دلپیچه !

چهارشنبه، 30 آذرماه 1384

     

 
       
 

موضوع: شعر طنز

 

نويسنده: مهدی استاد احمد

   
     
هیچ گربه برای رَبَِّ کریم / نکند هیچ موش را تکریم! / جام جم نیز در پی چیزیست / که در این ماجرا مشخص نیست / پای این طنز گرچه می خندیم / نیش خود را به وقت می بندیم...
   

 

 

 

قبل کارهای فعلی مهران
که مدیریست نام دیگر ِ آن !

هرکه طنزی نودشبی می ساخت
این نود شب به دیگری پرداخت(!)

منتها بعدِ پخش ِ پاورچین
شد « مدیری » به جام جم همچین

شهرت‌ش تا ورای تهران رفت
شد جهانی، ز مرز مهران رفت

سیم و زر جمع کرد صد پشته
این « مدیریتش » مرا کشته !

رفت و مجموعه ی جدیدی ساخت
عده ای را به جان هم انداخت !

طبق معمول ِ بحثهای قدیم
به دو قسمت نبرد شد تقسیم...

عده ای بر مخالفت اصرار
عده ای پافشاری و تکرار

عده ای لب گزیده با دندان
عده ای شاد و راضی و خندان

عده ای شاکی از چنین تهدید
عده ای ویگولنزج عالی بید !

گله ی شاکیان : که این سریال
می کند در زبانمان اخلال

با چنین طنز ِ سست و بی مایه
زده فرهنگ بومی از پایه

برده تاریخمان به زیر سوال
کرده ما را به دست خود پامال

از تهاجم به لحن و لهجه پر است
ظلم بارز به ترک و کرد و لر است

کرده توهین ِ واقعا شومی
به هنرهای ملی و بومی

کرده توهین به قشر دهقانان
ظلم کرده به حرفه ی آنان

نیست اینها حقایق ِ دهقان
مثلا این شقایق دهقان !

نیست اینها نمادی از رشوه
کیست لیلون که می کند عشوه ؟!

گرچه گاهی لطیف و شیرین است
طنز ِ ( دیمی...! ) که گفته اند این است

بعدِ تقریر ِ ! نقدِ منتقدان
نوبتِ سوی دیگر ِ میدان :

این طرف یار و یاور برره
دوستداران ِ کشور برره !

صحبتِ حامیان : که این سریال
هست خیلی تمیز و توپ و باحال

شده مطرح در آن نخستین بار
حکم تبعید روزنامه نگار

می دهند از شعارها خبری
شعرهای بگوری ِ برری

با نگاهی ظریف ، مجموعه
شده نزدیکِ فیلم ممنوعه

هست کافی فقط همین ثمره :
نام ِ نابِ نظام دوبرره

در لباسی نظامی و جنگی
آدمی بی سواد و مافنگی

گرچه قدری به آبشان بستند
دیگران نیز واقعی هستند

دیده هر کس هزارتا لیلون
در خیابان و کوچه و میدون !

دخترانی که بعدِ دانشگاه
آآآه از ناز عشوه هاشان... آه !

جان نثاران به چشم خود دیدیم
بلکه خود پاچه خارتر بیدیم !

یک به یک سمبلند این خُلها
همگان دیده اند طغرلها

طنز محبوبِ مردم ِ برره
شاهکاری بزرگ و بی ضرره !

انتقادش اگرچه بیش و کم است
با همین حال نیز مغتنم است

هست مجموعه ای از این دو کلام :
انتقاد از خواص و نقد عوام .

این هم از گفته ی هواداران
نقل قولی نمودم از یاران

الغرض هر طرف از این پیکار!
همچنان روی حرف خود اصرار

آنچنان شد دمای بحث زیاد
داد حکم جهاد ! »7sang سایتِ «

بنده هم طبع خود روان کردم!
نظرم را چنین بیان کردم :

هیچ گربه برای رَبَِّ کریم
نکند هیچ موش را تکریم !

جام جم نیز در پی چیزیست
که در این ماجرا مشخص نیست

پای این طنز گرچه می خندیم
نیش خود را به وقت می بندیم...
***
منتقد گفت بعدِ دلپیچه
اینکه گفتید « نقد » یعنی چه ؟!

مهدی استاداحمد

 
 
 

 مطالب مرتبط

 
 

  ارسال نظرات

برای ديدن نظرات ديگران در مورد اين مطلب اينجا را کليک کنيد.

 
 

موسیقی زیر زمینی - بخش سوم: رپ

 

موسیقی زیر زمینی - بخش دوم: راک، متال و تلفیقی

 

موسیقی زیر زمینی - بخش اول: پاپ

 
 

پذیرش «رپ» به عنوان سبک موسیقی
گفتگو با عبدالجبار کاکایی، عضو سابق شورای ترانه وزارت ارشاد
بحر طویل؛ رپ ایرانی
طبقه‌بندی مفاهیم موسیقی «رپ» فارسی - ویرایش اول
از مفاهیم عرفانی تا داف فانتزی، نگاهی به ترانه‌های رپ فارسی
رپ، ارائه تصویر تنزل‌یافته از زن و رفتار جنسی نوجوانان امریکا
هیپ‌هاپ واقعی و رپ‌خوانان سفید
گرافیتی؛ نمونه دیوارنگاری شهر تهران
نمونه ترانه رپ - کمک
نمونه ترانه رپ - وطن پرست
نمونه ترانه رپ - صلح تویی
نمونه ترانه رپ - سفری بی انتها
نمونه ترانه رپ - شهر گمشده
نمونه ترانه رپ - ایران ما
نمونه ترانه رپ - انرژی هسته‌ای
نمونه ترانه رپ - اختلاف
نمونه ترانه رپ - بنزین
نمونه ترانه رپ - اذان
نمونه ترانه رپ - سصید ۳۰۰
نمونه ترانه رپ - فرق آدما

 
 

برترین‌های رسانه‌ای سال

 


جستجو :

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]

مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.

 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 
 

© Copyright 2002-2007 7sang Persian E-zine