English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- در سوگ استاد منوچهر احترامی، طنزپرداز و نویسنده کودکان
- هیاهوی گنجشک‌ها در برف
- سریال‌های تاریخی و نقش خلاقیت
- «مُرده‌هایی چنین سرزنده!»
- تاریخی که با اخلاق ساخته شد
- سریال‌های تلویزیونی تاریخی
- هفتمین سال هفت سنگ
- «پارس بانو»، زیارتگاهی برای زرتشتیان
- فراخوان جایزه ادبی والس برای رمان‌های منتشر نشده
- به گمانم روز هفتم بهار بود
- شعر: ساعتی تنها شدم
- بامدادی چشم و چراغ وردپرس فارسی است
- کلاهم را برمی‌دارم، به نشانه‌ احترام
- بامدادی: هر کسی گاهی پایش می‌لغزد
- «بامدادی» من را با خودش کشاند
- با همین پرستوهایی که آمده‌اند، برمی‌گردیم!
- مثل ماه شدی...!
- سه ديدار با مردی كه از فراسوی باور ما آمد
- بار دیگر مردی که رفت...
- تذکره‌ی خوابگرد!
- یک گوشه‌ی پاک و پر نور
- چرا باید خوابگرد را خواند؟
- پدرخوانده‌ای که داخل «گیومه» اتفاق افتاد
- انتشار ویژه‌نامه معرفی برترین‌های رسانه‌ای سال ۸۶
- بررسی نشریات برگزیده ‌سال هشتاد و شش


 
 

  شعر طنز


دلپیچه !

 

   

نظرات خوانندگان  (3)

 

  نويسنده: مهدی استاداحمد

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
هیچ گربه برای رَبَِّ کریم / نکند هیچ موش را تکریم! / جام جم نیز در پی چیزیست / که در این ماجرا مشخص نیست / پای این طنز گرچه می خندیم / نیش خود را به وقت می بندیم...
 

قبل کارهای فعلی مهران
که مدیریست نام دیگر ِ آن !

هرکه طنزی نودشبی می ساخت
این نود شب به دیگری پرداخت(!)

منتها بعدِ پخش ِ پاورچین
شد « مدیری » به جام جم همچین

شهرت‌ش تا ورای تهران رفت
شد جهانی، ز مرز مهران رفت

سیم و زر جمع کرد صد پشته
این « مدیریتش » مرا کشته !

رفت و مجموعه ی جدیدی ساخت
عده ای را به جان هم انداخت !

طبق معمول ِ بحثهای قدیم
به دو قسمت نبرد شد تقسیم...

عده ای بر مخالفت اصرار
عده ای پافشاری و تکرار

عده ای لب گزیده با دندان
عده ای شاد و راضی و خندان

عده ای شاکی از چنین تهدید
عده ای ویگولنزج عالی بید !

گله ی شاکیان : که این سریال
می کند در زبانمان اخلال

با چنین طنز ِ سست و بی مایه
زده فرهنگ بومی از پایه

برده تاریخمان به زیر سوال
کرده ما را به دست خود پامال

از تهاجم به لحن و لهجه پر است
ظلم بارز به ترک و کرد و لر است

کرده توهین ِ واقعا شومی
به هنرهای ملی و بومی

کرده توهین به قشر دهقانان
ظلم کرده به حرفه ی آنان

نیست اینها حقایق ِ دهقان
مثلا این شقایق دهقان !

نیست اینها نمادی از رشوه
کیست لیلون که می کند عشوه ؟!

گرچه گاهی لطیف و شیرین است
طنز ِ ( دیمی...! ) که گفته اند این است

بعدِ تقریر ِ ! نقدِ منتقدان
نوبتِ سوی دیگر ِ میدان :

این طرف یار و یاور برره
دوستداران ِ کشور برره !

صحبتِ حامیان : که این سریال
هست خیلی تمیز و توپ و باحال

شده مطرح در آن نخستین بار
حکم تبعید روزنامه نگار

می دهند از شعارها خبری
شعرهای بگوری ِ برری

با نگاهی ظریف ، مجموعه
شده نزدیکِ فیلم ممنوعه

هست کافی فقط همین ثمره :
نام ِ نابِ نظام دوبرره

در لباسی نظامی و جنگی
آدمی بی سواد و مافنگی

گرچه قدری به آبشان بستند
دیگران نیز واقعی هستند

دیده هر کس هزارتا لیلون
در خیابان و کوچه و میدون !

دخترانی که بعدِ دانشگاه
آآآه از ناز عشوه هاشان... آه !

جان نثاران به چشم خود دیدیم
بلکه خود پاچه خارتر بیدیم !

یک به یک سمبلند این خُلها
همگان دیده اند طغرلها

طنز محبوبِ مردم ِ برره
شاهکاری بزرگ و بی ضرره !

انتقادش اگرچه بیش و کم است
با همین حال نیز مغتنم است

هست مجموعه ای از این دو کلام :
انتقاد از خواص و نقد عوام .

این هم از گفته ی هواداران
نقل قولی نمودم از یاران

الغرض هر طرف از این پیکار!
همچنان روی حرف خود اصرار

آنچنان شد دمای بحث زیاد
داد حکم جهاد ! »7sang سایتِ «

بنده هم طبع خود روان کردم!
نظرم را چنین بیان کردم :

هیچ گربه برای رَبَِّ کریم
نکند هیچ موش را تکریم !

جام جم نیز در پی چیزیست
که در این ماجرا مشخص نیست

پای این طنز گرچه می خندیم
نیش خود را به وقت می بندیم...
***
منتقد گفت بعدِ دلپیچه
اینکه گفتید « نقد » یعنی چه ؟!

مهدی استاداحمد

 

 تاریخ انتشار:   December 21, 2005 2:59 AM


3 Comments

ok

واي چه شعر بامزه اي... آفرين

خيلي بد بود
بدتر از من


 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir