English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- توقف فعالیت‌های گروه اینترنتی هفت سنگ
- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!


 
 

  علم


خودکشی؛ پيشينه و عوامل

 

   

نظرات خوانندگان  (2)

 

  نويسنده: مهمان

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
خودکشی از دو لغت دارای ریشه لاتین Sui به معنی «خود» و Caedere به معنی «کشتن» مشتق شده است و در حال حاضر نه به صورت «خودکشتن» که به‌صورت خودکشی استعمال می‌شود. اولین با این اصطلاح در سال ۱۷۳۷ توسط دفونن فرانسوی به‌کار گرفته شد.
 

-محمد رضا عبدلی بیدهندی
-کارشناس ارشد روانشناسی


برای رسیدن به آنچه توانایی‌اش را دارید هیچ‌گاه دیر نیست.
جرج الویت


در لحظاتی که زندگی خویش را مرور می‌کنیم، معمولا به خودمان، به ویژه به توانایی‌های جسمی یا ذهنیمان فکر می‌کنیم. در برخی موارد شخصیت ما تنها بر یک کیفیت استوار است: «من یک دانشجو هستم»، «من یک مهندس هستم». چیزی که برای ما ثبات به همراه دارد حقیقتی قابل اطمینان است که در این دگرگونی سریع و نامظنم جهان از آن آگاهی داریم. حال چه اتفاقی می‌افتد اگر دانشجو بینایی‌اش را از دست بدهد یا دست‌های مهندس به دلیل ورم مفاصل ناتوان گردد؟ یا هر یک از این‌دو و به بیماری سخت دچار شوند و به بیمارستان چنان گسارش باید که بر که بر کارشان اثرگذارد؟ شخصی به طور ناگهانی با بیماری مواجه می‌گردد نه تنها فقدان کنترل برای او ناتوانی جسمی به‌بار می‌آورد، بلکه مرگ هویت و منزلت کاری او نیز فرا می‌رسد. چه اتفاقی می‌افتد هنگامی که بدنمان بیمار می‌شود و از اینرو دیگر میلی به خواسته‌هایمان یا حتی انجام حرکات ساده نداریم؛ علمی که خود باعث تشدید درد روانی در ما می‌گردد؟ فقدان خود را به‌صورت پیامد‌های هیجانی و روان‌شناختی متجلی می‌سازد.

همگی دیر یا زود خواهیم مرد. هنگامی که با مرگ مواجه می‌شویم، راه‌های بسیاری برای مواجه با آن داریم. می‌توانیم بهترین استفاده را از زمان باقیمانده ببریم یا اینکه چه زاری و افسوس خوردن آن را از دست بدهیم. اگر بتوانیم هر حسی را به‌طور طبیعی حفظ کنیم یا باورهای دینی خود را از دست ندهیم، قطعا به انتخابی روشن دست زده‌ایم. با این وجود ترس می‌تواند بر منطق یا عقیده ما غلب آید. ترس می‌تواند ما را از باثبات‌ترین عقایدمان دور نماید. بنابراین در برخورد با بیماری و مشکلات خاص یا فقدان ترس نقشی کلیدی ایفا می‌کند.

توزیع جهانی بیماری‌ها به تدریج در حال تغییر است. این تغییر از دهه ۹۰ میلادی آغاز شده و هم اکنون در حال شتاب گرفتن است. جهت اصلی این تغییر تبدیل عوامل اصلی مرگ‌و‌میر از بیماری‌های واگیردار عفونی و سو تغذیه به بیماری‌های غیر واگیر نظیر افسردگی و بیماری‌های قلبی است.

انتظار این است که در ظرف ۲۰ سال آینده بیماری‌های غیر واگیردار در کشورهای رو به توسعه عامل ۷ مرگ از هر ۱۰ مرگ باشد.

در کشور ما نیز چنین انتظاری بدیعی است. به تدریج در سطح جامعه این احساس تبدیل به یگ اعتقاد می‌گردد که همراه با ناپدید شدن بیماری‌های خطرناک و کاهش انواع بیماری‌های عفونی شناخته شد، بیماری‌های قلبی، اختلالات روانی و رفتاری در حال افزایش است. دلیل این امر البته افزایش سطح خدمات بهداشتی درمانی در سطح کشور است.

سهم عمده‌ای از افزایش بار بیماری‌های غیر واگیر و افزایش اختلالات روانی به عهده دارد. یافته‌های مطالعات سازمان بهداشت جهانی حاکی است که از تلفات ۵ میلیون نفر ناشی از صدمات در سال ۱۹۹۰ «بالغن جوان» بیشترین سهم را داشته و پس از حوادث رانندگی خودکشی و --- علت این مرگ‌ها بوده است. در همین سال، در میان زنان پانزده تا چهل‌و‌چهار ساله به عنوان مهم‌ترین علت مرگ تنها سل جلوتر از خودکشی قرار دارد و فقط در چین ۱۸۰،۰۰۰ زن خود را کشته‌اند.


تعریف خودکشی

خودکشی از دو لغت دارای ریشه لاتین Sui به معنی «خود» و Caedere به معنی «کشتن» مشتق شده است و در حال حاضر نه به صورت «خودکشتن» که به‌صورت خودکشی استعمال می‌شود. اولین با این اصطلاح در سال ۱۷۳۷ توسط دفونن فرانسوی به‌کار گرفته شد.

بر اساس تعریف مورد توافق جهانی خودکشی تنها راه و آخرین راه از بین بردن خودآگاهی فرد در مورد خود است.
اصطلاح خودکشی تنها زمانی مورد استفاده قرار می‌گیرد که اولا شخص آگاهانه اقدام کرده باشد و ثانیا منجر به از دست رفتن خود گردد. اما در صورتی که فردی اقدام به خودکشی نموده اما نتیجه مرگ‌باری نداشته باشد به آن «اقدام به خودکشی» یا «شبه خودکشی» (ParaSuicide) می‌گوید.

در شبه خودکشی انگیزه اصلی معمولا مرگ نیست بلکه فرد برای انتقام‌جویی، قدرت‌نمایی، اعمال فشار یا جلب توجه به این کار می‌پردازد، ولی ممکن است منجر به مرگ هم شود.

علل خودکشی

الف- عوامل اجتماعی
مشکل تنها زندگی کردن، فقدان حمایت خانوادگی و وجود عوامل فشار (مانند طلاق، بیکاری --، از دست دادن نزدیکان، شکست در تصحیل و زندگی، سو استفاده جنسی، از دست دادن آبرو و حیثیت و ...)

ب- عامل روانشناختی و پزشکی

افکار و احساس پوچی، نومیدی، احساس گناه، افسردگی، اعتیاد، احساس شکست، بحران‌های حاد عاطفی، بیماری‌های شدید روانی بیماری‌های جسمی مانند سرطان، ایدز و هپاتیت و ...

گروه‌های در معرض خودکشی

افراد زیر بیشتر در معرض خطر خودکشی قرار دارند کسانی‌ که:
- افسرده‌اند و افکار نومید کننده دارند.
- سابقه اقدام به خودکشی دارند.
- سابقه اقدام به خودکشی در یکی از اعضای خانواده آنها وجود دارد.
- والدین آنها طلاق گرفته و یا از هم جدا شده‌اند.
- در خانواده آنها درگیری و اختلافات خانوادگی وجود دارد.
- مشکلات قانونی در امور مربوط به خود دارند.
- در زندگی و یا تحصیل شکست خورده‌اند.
- مورد سو استفاده عاطفی و یا جنسی قرار گرفته‌اند.
- از بیماری‌ جسمی مزمن و طولانی رنج می‌برند.
- اعتیاد به مواد مخدر دارند.
- شکایت از سیر شدن از زندگی خود داشته و از خودکشی صحبت می‌کنند.
- اتفاقات ناگواری برای آنها رخ داده باشد.

 

 تاریخ انتشار:   September 10, 2005 6:51 AM


2 Comments

مقاله شما بسیار کوتاه تنظیم شده است که به خودی خود لازم است تبریک گفت که توانسته اید بطور فشرده به این موضوع بپردازید در عین حال اجازه می خواهم به چند نکته اشاره کنم: در مورد" علل خودکشی" به شرایط سیاسی، فرهنگی و یا بحران هویت و یا تضاد ارزشها اشاراه ای نکردهاید.
من در آلمان به عنوان مدد کار راجتماعی کار میکنم و در ارتباط با افرادی که از ایران می آیند کاملا موارد فوق را تشخیص میدهم. سؤال: علت اینکه به موارد فوق اشاره نکرده اید چیست؟نقش سیستم تربیتی و کنترل واجبار ارگانهای رسمی و فرهنگ "امر ونهی " و
سیستم سیاسی و مذهب را چگونه میبینید؟ علت اینکه به این موارد نپرداخته اید چیست، ایا دستبستگی دارید یا آنکه آنها را مهم نمی دانید؟ با تشکر

من هم از کسانی هستم که تقریبا از نوزده سالگی تا الان که چهل و چند سالم است به خودکشی فکر کرده ام و البته فقط یک بار خیلی جدی قصد این کار را داشتم که نتوانستم و نشد. ولی این فکر همچنان در من باقی است، گرچه می دانم انتخاب مرگ در واقع انتخاب یک زندگی بهتر است و نه انتخاب زنده نبودن. نومیدی از حل مشکلات ، فرد را به این راه حل می رساند که به جای اینکه سعی کند مشکلات را از سر راه خود بردارد خود را از سر راه مشکلات بردارد و خلاص شود. و می بینید که نادرستی این راه حل چه قدر روشن است . ولی کسی که به این مرحله می رسد دیگر به درستی یا نادرستی آن فکر نمی کند بلکه فقط می خواهد راحت شود. خودکشی یک خود خواهی نیرومند و در عین حال یک ازخودگذشتگی بزرگ است. برای من وحشت بی اندازه ای که از دنیای سیاه آن سوی مرگ داشتم عاملی شد که به همین زندگی ناگوار رضایت بدهم و تصمیم بگیرم که دیگر ادای یک شهید زنده را درنیاورم.اگر کسی واقعا مرگ را با تمام وجود بر زندگی ترجیح می دهد مردن کار ساده و کم هزینه ای است ،ولی همان طور که گفتم،اغلب کسانی که خودکشی می کنند به دنبال زندگی بهتر هستند ونه عدم زندگی.


 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir