يادگاري خط خطي بود چن تا بيت نصفه كاره
يه غزل يه قصه از من تا قيامت برگ پاره
يادگاري يه ورق بود طرح ساده يه خنده
يه نفر كه زير بارون داره چشماشو مي بنده
چن تا واژه روي كاغذ كه يه روز ترانه بودن
واسه با تو بودن من بهترين بهانه بودن
بهترين بهانه تا من حرفو تو نگات بخونم
هنوزم بعد جدايي توي خاطرت بمونم
مث شب كه با ستاره دور آسمون مي گرده
قصه ما هم يه روزي تو كتابا برميگرده