با نگاهی به زندگینامهی شاعران، نویسندهها و هنرمندان جهانی مطمئنا از تعداد بسیار ِ افرادی که از میان آنها با خودکشی جان سپردهاند، شگفتزده خواهیم شد. بزرگانی چون ارنست همینگوی، ویرجینیا وولف، صادق هدایت و...
برخی از این افراد، پیش از مرگ یادداشت خودکشی از خود به جای گذاشتهاند که در زیر بخشهایی از این یادداشتها، و نحوهی خودکشی نویسندگان آنها را میخوانیم:
□
«باید تموماش کنم. هیچ امیدی برام نمونده. هیچکی مسئول مرگ من نیست. همهش تصمیم خودمه.»
فردی پراینز (Freddie Prinze)
22 ژوئن 1954 – 29 ژانویه 1977

کمدین. بازی در فیلم «مرد و چیکو».
مشکلات ناشی از افزایش وزن و دورگه بودناش باعث احساس تنهایی و بیگانگیاش بود: «من حتی یه اسپانیایی لعنتی واقعی نبودم. یه یهودی واقعی هم نبودم. هیچ کوفتِ واقعیای نبودم. یه بیشعور ِ چاقالو بودم با عینک و تنگی نفس.» با وجود یادداشت خودکشی پرایز، علت مرگ زودهنگام او، شلیک تصادفی گلوله ناشی از مصرف قرصهای افسردگی «کوالد» گزارش شد.
□
«آنگاه که دیگر من از دنیا رفتهام، ماه زیبای آرویل موهای خیس از باراناش را پریشان میکند و تو دلشکسته بر روی پیکر بیجان من خم میشوی. و من اهمیتی نمیدهم. چرا که میخواهم در آرامش بهسر برم. بهسان درختان سرسبز، هنگاهی که قطرات باران شاخههای نازکشان را خم میکند. و من ساکتتر و سنگدلتر از اکنونِ تو خواهم بود.»
سارا تیسدیل (Sara Teasdale)
1933- 1884

شاعرهی آمریکایی. متولد سنتلوئیس.
وی چندین جلد کتاب شعر شامل «هلن از تروی» و «رودخانههای در راه دریا» از خور به جای گذاشتهاست. اشعار تیسدیل بسیار ظریف، احساسی و شخصی هستند.
او خود زنی بسیار احساساتی و گوشهگیر بود. و سرانجام در 48 سالگی پس از نوشتن یادداشت خودکشیاش خطاب به عاشقی که ترکاش کردهبود، خود را غرق کرد.
□
«فرانسیس و کورتنی، من به خاطر شماها میرم. کورتنی، ادامه بده. به خاطر فرانسیس. اون بدون من خیلی خوشبختتر میشه؛ دوستتون دارم. دوستتون دارم.»
کرت کوبین (Kurt Cobain)
20 فوریه 1967- 8 آوریل 1994

خوانندهی اصلی گروه نیروانا، که سرتاسر کودکیاش بیمار و مبتلا به برونشیت بود.
جسد کرت را یک برقکار که برای نصب سیستم امنیتی به خانهی او رفتهبود پیدا کرد. وقتی کسی در را به روی برقکار باز نکرد، او از پنجره به داخل خانه نگاهی انداخت. تا قبل از اینکه لکههای خون را کنار گوش جسد ببیند، فکر میکرد آنچه روی زمین افتادهاست یک عروسک چوبی است.
وقتی پلیس در خانه را شکست، هنوز اسلحه در دست کرت به سمت چانهاش نشانه رفتهبود. یادداشت خودکشی او ـ که با جوهر قرمز نوشته شدهبود ـ کمی آنسوتر روی پیشخان آشپزخانه قرار داشت.
□
«شماها این قمار رو باور میکنین؟»
جون اریک هکسوم (Jon Erik Hexum)
5 نوامبر 1957- 18 اکتبر 1984

