مجموعهی کمدی شبهای برره اگرچه کاریست در ادامهی کارهای مهران مدیری اما این مجموعه باعث بهوجود آمدن پدیدهای بینظیر در کمدی ایرانی شده است. این کمدی که نوع تکامل یافتهتر کارهای قبلی مهران مدیری است کمدی نو و ظریفی را بهوجود آورده که بنظر میرسد برای جامعهی روشنفکری ایران کمی جلوتر از زمان باشد. چنین ادعایی ممکن است برای مخالفان دوآتیشهی این برنامه مسخره باشد اما فارغ از تمام تحلیلها منتظر داوری زمان میمانیم تا ببینیم ادعای ما درست است یا آنها؟!
و اما چند ویژگی مثبت مجموعهی شبهای برره که بنظر من ناگفته باقی مانده و روشن کردن آنها به درک بهتر و مفیدتر این مجموعه کمک بسیاری میکند:
بازی:
در برره همهچیز در عینحالی که وجود دارد و حقیقیست اما در نهایت فقط یک «بازی» ست. کاراکترها بهعنوان مثال واقعن بیمار میشوند اما این فقط سطح ماجراست و لایهی زیر آن که البته با رعایت فاصلهگذاری به لایهی رویی این کمدی بدل میشود، فقط یک «بازی» است و بس! اتفاقاتی که در شبهای برره میافتد در دنیای حقیقی وجود ندارد و حکم مسخرهترین بازیهای بچگانه را دارد! مثلن دو نفر در برره با هم دعوا میکنند! چنین دعوایی آنهم به اینصورت مضحک در دنیای واقعی ما نمیتواند اتفاق بیفتد اما چون «برره»ای در واقعیت وجود ندارد آن مضحک بودنِ دعوا جزو حقایق برره میشود! اینکه همهچیز در برره شکل و ریخت «بازی» به خود میگیرد ابتدا از قواعد فانتزی خاص این مجموعه میآید و سپس در معنایی ریشه دارد که البته چندان هم پنهان نیست و در واقع آن را فریاد میکشد! و آن این است که: «زندگی یک بازی مسخره است!» یا در معنای بومیتر و جزئیتر آن: «زندگی ما ایرانیها بیشتر از یک بازی مسخره نیست!»
شاید بخاطر نفهمیدن همین نکتهی ظریف باشد که بسیاری از مخالفان این مجموعه، آن را مسخرهبازی میدانند و میگویند شبهای برره اصلن چیزی ندارد!
آیا برره واقعن وجود دارد؟!:
بنظر من بله! برره در درون بیشتر ما و شهرها و روستاهای ما وجود دارد اما این «وجود» با آن «وجود»ی که ما آن را بعنوان «واقعیت اجتماعی» قبول داریم و برای آن چارچوبهای سفت و سختی تعیین میکنیم تفاوت دارد. این واقعیت درونی با کمک فانتزی و هجو و اغراق در برره خود را بهعنوان واقعیت بیرونی نشان میدهد! «برره» حاصلجمع تناقضهای مضحک انسان ایرانیست و بخاطر همین در هر جایی از ایران میتواند باشد.
فانتزی:

شبهای برره یک کمدیِ فانتزیست. بسیار دیده میشود افراد مختلف (از عامهی مردم گرفته تا روشنفکرها) برای اثبات سطحی بودن این برنامه، آن را با مجموعهی طنز آقای عطاران یعنی «متهم گریخت» مقایسه میکنند. در حالیکه این کجا و آن کجا؟ شبهای برره با قواعد فانتزی و کارتونی سر و کار دارد و متهم گریخت با قواعد رئالیسم و گاهی رئالیسم جادویی! من بین این دو رویکرد هیچ برتریای نمیبینم تا بخواهم با صِرفِ روبرو کردن این دو مجموعه آنها را ارزشگذاری کنم. تنها چیزی که در نقد تطبیقی این دو مجموعه اهمیت زیادی دارد این است که در پرداخت هنری این دو رویکرد در این دو اثر (شبهای برره و متهم گریخت) دقیق شویم. در حقیقت باید ببینیم هریک از این دو رویکرد چه اهدافی دارند و این دو اثر در این اهداف چقدر موفق بودهاند؟ شبهای برره در قواعد فانتزی چقدر موفق بوده؟ متهم گریخت در رئالیسم و رئالیسم جادویی چقدر موفق بوده؟ که البته این بررسی موضوع این مقاله نیست و مقالهای دیگر و وقتی دیگر را میطلبد.
فانتزی اصل و اساس کمدی شبهای برره است. از شخصیتها گرفته تا طراحی صحنه و داستانها و نوع بازیگری. بیتوجه بودن مخاطب به فانتزی (همانطور که میدانیم رئالیسم اجتماعی آن هم در سطحیترین و شعاریترین حالتش در جامعهی ما بیشترین هوادار را دارد!) و یا بدفهمیدن آن باعث میشود از کل مجموعه برداشت نادرستی داشته باشد.
تنوع:

برره همهچیز دارد! تاریخ دارد و تاریخنویس! جشن دارد و عزا! غولی دارد که بچهی زن دوم (بخوانید نامشروع!) مشهورترین شخصیت پایین برره است! زمین کشاورزی دارد و کافه!...
تنوع نقد «شبهای برره» به حدیست که به جرأت میتوان گفت در ایران سابقه ندارد! این مجموعه بهطرز زیرکانهای هم روابط شخصی و خانوادگی را به نقد میکشد هم سیاسی و اجتماعی و اقتصادی را! این تنوع در مجموعهی بهیادماندنی «داییجان ناپلئون» هم البته بصورتی دیگر و کمتر وجود دارد.
برره همهچیز یک کشور را دارد! و ارتباط برقرار کردن تمام این عناصر بصورت کمدی شاهکاریست که نویسندگان این مجموعه بیشتر اوقات انجام میدهند. شبهای برره به ما نشان میدهد برای نقد سیاسی الزامن نباید پرداختی سیاسی و بیشاز حد اجتماعی را به اثر تحمیل کرد. بگوری در وجه شخصی و محدود خود یک شاعر سطحی است که مرتبن از شعرهای این و آن میدزد و در وجه اجتماعی و سیاسیاش مدحگو و تاریخنویسی نانبهنرخروزخور است!
فاصلهگذاری:

شاید این ویژگی را باید زیر همان عنوان «بازی» مینوشتم چون بازی شبهای برره قرار نیست به ما بقبولاند که این بازیگران همان هستند که آن را بازی میکنند و این نقشها واقعی هستند و اتفاقاتی که میافتد را باید باور کرد. در همهجای شبهای برره فاصلهای هست بین آنچه بررهایها انجام میدهند و آنچه در باور ما بعنوان واقعیت وجود دارد. وجود این فاصله بخصوص در نحوهی بازی بازیگران این مجموعه یک بار دراماتیکی هجوآلود را به مجموعه تزریق میکند که هم بسیار میخنداند و سرگرم میکند و هم یک آگاهی روشنگرایانهای را بدنبال خود میآورد. آگاهیای که فیلمها و مجموعههای تلویزیونی سطح پایین از آن محروماند و مخاطب خود را فریب میدهند و به خواب فرو میبرند. البته از این مورد اخیر در جامعه کمتر نشانی از فهم دیدهام! (البته شاید هم من اشتباه میکنم!)
حضور روشنفکر منتقد:

در کارهای قبلی گروه مهران مدیری آدمهای او تقریبن همه یکدست بودند و همه باهم هرکدام بهشکلی در تزویر و ریا و چاپلوسی و پولدوستی غوطه میخوردند. اما در «شبهای برره» با حضور کیانوش بهعنوان نمادی از روشنفکر آگاه و پاک، کمدی گروه مهران مدیری هم یک پله بالاتر رفت هم به رنگآمیزی جدیدی دست پیدا کرد. کیانوش یک روزنامهنگار است و اگر با اغماض از شخصیت شیرفرهاد بگذریم او تنها کاراکتر شخصیت در مجموعهی شبهای برره است. بازی زیبا و زیرپوستی سیامک انصاری در نقش کیانوش این وجه یگانه از این مجموعه را زیباتر میکند. کاراکترهای تیپیک برره با کارهای احمقانهی خود کیانوش را در چنان کنج عزلتی نگه داشتهاند که واقعن وحشتناک است. نقد و اعتراض به تنهایی روشنفکران حقیقی جامعهی ایرانی هدف اصلی وجود این شخصیت است. تنها فرد آگاه و سطح بالای برره کیانوش است که با تک و تنها بودنش و نیز نفوذناپذیر بودن بررهایها به تنهایی و زجر وحشتناکی دچار شده است.
جالب است که شخصیت کیانوش بهجای اینکه احساس همدردی روشنفکران را بر بیانگیزد باعث اعتراض عدهای روشنفکر و روزنامهنگار شده است!
یا حق
عکسها: خبرگزاری فارس
از متنتون خوشم ویومد.دستتون درد نوکنه.
بسیار کامل و جامع بود. ممنونم از دید عمیقی که به این مساله داشتید. انشاالله که بقیه هم بتونن چنین دید آگاهانه ای داشته باشند.موفق باشید.
ميپذيرم كه اين كار مديري هم تازه است؛ اما دربارهي بخشهايي از نقد تو موافقت نيستم؛ بهويژه آنجا كه دربارهي روشنفكران و غيره داد زدهاي! خواهم نوشت.
قد خوبی بود.ممنون.
salam
mottaham gorikht aali bood. kheyli toooooooooooooooooooooooooooooop.
az lahaze Tanz va bar resiye nokate ejtemaa ei 1 bood.
shabhaye barareh ham 3 shabe khoob shode va ishalla behtar ham mishe.
kheyli khoob bideh jeegar elahi fadat besham
،مقاله بسیار بسیار عالی نوشته شده از روی فکر منطق ریز بینی از بعد فنی و هنری است .
من مطالب زیادی در مورد برره خوانده ام که این مقاله از همه نظر عالی وموشکافانه بود در مورد برره و هر قسمت آن میتوان ساعت ها صحبت کرد و به تیزهوشی مهران مدیری آفرین گفت.
من امیدوارم که این ذکاوت از سوی همگان درک شود تا بتوان با قبول کاستی های خود بهتر زندگی کرد
نويسنده: اشکان نيری
مجموعهی کمدی شبهای برره اگرچه کاریست در ادامهی کارهای مهران مدیری اما این مجموعه باعث بهوجود آمدن پدیدهای بینظیر در کمدی ایرانی شده است. این کمدی که نوع تکامل یافتهتر کارهای قبلی مهران مدیری است کمدی نو و ظریفی را بهوجود آورده که بنظر میرسد برای جامعهی روشنفکری ایران کمی جلوتر از زمان باشد.
مجموعهی کمدی شبهای برره اگرچه کاریست در ادامهی کارهای مهران مدیری اما این مجموعه باعث بهوجود آمدن پدیدهای بینظیر در کمدی ایرانی شده است. این کمدی که نوع تکامل یافتهتر کارهای قبلی مهران مدیری است کمدی نو و ظریفی را بهوجود آورده که بنظر میرسد برای جامعهی روشنفکری ایران کمی جلوتر از زمان باشد. چنین ادعایی ممکن است برای مخالفان دوآتیشهی این برنامه مسخره باشد اما فارغ از تمام تحلیلها منتظر داوری زمان میمانیم تا ببینیم ادعای ما درست است یا آنها؟!
و اما چند ویژگی مثبت مجموعهی شبهای برره که بنظر من ناگفته باقی مانده و روشن کردن آنها به درک بهتر و مفیدتر این مجموعه کمک بسیاری میکند:
بازی:
در برره همهچیز در عینحالی که وجود دارد و حقیقیست اما در نهایت فقط یک «بازی» ست. کاراکترها بهعنوان مثال واقعن بیمار میشوند اما این فقط سطح ماجراست و لایهی زیر آن که البته با رعایت فاصلهگذاری به لایهی رویی این کمدی بدل میشود، فقط یک «بازی» است و بس! اتفاقاتی که در شبهای برره میافتد در دنیای حقیقی وجود ندارد و حکم مسخرهترین بازیهای بچگانه را دارد! مثلن دو نفر در برره با هم دعوا میکنند! چنین دعوایی آنهم به اینصورت مضحک در دنیای واقعی ما نمیتواند اتفاق بیفتد اما چون «برره»ای در واقعیت وجود ندارد آن مضحک بودنِ دعوا جزو حقایق برره میشود! اینکه همهچیز در برره شکل و ریخت «بازی» به خود میگیرد ابتدا از قواعد فانتزی خاص این مجموعه میآید و سپس در معنایی ریشه دارد که البته چندان هم پنهان نیست و در واقع آن را فریاد میکشد! و آن این است که: «زندگی یک بازی مسخره است!» یا در معنای بومیتر و جزئیتر آن: «زندگی ما ایرانیها بیشتر از یک بازی مسخره نیست!»
شاید بخاطر نفهمیدن همین نکتهی ظریف باشد که بسیاری از مخالفان این مجموعه، آن را مسخرهبازی میدانند و میگویند شبهای برره اصلن چیزی ندارد!
GOOD
TANK YOU
@GOOD@
اولین سلام من
خوشحال میشم اگه نقد من رو در مورد برره بخونی و نظر بدی.منتظرم
اگه از آقای مدیری ایمیل یا یه خط ارتباطی داری بشدت محتاجم.
pesar shooresho darevordin faghat tanz= kanaleh 3/5
سلام ميدونم خواسته زياديه اما ازتون كمك ميخام ...من در مورد شبهاي برره تحقيق گرفتم ( جامعه شناسي ميخونم ) بعد تمام مطالبمو جمع كردم نميدونم چجوري فصل بندي كنم و سر و سامون بدم...منتظر كمك و لطفتون هستم!!!
salam
man zabarnameh soma keliy motenaferem
ای نگاهت نخی از مخمل و ابریشم
چند شب است که به تو می اندیشم
به تو همان یعنی منظرد دوراز تمامی دست اندرکاران برنامه ی شبهای برره تشکر از خودم دروکنم.
barare serie jalebi hast baraye inke kari taze v amigh be iran v irani mibashad v shebahate ziyadi be karhaye samad(parviz sayad) dare, az tarafi baraye kasani ke az invare donya binande hastan tafhimash kami sakht v fahmandane an be gheire iraniha moshkel mibashad.
ba salam maehran hamishe behtarin ast gobonesh vashem
از زحمات شما بسیار متشکرم مخصوصا ار آقای مهران مدیری و آقای محمد رضا هدایتی به خاطر بازی بسیار ریبایی که انجام مدن
شب های برره یکی از بهترین مجموعه هایی است که آقای مدیری ساخته اند
می خواستم اگر ممکنه آهنگ شب های برره رو برای من بفرستید
salam.be nazare man barare harf nadare.az inja az aghaye modiri va hamye oonaee ke oonja zahmat mikeshan tashakor mikonam,kare digeh dastam nist ke barashoon anjam bedam,omidvaram movafagh bashand
بهترین برنامه است
لطفا به آدرس ایمیلم عکسی از خودتان بفرستید
با تشکر
Aghaye mehran modirie yek nabegheye khalagh ast.hamaton ra kheily dost darim.
I like to tell my opinion about performances in Shabhaye Barareh; Siamak Ansari and Mehran Modiri are the best actors in this serial, because they act without any exageration in their performance. Kianoosh is a very agreeable and lovely role that is very different from other roles of Ansari in his previous works. So,KAFO BERID TOO KARESH!
kheyli khoobe
salam
be in aghaie kardan befarmaeed in tanze bi maze 3.5 che chize ghabele tarhi dare ke hanuz dare pakhsh mish?ghazie ashe khalate bokhori pate nakhori pate?
unvaght ishun migan shab haye barare ra aslan be hesab nemiavarand?
ishoon behtare barname 3.5 ro gahi vaght ha bebinand ke joz masjhare kardane shakhsiat haye TV chize dige nadare.
ba tashakor
ali bod mamnon