English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- در سوگ استاد منوچهر احترامی، طنزپرداز و نویسنده کودکان
- هیاهوی گنجشک‌ها در برف
- سریال‌های تاریخی و نقش خلاقیت
- «مُرده‌هایی چنین سرزنده!»
- تاریخی که با اخلاق ساخته شد
- سریال‌های تلویزیونی تاریخی
- هفتمین سال هفت سنگ
- «پارس بانو»، زیارتگاهی برای زرتشتیان
- فراخوان جایزه ادبی والس برای رمان‌های منتشر نشده
- به گمانم روز هفتم بهار بود
- شعر: ساعتی تنها شدم
- بامدادی چشم و چراغ وردپرس فارسی است
- کلاهم را برمی‌دارم، به نشانه‌ احترام
- بامدادی: هر کسی گاهی پایش می‌لغزد
- «بامدادی» من را با خودش کشاند
- با همین پرستوهایی که آمده‌اند، برمی‌گردیم!
- مثل ماه شدی...!
- سه ديدار با مردی كه از فراسوی باور ما آمد
- بار دیگر مردی که رفت...
- تذکره‌ی خوابگرد!
- یک گوشه‌ی پاک و پر نور
- چرا باید خوابگرد را خواند؟
- پدرخوانده‌ای که داخل «گیومه» اتفاق افتاد
- انتشار ویژه‌نامه معرفی برترین‌های رسانه‌ای سال ۸۶
- بررسی نشریات برگزیده ‌سال هشتاد و شش


 
 

  زندگی


کمک به شخص بحران زده

 

   

نظرات خوانندگان  (0)

 

  نويسنده: منصوره مدرس

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
ساعت سه صبح است و تازه بعد از درس خواندن برای امتحان به خواب رفته‌ای. صدای تلفن را می‌شنوی. دوست صمیمی‌ت پشت خط است. کلماتی که هیچ وقت فکرش را نمی‌‌کردی بشنوی از آن سوی خط به گوش می‌رسد: «دیگه نمی‌تونم ادامه بدم، دیگه زندگی برام قابل تحمل نیست ... می‌دونم که باید تمومش کنم ... باید خودمو خلاص کنم!»
 

ساعت ۳ صبح است و تازه بعد از درس خواندن برای امتحان به خواب رفته‌ای. صدای تلفن را می‌شنوی. دوست صمیمی‌ت پشت خط است. کلماتی که هیچ وقت فکرش را نمی‌‌کردی بشنوی از آن سوی خط به گوش می‌رسد: «دیگه نمی‌تونم ادامه بدم، دیگه زندگی برام قابل تحمل نیست ... می‌دونم که باید تمومش کنم ... باید خودمو خلاص کنم!»
ناگهان احساس می‌کنی آدرنالین در تمام بدنت جریان پیدا کرده، در حالی که دستانت می‌لرزند و حواست کاملا جمع شده این سوال به ذهنت می‌رسد: «چی باید بگم؟...چی کار کنم؟»
برخورد با بحران خودکشی کار بسیار مشکلی‌ست. معمولا غیر قابل پیش‌بینی‌ست و نیاز است که فرد مددکار بسیاری از مهارت‌ها و منابع را به کار گیرد. لیست زیر پیشنهاداتی‌ست که برای جلوگیری از یک خودکشی نیاز به انجامش دارید:

۱. فرد را تشویق کنید تا عواملی را که باعث شد به «مرگ» فکر کند را با شما درمیان بگذارد. هرچه فرد قادر به صحبت درباره‌ی جزيیات این تجربه شود بهتر می‌توان به عوامل این بحران پی برد و هنگامی که عوامل شناخته شد رویارویی با آن آسان تر خواهد بود.

۲. سعی کنید فرد را وادار به بیان احساساتش کنید. بیان احساسات برای آن فرد راهی‌ست برای راندن ناامیدی‌ها و بدين طريق فرد ایمنی احساس می‌کند. می‌توانيد از عبارات معمول مانند اینکه: «وقتی این اتفاق افتاد چه احساسی داشتی؟» یا «اگر این اتفاق برای من هم می‌افتاد همین احساس را داشتم.» استفاده کنيد

۳. وقتی در این باره صحبت می‌کنید از عبارات «خودکشی»، «نقشه خودکشی» و ... استفاده کنید. معمولا افرادی که با این مسئله روبه رو می‌شوند سعی می‌کنند از زاویه‌ی دیگری این موضوع را ببینند. شاید حتی نوعی فرار احساسی به نظر آید، یک راه حل بدون عواقب قابل ذکر. استفاده از این عبارات باعث می‌شود تا شخص حس قوی‌تری از واقعیت پیدا کند در حالی که به مددکار کمک می‌کند که آیا نقشه‌ای در کار هست یا نه. اگر فرد نقشه‌ی منطقی‌ای برای این کار دارد فریاد او برای کمک جدی‌تر است و به دقت بیشتری نیازمند است.

۴. به فرد کمک کنید تا گزینه‌های دیگری بیابد. افرادی که به مرگ فکر می‌کنند زندگی را به گونه‌ای نمی‌بینند که راه حل مثبتی وجود داشته باشد مشخص کردن این حقیقت که مرگ راه حلی دائمی برای مشکلی موقتی‌ست می‌تواند منجر به امیدوار شدن گردد. گزینه‌های مختلفی وجود دارد. با کمک، فرد بحران زده می‌تواند راه بهتری را در این موقعیت انتخاب کند.

۵. از منابع و مقالات تخصصی کمک بگیرید.

۶. وقتی که بحران خاتمه یافت با فرد دیگری صحبت کنید. زمانی که می‌گذارید تا در بحران سهیم شوید مانند این است که خودتان هم در آن موقعیت پراسترس بوده‌اید. احساسات و تصمیمات خود را با فرد دیگری در میان گذاشتن در برگشت بدن‌تان به وضعیت عادی نقش بسزایی دارد. در ضمن ممکن است خود را «گناهکار» در حل مسئله بدانید. به یاد داشته باشید که در میان گذاشتن این موضوع با افراد دیگر خیانت به اعتماد آن فرد نیست بلکه کمک برای نجات یک زندگی‌ست.

۷. محدودیت‌های مسئولیت خود را درک کنید. روش‌های معدودی برای کمک در مواقع بحرانی موجودند (معرفی او به یک متخصص، اطلاع به سازمان‌های مربوطه و پلیس و خانواده شخص و...) اگر مراحل اساسی را برای اینکه فردی را از انجام این کار باز دارید انجام داده‌اید فرد از دریافت کمک‌های بیشتر خودداری می‌کند کار بیشتری برای او نمی‌توان انجام داد. کسی که برای تمام کردن زندگی‌ش مصمم باشد راهی پیدا می‌کند. مسئولیت شما به عنوان دوست یا مددکار حمایت و تا حدودی دخالت است. وقتی که همه‌ی راه‌های ممکن را امتحان کردید مسئولیت شما به عنوان یک همنوع تمام می‌شود.

 

 تاریخ انتشار:   September 10, 2005 7:00 AM



 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir