائل را در واقع دخيل بدانيم در هتک حرمت به قوميت‌ها يا روستاييان عملا نبايد اجازه چاپ و نشر به چنين کتاب‌هايی داده شود.
 

چند مسئله به عنوان وجوه اصلی انتقاد نسبت به این برنامه مطرح می‌شود.
یک مسئله در مورد لهجه‌هاست که روی آن تاکید می‌شود و نه فقط در مورد این برنامه بلکه در مورد همه برنامه‌هایی که رنگ و بوی طنز دارند مطرح می‌شود. همیشه این مسئله مطرح می‌شود که یک لجهه به سخره گرفته شده؛ من اصولا نمی‌دانم این تقدس لهجه از کجا آمده است. یعنی ما چرا عادت داریم بعضی چیزهایی را که البته خوب و ارزشمند هستند فوری برای آنها لباسی از تقدس بدوزیم و در مورد هر گونه انتقادی آسیب‌پذیر بکنیم.

یک نگاه به تاریخ ادب فارسی به ما نشان می‌دهد شعرای بزرگی مثل سعدی، مولانا، صناعی و بسیاری دیگر در قالب مثنوی‌های خودشان در مورد روستائیان و قومیت‌های مختلف چیزهایی نوشته‌اند که اگر بنا بر این باشد که ما این مسائل را در واقع دخیل بدانیم در هتک حرمت به قومیت‌ها یا روستاییان عملا نباید اجازه چاپ و نشر به چنین کتاب‌هایی داده شود. در صورتی که این کتاب‌ها چاپ می‌شوند و همه جزو مفاخر ما هستند و هیچ‌کدام از روستائیان و شهرستانی‌های ما احساس توهین نمی‌کنند از خواندن آثاری که در طول تاریخ ادب برجا مانده و داریم استفاده می‌کنیم.

من به عنوان یک مخاطب تصور می‌کنم گاهی نقدهایی که به این مجموعه می‌شود و می‌خوانم و می‌شنوم اولین تصوری که در من به‌وجود می‌اید این است که منتقدان ما شاید دچار توهم خودقدیس‌بینی شده‌اند و این توهم بسیار بدی است که ما احساس کنیم که واقعا در جنب و جوار کسانی زندگی می‌کنیم که این‌ها عاری از هرگونه بدی هستند و هیچ‌گونه مشکل نابهجاری فکری ندارند و در واقع خیلی بد است که ما این مسائلی از این دست را به تصویر بکشیم در واقع ترویج کنیم. به مردم یاد بدهیم غیبت بکنند، به مردم یاد بدهیم تملق بکنند. من تصور نمی‌کنم تملق کردن یا غیبت کردن یا بسیاری از رفتارهای زشتی که حالا در این مجموعه به نقد کشیده می‌شود با شروع این مجموعه در جامعه رواج پیدا کرده باشد. در واقع این مجموه برچکادی از وقایع و رخدادهایی است که ما در جامعه‌مان می‌بینیم. ما افراد قدیسی نیستیم.

اگر ما معتقد هستیم که طنز تنها بیان شیرین انقادهای تلخ به زبان شیرین و کنایی و نشاط آور هست و منصافانه در خواهیم یافت که طنز بازوی اجرایی برای تغییر عادات و رفتار مردم ندارد. صرف بازنمایی حتی به‌صورت اغراق از رفتارهای اجتماعی است برای اینکه نشان دهد ما در چه حدی از اخلاق قرار داریم و چه اندازه پایبند اصول اخلاقی و رفتاری هستیم. اینها مسائلی است در طنز خیلی به آنها تاکید می‌شود. طنز موظف به تغییر عادات مردم نیست و اصولا بازوی اجرایی برای تغییر عادات در اختیار ندارد.

 

 تاریخ انتشار:   December 21, 2005 3:09 AM



 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir