جنگ یک روزه

شنبه، 19 شهریورماه 1384

     

 
       
 

موضوع: ترجمه ادبی

 

نويسنده: منصوره مدرس

   
     
همگی برای سرود ملی‌مان برمی‌خیزیم. رئیس جمهور به سمت سکو حرکت می‌کند. با علامت او باند موسیقی ضربات را آغاز می‌کنند. و در آخرین ضربه سربازان را بنگرید. با دقتی نطامی هر سرباز اسلحه‌اش را بیرون می‌آورد آن را بر مغز خود جای می‌دهد و در یک لحظه واحد 204000 شلیک شنیده می‌شود.
   

 

 

 

هموطنان آمریکایی، صبح بخیر. به "جنگ یک روزه" خوش آمدید. WCDW چشم و گوش شما خواهد بود. امروز برای پوشش خبری زنده مهم‌ترین روز در تاریخ‌مان به عنوان بخشی از جشن 200 سالگی جنگ داخلی‌مان افتخار می‌کنیم که در پروژه پروفسور Brainard "جنگ یک روزه" شرکت داریم.
مطمئنا هیچ آمریکایی‌ای نیست که درمورد این پروژه نشنیده باشد. این موضوع مهمترین بحث چند ماه اخیر بوده است. اکنون این روز عظیم پنجم آوریل 2065 فرارسیده و ما همگی بخشی از آن هستیم. هوا عالی و دید بی‌نقص است. حتی یک ابر هم بالای سر نیست. آسمان آبی و صاف است. در مکان استقرار ما، جایگاه تماشاگران، زاویه دید عالی داریم. در حالی که منتظر (آغاز مراسم) هستیم مصاحبه‌ای اختصاصی را با پروفسور Brainard ترتیب داده ایم. پدر"جنگ یک روزه".

- پروفسور، مطلعم که شما تا چه حد درگیر سرپرستی این عملیات عظیم هستید و از اینکه به ما اجازه این مصاحبه را دادید متشکرم. برای شروع ممکن است اطلاعاتی درباره این پروژه به ما بدهید؟

- از صحبت با شما بسیار خرسندم. در این مرحله پروژه در حال اجرا بر اساس برنامه‌ریزی‌ست و حضور من در اینجا برای رفع هرگونه مشکل احتمالی‌ست. تقاضای پیش زمینه (اطلاعاتی) کردید. بسیارخب. همانطور که احتمالا می‌دانید من به عنوان متخصص جنگ داخلی شناخته شده‌ام و از من خواسته شد تا برنامه جشن 200 سالگی را طرح‌ريزی کنم. یکی از بخش‌های مشکل‌ساز جنگ داخلی مانند هرجنگ دیگری مسئله پرهزینه بودن و نارکاریی آن بود. با استفاده از فن‌آوری مدرن امروزه‌مان توانایی آن را داریم که مبارزه‌ای را بازسازی کنیم که هم پایه دیگر مبارزات در طول جنگ بوده است.
هزینه‌های اصلی در هر جنگی مشارکت ارتش و ماشین آلات؛ تجهیزات پزشکی؛ پرسنل و هزینه‌های به خاک سپاری را می‌طلبد. انجام همه اینها در طول جنگ کار مشکل، پرهزینه و ناکارآمدست. با به کارگیری پیشرفت علمی و فرهنگی‌مان در طول دوصدسال اخیر هیچ مشکلی برسر راه تولید تاثیری به این حد با هزینه کمتر نبود.
بهترین ویژگی این طرح بسیار واضح بود: چرا سربازان دقیقا در همان میدان مبارزه دفن نشوند تا بسیاری از مشکلات و هزینه‌ها کاهش یابد. میدان مبارزه تبدیل به گورستان می‌شود! هنگامی که به این ایده رسیدیم بقیه مشکلات هم حل شدند.
هیئتی برای این طرح انتخاب شدند. کامپیوتر سربازها را انتخاب کرد. ما حفارها، سنگتراش‌ها، باغبانان و گلکارهایی را استخدام کردیم. هزینه قابل توجهی با عدم نیاز به ماشین‌های جنگی- مگر یک اسلحه برای هر سرباز - صرفه‌جویی شد. طبیعتا نیازی به تیم پزشکی و تجهیزات نبود. خانواده سربازان اعزامی از پیش به خوبی مطلع بودند، بنابراین می‌توانستند به خوبی برنامه‌ریزی کنند و امور شخصی‌شان را سروسامان دهند.

- آیا در این طرح مشکلی هم داشتید؟

- در ابتدا تا حدودی. تعدادی از اعضای کنگره فکر می‌کردند این طرح غیر انسانی‌ست. من برایشان توضیح دادم که نتیجه دقیقا مانند کشاندن جنگ برای 4 سال با هزینه‌ای بیشتر و ناراحتی برای اکثر مردم است. علاوه بر این هیچ درگیری برای شهرنشینان نخواهد داشت. نه حمله‌ای صورت می‌گیرد، نه خانه‌ای سوزانده می‌شود و نه خانواده‌ای به وسیله سربازان غارتگر کشته می‌شود. به اتفاق آرا موافقت شد که طرح من ایمن‌تر، انسانی‌تر و کارآمدتر از جنگ داخلی‌ست. با اعتراض شدیدی از سوی اتحادیه غربی واشینگتن روبه رو شدیم. فرستادن تلگرام به خانواده‌های سربازان ( کشته شده) هزینه دربرداشت. به توافق رسیدیم که شرکت نوعی پرچم کوچک آمریکا تهیه کند تا به خانواده‌ها داده شود.

- و حالا پروفسورBrainard، پس از ماه‌ها برنامه‌ریزی، پروژه شما در حال به تحقق پیوستن است. متشکریم پروفسور. می‌دانم که وقتی که به شما به عنوان مردی مهم و میهن‌پرست حقیقی ادای احترام می‌کنم از طرف همه ملت صحبت می‌کنم.


8:30 دقیقه است و ما تقریبا برای اجرای پروژه آماده‌ایم. در مقابل ما در این میدان وسیع مبارزه که تا مایل‌ها گسترده است دو لشکر در مقابل هم صف کشیده‌اند. سربازها در صف‌هایی منظم آماده ایستاده‌اند - لشکری آبی پوش در برابر لشکری خاکستری پوش. مانند مجسمه‌هایی مرمر با صلابت ایستاده اند. در سمت چپ‌مان ماشین‌های حفاری دیده می‌شوند که به همراه کارکنان‌شان در سکوت انتظار می‌کشند. در پشت آنها سنگ‌تراشان و باغبانها ایستاده‌اند. در سمت راست‌مان گلکارها را می‌بینیم.
اینجا، در جایگاه تماشاگران، همه مقامات بلند پایه حضور دارند. رئیس جمهور، معاون رئیس جمهور، سخنگوی کاخ‌، رهبران اکثریت سنا، اعضای کابینه، مدیران بلندپایه عدالت و نمایندگانی از نیروهای مسلح.
همگی برای سرود ملی‌مان برمی‌خیزیم. رئیس جمهور به سمت سکو حرکت می‌کند. با علامت او باند موسیقی ضربات را آغاز می‌کنند. و در آخرین ضربه سربازان را بنگرید.
با دقتی نطامی هر سرباز اسلحه‌اش را بیرون می‌آورد آن را بر مغز خود جای می‌دهد و در یک لحظه واحد 204000 شلیک شنیده می‌شود. صدا مانند انفجار مهیبی گوش خراش است. دود اسلحه‌ها فضا را پر می‌کند. آسمان ناگهان دودی رنگ می‌شود مانند آنکه طوفانی سررسيده است. میدان کاملا ساکت است. صف‌های اجساد بر زمین افتاده آبی و خاکستری اکنون بی نظم است. فکر می‌کنم برنامه‌ریزی برای افتادنی بی نقص مشکل باشد، حتی با تمرین جدی و عشق به وطن. سربازها نقش خود را ایفا کرده‌اند. اکنون زمان کار بقیه تیم است. تماشاگران از جایگاه خود برخاسته و به طرف لیموزین‌های خود حرکت می‌کنند. رئیس جمهور دست پروفسور Brainard را می‌فشارد. هنگامی که آخرین مقامات صحنه را ترک می‌کنند ماشین‌ها و کارکنان‌شان به طرف میدان حرکت می‌کنند.
از سمت چپ به راست شروع به کندن گودال‌ها کرده، هر سرباز را دفن کرده و زمین را صاف می‌کنند. سنگتراشان کار را ادامه می‌دهند؛ سنگی بر سر مزار هر سرباز قرار می‌دهند. هرسنگ از قبل با نام و تاریخ تولد و مرگ هر سرباز تراشیه شده است. کارکنان سخت کار می‌کنند، صفی پس از صف دیگر.
اکنون گل‌کارها بار خود را تخلیه کرده و بر روی هر مزار دسته گلی قرار می‌دهند.
ما در حال تماشای قسمت نهایی جنگ یک روزه هستیم. گورکنان میدان را ترک کرده‌اند، سنگ تراشان رفته‌اند، گلکارها در حال ترک صحنه هستند و اتوبوس‌های حامل زنان بیوه و فرزندان یتیم‌شان می‌رسند. همه آنها با هزینه دولت به اینجا فرستاده شده‌اند. در میدان پراکنده می‌شوند. راهنمایان و میزبانان در لباس‌هایی فاخر هر خانواده را به قسمت خاص خود راهنمایی می‌کنند. هرخانواده برگه‌ای اطلاعیه و پرچم کوچک آمریکا را دریافت می‌کند. باند موسیقی نظامی در حال نواختن « When Johnny Comes Marching Home Again » هستند. ما همگی با توجه کامل ایستاده‌ایم در حالی که نسیمی بر فراز میدان می‌وزد.
حقیقتا جالب است که ذکاوت آمریکایی به کجا می‌تواند برسد. امروز صبح یک میدان معمولی به یک گورستان نظامی تبدیل شد. روز زیبایی‌ست! من افتخار این را داشته‌ام که(گزارش) این پروژه مهم را به خانه‌های شما بیاورم.
بله، روز عالی‌ای بوده است. شب‌بخیر آمریکایی‌ها، خوب بخوابید.


*The One Day War
نوشته Judith Solowayk، متولد 1950 در شهر نیویورک-بروکلین است. این نویسنده معاصر آمریکایی در حال حاضر به تدریس زبان انگلیسی و نوشتن شعر و داستان کوتاه مشغول است. او در سفری از کنار گورستانی نظامی می‌گذرد وبا دیدن مایلها قبر و گمنامی سردشان یکه خورده تصمیم به نوشتن این داستان می‌گیرد.

 
 
 

 مطالب مرتبط

 
 

  ارسال نظرات

برای ديدن نظرات ديگران در مورد اين مطلب اينجا را کليک کنيد.

 
 

موسیقی زیر زمینی - بخش سوم: رپ

 

موسیقی زیر زمینی - بخش دوم: راک، متال و تلفیقی

 

موسیقی زیر زمینی - بخش اول: پاپ

 
 

پذیرش «رپ» به عنوان سبک موسیقی
گفتگو با عبدالجبار کاکایی، عضو سابق شورای ترانه وزارت ارشاد
بحر طویل؛ رپ ایرانی
طبقه‌بندی مفاهیم موسیقی «رپ» فارسی - ویرایش اول
از مفاهیم عرفانی تا داف فانتزی، نگاهی به ترانه‌های رپ فارسی
رپ، ارائه تصویر تنزل‌یافته از زن و رفتار جنسی نوجوانان امریکا
هیپ‌هاپ واقعی و رپ‌خوانان سفید
گرافیتی؛ نمونه دیوارنگاری شهر تهران
نمونه ترانه رپ - کمک
نمونه ترانه رپ - وطن پرست
نمونه ترانه رپ - صلح تویی
نمونه ترانه رپ - سفری بی انتها
نمونه ترانه رپ - شهر گمشده
نمونه ترانه رپ - ایران ما
نمونه ترانه رپ - انرژی هسته‌ای
نمونه ترانه رپ - اختلاف
نمونه ترانه رپ - بنزین
نمونه ترانه رپ - اذان
نمونه ترانه رپ - سصید ۳۰۰
نمونه ترانه رپ - فرق آدما

 
 

برترین‌های رسانه‌ای سال

 


جستجو :

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]

مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.

 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 
 

© Copyright 2002-2007 7sang Persian E-zine