English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- توقف فعالیت‌های گروه اینترنتی هفت سنگ
- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!


 
 

  شعر


بی انگار

 

   

نظرات خوانندگان  (0)

 

  نويسنده: حامد مرادیان

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
حامد مرادیان: بیماری مزمنم درست / هم قد زنی شبیه خودم / آمده از توی غالبم بیرون / ناگهان شده / از خوابم بیرون پریده شب / آواز برای خودش خوانده / از دلم پاپس کشیده انفجار
 

(بی انگار)

بیماری مزمنم درست
هم قد زنی شبیه خودم
آمده از توی غالبم بیرون
ناگهان شده
از خوابم بیرون پریده شب
آواز برای خودش خوانده
از دلم پاپس کشیده انفجار
انگار ...
بی انگار
باید خودش باشد
زنی محرمانه تر از مریم
پشت و رو ندارم از
هرجا که بر میگردم
تکانی نخورده ام
حتی چند سطر سپید
روی غیرت خودم بلند شدم

باید بند دلم را به دکتری نشان بدهم انگار ...
بی انگار
باید خودم باشم
قبول

زلزله آمده با زنی خراب تر از دلم
چیزی به خرجم نمی رود
کوه را با نگاهی پاره می کنم .....
حاصل سوراخ آسمانم من .....

(خانوم دکتر آدم وقتی مبتلا می شه کجاش درد می گیره )

انگار ...

بی انگار
برش نداره این درجه
تبم وسط نداره
همیشه چند کلمه که در جای خودشان قرار دارند
با بی قراری ما در گیر می شوند

" معلوم نیست سطرهای معمولی در شعر چه می کنند "

( می بخشید شاعر سالم می تونه شعر مریض بگه )

گوشه خانه را بلند می کنم
کسی برای خلاصه حسم حافظه ندارد
فرشته های زمینی زیباتر از تشخیص ما هستند
تنهایی یعنی همین سراغ نداشتن
انگار گل داده تابلوی آبرنگی
شبیه عبارتی غریبه از متن زندگی

( دوباره ببخشید می شه من و یه جور دیگه خوب کنین ...
وقتی شعر می گم ... انگار)

بی انگار

(بی واسطه)

کودکی که از درخت بالا می رود
تا روی زمین نباشد
معراج می کند

جوانی که از درخت پایین می آید
تا تنهائیش را در آسمان بتکاند
نازل می شود

و پیرمردی که معشوقه اش را آن بالا جا گذاشته
درخت را وسیله ای می داند
به نزدیکی آسمانُ زمین

بوته هایی که از بلندی می ترسند
خدا را در نظر نمی گیرند

سر بلندی ستاره ها
برای خودشان بی معنی است

و دشتهای همیشه سبز
ترکیب رنگ می خواهند

البته توضیحات این شعر
بدون تو با درخت و ستاره
ترانه ای به خواب خواننده نمی رواند

سیاهی شب
در موهای سپید تو
با هزاران تجاوز خیالی آغاز می شود

حامد مرادیان

 

 تاریخ انتشار:   July 1, 2005 10:48 PM



 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir