ترجمه چند شعر از لینچری

جمعه، 7 مردادماه 1384

     

 
       
 

موضوع: ترجمه ادبی

 

نويسنده: مينا خانلرزاده

   
     
خواهرم، استفانی، عاشق شده / من فکر می‌کردم از پسرا متنفره / برادرم اسباب بازیاش حراج کرده / مامانم تازگیا هر روز میره پیاده روی / پدرم ریشاش تراشیده / بهار اومده
   

 

 

 

ترجمه: مینا خانلرزاده

هاروی

هاروی به اینکه قد من ثابت مونده
میون این همه آدم که دارن رشد می‌کنن
نمی‌خنده
هاروی یادش می‌مونه که من همه رنگای شکلاتای چوبی رو دوست دارم
جز زرد
هاروی لباساش به من قرض می‌ده
بدون اینکه مجبور باشم بش برگردونم
من از ارواح می‌ترسم و
هاروی تنها کسیه که می‌دونه
وقتی می‌گم یه روزی با مارگی رز عروسی می‌کنم
هاروی تنها کسیه که باور می‌کنه
هاروی یه قلپ از آب میوه‌ش می‌خوره
یه قلپ می‌ده به من
هاروی یواش تو گوشم می‌گه زیپ
وقتی یادم می‌ره زیپ شلوارم ببندم
هاروی قسم می‌خوره که
انگشتای پام مضحک نیستند
هاروی میاد منو صدا می‌زنه
هر وقت تو رختخواب با گلو درد و تب افتاده باشم
هاروی بم می‌گه من بچه‌ی نازیم
اما نه خیلی
اگه یه روزی یه قطار باشه که بخواد بره بهشت
من سوارش نمی‌شم
مگه اول هاروی سوار شه...


عجیب غریب

خواهرم، استفانی، عاشق شده
من فکر می‌کردم از پسرا متنفره
برادرم اسباب بازیاش حراج کرده
مامانم تازگیا هر روز میره پیاده روی
پدرم ریشاش تراشیده
بهار اومده
همه دارن کارای عجیب غریب می‌کنن
جز من


از اون روزی که هانا رفته ...

تایر دوچرخم کم باد شده
اسمون بداخلاق و خاکستریه
یا اگرم نیست من اینجوری می‌بینمش
از اون روزی که هانا رفته
بستنی شکلاتی مزه‌ی الوچه‌ی ترش می‌ده
ماه بهمن میاد که دیگه برای همیشه بمونه
اردیبهشت و خرداد و هم خدا پس گرفته
از اون روزی که هانا رفته
گلا بوی ماهی می‌دن
لباسای نرم مخمل مثه علفای خشک شدن
سگای توپول خوش تیپ مثه سگای تازی شدن
از اون روزی که هانا رفته
دیگه هیچ چیز بامزه‌ای تو دنیا نیست
که بشه بش خندید
دیگه هیچ چیزی نیست که بشه باش بازی کرد
بچه‌ها برا بازی صدام می‌کنن
اما من نمی‌رم
از اون روزی که هانا رفته...


اگه من رییس دنیا بودم

اگه من رییس دنیا بودم
هیچ وقت نمی‌ذاشتم سوپ جو و
صبحای شنبه و
شربت الرژی و
همینطور سارا شاگرد اول کلاسمون
به دنیا بیان
اگه من رییس دنیا بودم
شبا روشن تر بودن
همبرگرا سالم‌تر بودن
سبد بسکتبال یک متر و نیم کوتاه تر بود
اگه من رییس دنیا بودم
کسی تنها نمی‌موند
کسی مجبور نبود تمیز باشه
هیچ بچه‌ای ساعت خواب نداشت و
مجبور نبود بشنوه "خواهرت نیشگون نگیر"
اصن کسی مجبور نبود خواهر داشته باشه
اگه من رییس دنیا بودم
کیک شکلاتی خامه‌ای سبزی بود
همه‌ی فیلمای مث جیمز باند تو برنامه کودک بودند
تازه یه کسی که بعضی وقتا یادش میره
مسواک بزنه
یا سیفون دستشویی رو بکشه
بازم می‌تونست رییس دنیا باشه

پ.ن: صبح های دوشنبه را صبح های شنبه ترجمه کردم.

 
 
 

 مطالب مرتبط

 
 

  ارسال نظرات

برای ديدن نظرات ديگران در مورد اين مطلب اينجا را کليک کنيد.

 
 

موسیقی زیر زمینی - بخش سوم: رپ

 

موسیقی زیر زمینی - بخش دوم: راک، متال و تلفیقی

 

موسیقی زیر زمینی - بخش اول: پاپ

 
 

پذیرش «رپ» به عنوان سبک موسیقی
گفتگو با عبدالجبار کاکایی، عضو سابق شورای ترانه وزارت ارشاد
بحر طویل؛ رپ ایرانی
طبقه‌بندی مفاهیم موسیقی «رپ» فارسی - ویرایش اول
از مفاهیم عرفانی تا داف فانتزی، نگاهی به ترانه‌های رپ فارسی
رپ، ارائه تصویر تنزل‌یافته از زن و رفتار جنسی نوجوانان امریکا
هیپ‌هاپ واقعی و رپ‌خوانان سفید
گرافیتی؛ نمونه دیوارنگاری شهر تهران
نمونه ترانه رپ - کمک
نمونه ترانه رپ - وطن پرست
نمونه ترانه رپ - صلح تویی
نمونه ترانه رپ - سفری بی انتها
نمونه ترانه رپ - شهر گمشده
نمونه ترانه رپ - ایران ما
نمونه ترانه رپ - انرژی هسته‌ای
نمونه ترانه رپ - اختلاف
نمونه ترانه رپ - بنزین
نمونه ترانه رپ - اذان
نمونه ترانه رپ - سصید ۳۰۰
نمونه ترانه رپ - فرق آدما

 
 

برترین‌های رسانه‌ای سال

 


جستجو :

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]

مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.

 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 
 

© Copyright 2002-2007 7sang Persian E-zine