هنرپیشهی نقش فیناس باگ در فیلم «مسافران» در مقابل مینو پلوس. آنچه از هکسوم به جای مانده دقیقا یک یادداشت خودکشی نیست. ولی از ادبیات ارزشمندی برخوردار است. مرگ هکسوم بر اثر یک تصادف در هنگام بازی در سریال تلویزیونی «مخفیکاری» رخ داد. آنجا که هکسوم میبایست با یک تفنگ مشقی به سر خود شلیک میکرد. ضربهی ناشی از شلیک گلولهی مشقی باعث شکستهشدن بخشی از جمجمهی هکسوم و فرو رفتن استخوانهای خرد شده به مغز وی شد. او شش روز بعد از این حادثه درگذشت.
«برام مهم نیست که مردم میگن من زیاد با دخترها بیرون میرم یا نه، برام مهم نیست که فکر میکنن من همجنسبازم یا میگن که استرالیاییام. کی اهمیت میده! مسلمه که ترجیح میدادم مردم نگن همجنسبازم. ولی حالا که میگن، خب بذار بگن. اونقدرهام مهم نیست. از اینکه چند دفعه هم با رفقام به بار ِ همجنسبازها رفتم نگران نیستم.
میدونم خیلیها از شیوهی کمپانی اکسون خوششون نمیاد. ولی من که خیلی خوشحال و ممنونام که اینجا هستم.»
□
«احساس میکنم باز به یکی از حملههای دیوانگیام نزدیک میشوم. دیگر نمیتوانم به این وضعیت وحشتناک ادامه دهم. این بار بهبود نخواهم یافت. صداهایی در سرم میشنوم و نمیتوانم روی نوشتههایم تمرکز کنم. تا به حال مبارزه کردهام ولی دیگر نمیتوانم.»
ویرجینیا وولف (Virginia Woolf)
1941- 1882

نویسندهی صاحبنام انگلیسی که سبک جدیدی را در رماننویسی آغاز کرد. وولف تعداد زیادی مقالهی فمینیستی نوشتهاست. «اگر قرار باشد یک زن داستان بنویسد باید پول داشتهباشد. و اتاقی از آن خود.»
وولف جیبهایش را از سنگ پر کرد و خود را در رودخانهی اوز، نزدیک خانهاش در ساسِکس غرق کرد.
□
«خدانگهدار، دوست من! خدانگهدار/ تو در قلب من خواهی بود، عزیز من/ جدایی مقرر شدهاست/ و ملاقاتی در آینده را نوید میدهد.»
سرجی اسنین (Sergei Esenin)
1925- 1895

شاعر روس. همسر رقاص معروف، ایزادورا دونکن.
خود را از لولههای آب گرم سقف اتاقش حلقآویز کرد. روز قبل از آن، شعر خودکشیاش را با خون خودش نوشت.
□
«دنیای عزیز! دارم ترکات میکنم. چون حوصلهم سر رفته. فکر میکنم به قدر کافی زندگی کردهم. میخوام تو رو با همهی نگرانیهات توی این چاه مستراح خوشگل، ترک کنم. موفق باشی!»
جورج ساندرز (George Sanders)
1906- 25 آوریل 1972

هنرپیشهی فیلمهایی چون «تصویر دوریان گرِی»، «شبح و خانم مویر» و «همه چیز دربارهی ایو». صدای «شِر خان» در انیمیشن «کتاب جنگل» شرکت دیسنی.
با مصرف تعداد زیادی قرص خواب خودکشی کرد.
□
«خداحافظ همگی!»
هارت کرین (Hart Crane)
1932- 1899

از تاثیرگذارترین شاعران مدرنیست آمریکایی. با رفتارهای آزارنده و مخرب (حملات ناگهانی خشم، زیادهروی در نوشیدن الکل، بیبند و باری جنسی)
در سن 32 سالگی خود را از عرشهی کشتی به خلیج مکزیکو انداخت. جسد کرین هیچوقت پیدا نشد.
□
«به هارولد:
شاید خدا من و تو رو ببخشه، ولی من ترجیح میدم جون خودم رو بگیرم. و جون بچهمون رو. قبل از اینکه مجبور بشم با شرمندگی به دنیاش بیارم یا بکشماش.
لوپ»
لوپ ولز (Lupe Velez)
18 جولای 1908- 13 دسامبر 1944

هنرپیشهی پرشور مکزیکی. با سابقهی کار در چند تئاتر کمدی موزیکال، که به کارش در سینما منجر شد. ولز در زمان زندگیاش در قریب به 50 فیلم بازی کرد. ولی هیچگاه نتوانست به ستارهای که همیشه آرزویش را داشت تبدیل شود.
ولز با خوردن تعداد زیادی قرص خوابآور خودکشی کرد و در دو یادداشتی که از خود به جای گذاشت، از عشق نافرجام و بارداری ناخواستهاش نوشتهاست.
□
«آینده، تنها پیری است و بیماری و درد... من باید در آرامش باشم. و این تنها راه است.»
جیمز ویل (James Whale)
29 مه 1957- 22 جولای 1893

کارگردان فیلمهایی چون «فرانکنشتین»، «عروس فرانکنشتین» و «مرد نامرئی». در اوایل دههی 40 با از رونق افتادن فیلمهای ترسناک در هالیوود، فیلمسازی را ترک گفت.
بعدها در فیلم «خدایان و هیولاها» (1998) سِر ایان مککلان به ایفای نقش ویل پرداخت.
ویل با نوشیدن مقدار زیادی الکل، پریدن در استخر خانهاش و کوبیدن سرش به کف استخر خودکشی کرد.
ترجمه از:
www.rotten.com/library/death/suicide/suicide-notes