گيسوبلند، آينه، عصيان سرمه وَ
چشمانِ در شهودِ درخشان سرمه وَ
سوداگري ز ايل زمينخوردگان عشق
مردي كه خيس بارش باران سرمه وَ
مردي شبيه رستم و خواني شبيه چشم
با بازوان زخمي پيكان سرمه وَ
پاهاي ناتوانِ جدامانده از مسير
دستان مات، مات بهاران سرمه و َ
انگار بوي خون عجيبي به كوچههاست
گيسوبلند، آينه، عصيان سرمه وَ...
عکس: Photo.net
تو هم مثل خودم كم داري انگار...
mamnoon
khaani shabihe cheshm!
خیلی زیبا بود
واقعا زیبا بود
همه چیز تو یک کلام
همه چیز تو یک نگاه
دوستدار تو باقی می مانم
زهرا
شعرتان خوب است.فقط ردیفش اشکال دارد.شعرهای با احساست را برای من ارسال کن