English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- در سوگ استاد منوچهر احترامی، طنزپرداز و نویسنده کودکان
- هیاهوی گنجشک‌ها در برف
- سریال‌های تاریخی و نقش خلاقیت
- «مُرده‌هایی چنین سرزنده!»
- تاریخی که با اخلاق ساخته شد
- سریال‌های تلویزیونی تاریخی
- هفتمین سال هفت سنگ
- «پارس بانو»، زیارتگاهی برای زرتشتیان
- فراخوان جایزه ادبی والس برای رمان‌های منتشر نشده
- به گمانم روز هفتم بهار بود
- شعر: ساعتی تنها شدم
- بامدادی چشم و چراغ وردپرس فارسی است
- کلاهم را برمی‌دارم، به نشانه‌ احترام
- بامدادی: هر کسی گاهی پایش می‌لغزد
- «بامدادی» من را با خودش کشاند
- با همین پرستوهایی که آمده‌اند، برمی‌گردیم!
- مثل ماه شدی...!
- سه ديدار با مردی كه از فراسوی باور ما آمد
- بار دیگر مردی که رفت...
- تذکره‌ی خوابگرد!
- یک گوشه‌ی پاک و پر نور
- چرا باید خوابگرد را خواند؟
- پدرخوانده‌ای که داخل «گیومه» اتفاق افتاد
- انتشار ویژه‌نامه معرفی برترین‌های رسانه‌ای سال ۸۶
- بررسی نشریات برگزیده ‌سال هشتاد و شش


 
 

  ترجمه ادبی


قهرمانان اساطیر یونان - هرکول - بخش دوم

 

   

نظرات خوانندگان  (5)

 

  نويسنده: نینا جمشیدنژاد

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: nina_nejad-at-yahoo.com

 
 
به عنوان نخستین ماموریتش، هرکول می‌بایست شیر نیمین را از بین می‌برد. این ماموریت آنقدرها هم که به نظر می‌رسد آسان نبود. چرا که شیر نیمین فقط یک حیوان وحشی معمولی نبود. بلکه از نژاد موجوداتی ماورا الطبیعی بود و بیشتر به نوعی هیولا می‌مانست تا شیر! و تازه، هیچ تیر و نیزه‌ای بر پوست زمخت‌اش کارگر نبود.
 

در این ستون، داستان‌هایی درباره‌ی اساطیر یونان که با توجه به چند سایت اینترنتی (که نام آنها را در پایین همین صفحه می‌بینید) نوشته و ترجمه شده‌اند، خواهیم خواند.

قهرمانان اساطیر یونان

به کسی گفته می‌شود که خود را برای کمک به دیگران به خطر می‌اندازد، (Hero)اگر قهرمان قهرمانان اساطیر یونان شرایط لازم را برای قهرمان بودن نخواهند داشت! رفتارهای خودخواهانه و اغلب ضد اجتماعی قهرمانان یونانی، هر چه باشد مطمئنا الگوی خوبی برای نسل امروز نیست! با همه‌ی اینها، به خاطر تاثیر این اساطیر بر ادبیات و حتی فرهنگ جوامع مختلف- آشنایی با آنها شاید حتی ضروری باشد.
پس بیایید قبل از شروع داستان‌ها، قهرمان اسطوره را همان‌گونه که از دیرباز تعریف شده است، بشناسیم: در اسطوره و افسانه قهرمان به مرد یا زنی اطلاق می شود که موهبتی چون شهامت و قدرت خارق العاده به وی اعطا شده و معمولا پیشینه‌ای فرا زمینی دارد. وی همواره به خاطر اعمال دلیرانه‌اش تمجید و ستایش شده، و مورد محبت خدایان است.


در ۷سنگ پیش خواندیم که هرکول به تاوان کشتن فرزندانش مامور شد ده خوان (و نه دوازده خوان... یعنی هنوز نه!) را پست سر بگذارد. و اینک خوان‌های هرکول:

خوان اول: شیر نیمین (1)


به عنوان نخستین ماموریتش، هرکول می‌بایست شیر نیمین را از بین می‌برد. این ماموریت آنقدرها هم که به نظر می‌رسد آسان نبود. چرا که شیر نیمین فقط یک حیوان وحشی معمولی نبود. بلکه از نژاد موجوداتی ماورا الطبیعی بود و بیشتر به نوعی هیولا می‌مانست تا شیر! و تازه، هیچ تیر و نیزه‌ای بر پوست زمخت‌اش کارگر نبود.
هرکول وقتی دید که حتی تیرهای جادویی‌اش بر تن حیوان اثری ندارند، شیر را تا لانه‌اش تعقیب کرد. لانه‌ی حیوان غاری بود که دو ورودی داشت. هرکول یکی از راه‌های ورودی را با سنگ بزرگی بست و سپس، آرام و آهسته، بدون هیچ اسلحه‌ای از در دیگر به داخل غار شیر خزید و آنقدر با دستان قدرتمندش گردن حیوان بیچاره را فشار داد که دیگر نفس‌اش بالا نیامد!
بعد از آن، هرکول صاحب ردایی از پوست شیر و کلاهخودی از کله‌ی شیر بخت‌برگشته شد که او را از گزند هر تیر و نیزه ای در امان نگه می‌داشت.

خوان دوم: هایدرا (2)

اریستوس از آنجایی که به جای هرکول بر تخت نشسته بود، آنقدر از انتقام پسر عموی قدرتمندش می‌ترسید که وقتی دید هرکول با ردایی از پوست شیر بازگشته، رفت و توی یک کوزه‌ی بزرگ قایم شد!(3)(خودمانیم، وقتی آریستوس هرکول را به جنگ شیر نیمین می‌فرستاد امیدوار بود که کار هرکول ساخته شود و دیگر ریختش را آن دور و بر نبیند.) و از توی همان کوزه، دستور ماموریت بعدی هرکول را به او داد. (بعضی جاها آمده‌است که آریستوس حتی از ورود هرکول به داخل شهر هم جلوگیری کرد و از آن پس فرمان‌هایش را توسط جارچی برای او می‌فرستاد.) هرکول می‌بایست برای دومین ماموریتش هیولایی به اسم هایدرای چند سر را پیدا کند و از بین‌اش ببرد. تمام اسطوره‌نویسان بر این باورند که هایدرا در یکی از مرداب‌های سرزمین لرنا(4) زندگی می کرده و بدنش آنقدر سمی بوده که نفس‌اش هم انسان را می‌کشته. (و البته یادمان باشد که هرکول یک انسان عادی و فانی نبوده.) ولی گویا شمردن سرهای این هیولا خیلی هم آسان نبوده. چون هیچ کجایی نوشته نشده‌است که این هیولای چند سر، دقیقا چند تا سر داشته است! عده‌ای نوشته‌اند تنها هشت یا نه سر داشته و در جای دیگری تعداد سرهای این موجود را تا ده‌هزار نوشته‌اند! به هر حال، تمام راویان سر این یک نکته توافق دارند که همین که یکی از سرهای این هیولا از تنش جدا می‌شد، دو سر دیگر جایش در می‌آمد.
هرکول با زحمت بسیار جای هیولا را پیدا کرد و با استفاده از تیرهای آتشین‌ او را از آشیانه‌اش بیرون کشید. کاری که احتمالا خیلی زود از انجام‌اش پشیمان شد. چرا که هایدرا به محض دیدن هرکول، سرهایش را به دور بدن او پیچید. به طوری که طفلک هرکول نمی توانست کوچک‌ترین حرکتی بکند! اوضاع وقتی بدتر شد که در این میان خرچنگ غول‌پیکری هم که در همان مرداب زندگی می کرد به کمک هیولا آمد و پاشنه‌ی پای هرکول را نیش زد.(5)
دیگر هرکول راستی راستی داشت شکست می‌خورد که ناگهان....

اگر می‌خواهید بدانید ناگهان چه شد، ۷سنگ بعد را از دست ندهید!


ـــــــــــــــــــــــــ

۱- Nemean Lion (به معنای اهل سرزمین نمیا Nemia) این شیر را هرا برای از بین بردن کشورهای همسایه فرا خوانده و در یکی از زمین‌های مقدس زئوس جای داده بود.
۲- Hydra
۳- باور کنید این را از خودم در نیاورده ام! اینجا نوشته: http://mythweb.com/hercules/herc04.html دیدید!؟
۴- Lerna
۵- البته خودم می‌دانم که خرچنگ نیش نمی‌زند. ولی متاسفانه این را هم نمی‌دانم که چه کار می‌کند. این است که مجبور شدم همین‌جوری یک چیزی بنویسم!

منابع:

1. http://www.mythweb.com
2. http://www.newmanjunior.wa.edu.au
3. http://www.perseus.tufts.edu

عکس‌ها از: www.mythweb.com

 

 تاریخ انتشار:   November 25, 2005 7:55 PM


5 Comments

سلام...منو یاد کارتون هرکولس والت دیسنی انداخت که خیلی خیلی دوستش دارم. البته برای ساختن کارتونش تقریبن داستان زندگی هرکول رو عوض کردن و از داستانای دیگه چیزایی بهش اضافه کردن که البته خیلی هم خوب شده...در ضمن این داستان ترجمه‌ی خوبی هم داره و با آدم صمیمیه و این ویژگی با توجه به اینکه از چند تا سایت استفاده کرده‌ای خیلی خوبه.
فضاهای اسطوره‌ای و قهرمانی برای من یک‌ور منبع الهام و خیال‌پردازیه. ممنون بخاطر ترجمه‌ت.
قربونت
یا حق

سلام
من داشتم از طريق گوگل دنبال اسطوره مي گشتم كه به اين سايت يا به تعريفي ديگر مجله الكترونيكي برخوردم وبه داستانهاي ترجمه شده تو در باره اساطير برخوردم بسيار خوشم امد كار وايده جالبي است وبه قول دوستمان اشكان ادمو ياد كارتونها مي اندازد منهم خيلي كار تون دوست دارم اميدوارم موفق باشيد

خيلي سايث خوبلي است

it is a very good site with avery series of stories.


 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir